Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 243 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bullet-proof
U
ضد گلوله کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
shoot
U
پرتاب کردن گلوله
shoots
U
پرتاب کردن گلوله
launch
U
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launched
U
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launches
U
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launching
U
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
clue
U
گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
clues
U
گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
hit
U
اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hits
U
اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hitting
U
اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
ball
U
گلوله کردن
stabilization
U
برقرار کردن تعادل یاثبات گلوله در مسیر
spot
U
مشاهده کردن گلوله ها
spots
U
مشاهده کردن گلوله ها
slug
U
گلوله باران کردن
slugged
U
گلوله باران کردن
slugs
U
گلوله باران کردن
premature
U
عمل پیشرس پیش از وقت عمل کردن گلوله
stand off
U
برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand-off
U
برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand-offs
U
برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
bombing
U
بمباران کردن گلوله باران کردن
bombard
U
بمباران کردن گلوله باران کردن
bombarded
U
بمباران کردن گلوله باران کردن
bombarding
U
بمباران کردن گلوله باران کردن
bombards
U
بمباران کردن گلوله باران کردن
bombardment
U
گلوله باران کردن تک به هدف به وسیله اتش هوایی یا توپخانه
bombardments
U
گلوله باران کردن تک به هدف به وسیله اتش هوایی یا توپخانه
shell
U
بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shelling
U
بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shells
U
بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
cannonade
U
گلوله باران کردن
clew
U
گلوله کردن
lack vt
U
با گلوله سوراخ کردن
shell off
U
گلوله باران کردن
to roll a huge snowball
U
گلوله بزرگی از برف درست کردن
to round up
U
گلوله کردن
to wind up
U
کوک کردن اماده کردن گلوله
water displacement
U
زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
windage
U
حرکت سمتی اثر باد درمنحرف کردن گلوله
discharge
U
خالی کردن گلوله
Other Matches
sensing
U
تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
misses
U
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
miss
U
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
trends
U
مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
missed
U
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
trend
U
مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
sabot
U
کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
fire ball
U
گلوله انفجاری گوی اتشین اتمی گلوله
frangible bullet
U
گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
ogive
U
ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
splinterproof
U
ضدبسکهای گلوله ضد قطعات گلوله
dud
U
منفجرنشدن گلوله گلوله ناپیدا
velocity jump
U
جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
maximum ordinate
U
حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
nuclear stalemate
U
گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
base of trajectory
U
تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
square base
U
کف گلوله یا قسمت ته گلوله
side spray
U
بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
ballistics of penetration
U
شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
lead collision course
U
مسیر تصادم گلوله با هدف خط تصادم گلوله با هدف
angle of arrival
U
زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
globes
U
گلوله
roundest
U
گلوله
cartridges
U
گلوله
cartridge
U
گلوله
line shot
U
گلوله در خط
glomerule
U
گلوله رگ
bullet-proof
U
ضد گلوله
shell proof
U
ضد گلوله
globe
U
گلوله
fire ball
U
گلوله
gunshot
U
گلوله
gunshots
U
گلوله
cannon proof
U
ضد گلوله
clues
U
گلوله نخ
rounds
U
گلوله ها
clue
U
گلوله نخ
projectile
U
گلوله
ball
U
گلوله
round
U
گلوله
bullets
U
گلوله
shot
U
گلوله
bullet
گلوله
pellet
U
گلوله
shots
U
گلوله
can , not observe
U
گلوله ناپیدا
trajectory
U
خط سیر گلوله
gunshots
U
زخم گلوله
plumb bob
U
گلوله شاقول
slugged
U
گلوله بی شکل
fragment
U
بسک گلوله
cannonball
U
گلوله توپ
illumination round
U
گلوله منور
cannon shot
U
گلوله توپ
blobs
U
گلوله حباب
blob
U
گلوله حباب
cannon proof
U
ضد گلوله توپ
burst center
U
مرکز گلوله
slug
U
گلوله بی شکل
plummets
U
گلوله سربی
plummeted
U
گلوله سربی
ballistic trajectory
U
خط سیربالیستیکی گلوله
ditto
U
گلوله در راه
plummet
U
گلوله سربی
base fuze
U
ماسوره ته گلوله
base spray
U
بسکهای ته گلوله
gunshot
U
زخم گلوله
blank cartridge
U
فشنگ بی گلوله
blank catridge
U
گلوله سلام
starshell
U
گلوله منور
equivalent service rounds
U
گلوله معادل
trajectory
U
مسیر گلوله
piercing shell
U
گلوله ثاقب
plummeting
U
گلوله سربی
bulletproof
U
ضد یا مانع گلوله
beehive
U
گلوله ضد نفر
ounce of lead
U
گلوله سربی
fireballs
U
گلوله انفجاری
conglobate
U
گلوله شدن
bombard
U
گلوله باران
hit
U
اصابت گلوله
bullet-proof
U
پاد گلوله
fireball
U
گلوله انفجاری
shaft
U
خدنگ گلوله
trajectories
U
مسیر گلوله
potshot
U
گلوله هوایی
bombarded
U
گلوله باران
leads
U
شاقول گلوله
bombarding
U
گلوله باران
center of burst
U
مرکزاصابت گلوله
fragmenting
U
بسک گلوله
bombards
U
گلوله باران
slugs
U
گلوله بی شکل
number of rounds
U
تعداد گلوله ها
hits
U
اصابت گلوله
rotund
U
گلوله وار
drill ammunition
U
گلوله مشقی
marbles
U
گلوله شیشهای
marble
U
گلوله شیشهای
impact
U
اصابت گلوله
impacts
U
اصابت گلوله
canon ball
U
گلوله توپ
cartouche
U
گلوله توپ
cease loading
U
گلوله را پرنکنید
lead
U
شاقول گلوله
projectile flat
U
سکوی گلوله
hitting
U
اصابت گلوله
trajectories
U
خط سیر گلوله
clew
U
گلوله نخ گره
fragments
U
بسک گلوله
shoot
U
گلوله زدن
gilding metal
U
روکش گلوله
live round
U
گلوله جنگی
shrapnel shell
U
گلوله انفجاری
gunshot wound
U
زخم گلوله
single shot
U
گلوله منفرد
line of impact
U
خط اصابت گلوله
smoke projectile
U
گلوله دودانگیز
to toll up
U
گلوله شدن
smoke round
U
گلوله دودانگیز
shoot down
U
با گلوله کشتن
loading tray
U
سینی پر کن گلوله
globus hystericus
U
گلوله هیستریایی
shell fragments
U
بسک گلوله
shell fragments
U
قطعات گلوله
snowball
U
گلوله برف
shell proof
U
ضد نفوذ گلوله
shell room
U
انبار گلوله
lost
U
گلوله ناپیدا
shilleilagh
U
گلوله شلیلاق
shrapnel
U
گلوله انفجاری
shrapnel
U
گلوله افشان
bullet
گلوله فشنگ
plumb
U
گلوله سربی
delivery
U
فروریختن گلوله
delivery
U
پرتاب گلوله
deliveries
U
فروریختن گلوله
deliveries
U
پرتاب گلوله
shoots
U
برد گلوله
sugarplum
U
گلوله نبات
shrapnel
U
گلوله ضد نفر
star shell
U
گلوله منور
star shell
U
گلوله نورافشان
snow ball
U
گلوله برف
shrapnel
U
گلوله نارنجکی
gun shot
U
گلوله توپ
gun stone
U
گلوله توپ
graupel
U
گلوله برف
bullets
U
گلوله فشنگ
bullet
گلوله تفنگ
bullets
U
گلوله تفنگ
snowballs
U
گلوله برف
missiles
U
گلوله موشک
cartouch
U
گلوله توپ
tracer shell
U
گلوله رسام
ball
U
گلوله توپ
snowballing
U
گلوله برف
bombardments
U
گلوله باران
trial shot
U
گلوله ازمایشی
shell
U
گلوله توپ
illuminating shell
U
گلوله منور
fixed shell
U
گلوله متصل
shelling
U
گلوله توپ
missile
U
گلوله موشک
beehives
U
گلوله ضد نفر
bombardment
U
گلوله باران
shoots
U
گلوله زدن
gas shell
U
گلوله دودانگیز
rotating band
U
کمربند گلوله
snowballed
U
گلوله برف
shafts
U
خدنگ گلوله
shells
U
گلوله توپ
incendiary
U
گلوله اتش زا
cannon ball
U
گلوله توپ
cannon balls
U
گلوله توپ
shoot
U
برد گلوله
buckshot
U
گلوله سربی
false ogive
U
روکش کلاهک گلوله
illuminating shell
U
گلوله روشن کننده
missfire
U
عمل نکردن گلوله
shorter
U
کوتاه خوردن گلوله
short
U
کوتاه خوردن گلوله
volley fire
U
پرتاب همزمان گلوله ها با هم
craters
U
چاله ترکش گلوله ها
false ogive
U
سپر رومی گلوله
trajectory
U
منحنی مسیر گلوله
visual elevation
U
افت بصری گلوله
bursts
U
محل اصابت گلوله
burst
U
محل اصابت گلوله
marking round
U
گلوله نشان کننده
full service round
U
گلوله با خرج کامل
impact point
U
محل اصابت گلوله
impact area
U
منطقه اصابت گلوله ها
nuclear equipoise
U
گلوله اتمی ممنوعه
fragmentation
U
ضد نفر گلوله افشان
illumination round
U
گلوله روشن کننده
starshell
U
گلوله روشن کننده
beehives
U
گلوله افشان شراپنل
crater
U
چاله ترکش گلوله ها
muzzle wave
U
موج پرتاب گلوله
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com