English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
defence U دفاع کردن استحکامات
defenses U دفاع کردن استحکامات
defense U دفاع کردن استحکامات
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
field work U استحکامات صحرایی استحکامات
rampart U دارای استحکامات کردن
castellate U دارای استحکامات کردن
vallum U دارای استحکامات کردن
castellation U تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
fortify U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifies U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifying U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
samisch variation U واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
russian defence U دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
schleman defence U دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
asserts U دفاع کردن از
to make a d. U دفاع کردن
to defend [from] U دفاع کردن [از]
advocates U دفاع کردن
advocated U دفاع کردن
makki U دفاع کردن
fend U دفاع کردن
asserting U دفاع کردن از
asserted U دفاع کردن از
deraign U دفاع کردن
plead U دفاع کردن
buckler U دفاع کردن
pleaded U دفاع کردن
pleads U دفاع کردن
assert U دفاع کردن از
advocate U دفاع کردن
advocating U دفاع کردن
answering U دفاع کردن
to stick up for U دفاع کردن از
answers U دفاع کردن
defend U دفاع کردن
defended U دفاع کردن از
defended U دفاع کردن
defending U دفاع کردن از
defending U دفاع کردن
defends U دفاع کردن از
defends U دفاع کردن
say a good word for U دفاع کردن
answered U دفاع کردن
answer U دفاع کردن
propugn U دفاع کردن از
ward off U دفاع کردن
implead U دفاع کردن
defend U دفاع کردن از
speak out <idiom> U دفاع کردن از چیزی
parrying U سد کردن دفاع مستقیم
parry U سد کردن دفاع مستقیم
parries U سد کردن دفاع مستقیم
parried U سد کردن دفاع مستقیم
assert oneself U از حق خود دفاع کردن
breasts U باسینه دفاع کردن
breast U باسینه دفاع کردن
to keep at bay U دفاع کردن درمقابل
baying U دفاع کردن درمقابل
championed U مبارزه دفاع کردن از
championing U مبارزه دفاع کردن از
bays U دفاع کردن درمقابل
champions U مبارزه دفاع کردن از
champion U مبارزه دفاع کردن از
bay U دفاع کردن درمقابل
bayed U دفاع کردن درمقابل
casemate U استحکامات
fortifications U استحکامات
fortification U استحکامات
fieldwork U استحکامات
work U استحکامات
worked U استحکامات
forts U استحکامات
rampart U استحکامات
detachment parry U دفاع با دور کردن شمشیرحریف
mayhen U ازوسیله دفاع محروم کردن
to defend oneself [against] U از خود دفاع کردن [درمقابل]
eot geo reo U باز کردن دفاع ضربدری
bield U شجاع شدن دفاع کردن
fortress U استحکامات نظامی
fortresses U استحکامات نظامی
pioneered U مهندس استحکامات
bastion U سنگر و استحکامات
bastions U سنگر و استحکامات
fortified U دارای استحکامات
rampire U استحکامات خاکریز
pioneer U مهندس استحکامات
vallation U استحکامات خندق
pioneers U مهندس استحکامات
ensconcing U استحکامات ساختن
ensconced U استحکامات ساختن
jetties U استحکامات جنگی
ensconces U استحکامات ساختن
jetty U استحکامات جنگی
ensconce U استحکامات ساختن
counter approach U استحکامات متقابله
fiedl fortifications U استحکامات صحرایی
to act in self-defence U دفاع از خود اقدام [حرکت] کردن
dug in U استحکامات سنگر اماده
horn-work U [استحکامات بیرونی با دو سنگر]
Cashel U [استحکامات دفاعی ایرلندی]
advanced work U استحکامات اصلی ساختمان
to vindicate a religion U دیانتی را بثبوت رساندن یاازان دفاع کردن
redundancy U در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
redundancies U در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
sally port U درب اصلی قلعه یا استحکامات
fortified U سنگربندی شده دارای استحکامات
defilade U جان پناه استحکامات تدافعی
fortified church U [کلیسایی دارای استحکامات نظامی]
trenches U استحکامات خندقی شیار طولانی
trench U استحکامات خندقی شیار طولانی
one on one U دفاع یارگری دفاع تک به تک
defense U دفاع وزارت دفاع
vallum U بارو باره استحکامات خاکریز بارودارکردن
vindicated U دفاع کردن از محقق کردن
vindicate U دفاع کردن از محقق کردن
vindicating U دفاع کردن از محقق کردن
vindicates U دفاع کردن از محقق کردن
redoubt U موضع محصور دفاعی کوچک حفاظ استحکامات
blocking U سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
self defense U دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
contravallation U استحکامات وسنگرخارجی که محاصره کنندگان میان اردوی خودوشهرمیس
redan U استحکامات دوپهلو که گوشه برجستهای ازان بیرون می ایستد
flanker U عده مامور تک جناحی استحکامات جناحی یکان
briefer U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
brief U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
outwork U استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
defends U دفاع
defenses U دفاع
blocks U دفاع
advocation U دفاع
block U دفاع
defended U دفاع
blocked U دفاع
defense U دفاع
defend U دفاع
one man block U تک دفاع
defending U دفاع
answering U دفاع
defence U دفاع
answers U دفاع
answer U دفاع
pleading U دفاع
munition U دفاع
parry U دفاع
apologia U دفاع
advocacy U دفاع
parries U دفاع
parrying U دفاع
parried U دفاع
answered U دفاع
fencing U دفاع
vindication U دفاع
czech defence U دفاع چک
apologias U دفاع
tae U دفاع با پا
uncovered U بی دفاع
seabee U گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
dory defence U دفاع دوری
meran defence U دفاع مران
extended defense U دفاع گسترده
ego defence U دفاع خود
internal defense U دفاع داخلی
dog U دفاع بسته
fencible U قابل دفاع
legitimate defence U دفاع مشروع
stand U دفاع مداوم
benoni defence U دفاع بنونی
zones U دفاع منطقهای
zone U دفاع منطقهای
kwon U دفاع با دست
defensible U دفاع کردنی
defensive U منطقه دفاع
untenable U غیرقابل دفاع
defensible U دفاع پذیر
defensible U قابل دفاع
coverage U دفاع پوششی
achi komi U دفاع فشاری
alekhine's defence U دفاع الخین
opens U خط بازبی دفاع
active defense U دفاع عامل
opened U بی دفاع واریز نش
opened U خط بازبی دفاع
nagashi uke U دفاع پرسی
in self defence U برای دفاع
backfield U دفاع نفوذی
national defence U دفاع ملی
open U بی دفاع واریز نش
age ake U دفاع بالارونده
open U خط بازبی دفاع
national defense U دفاع ملی
opening U شکافتن دفاع
morote uke U دفاع با دست
opens U بی دفاع واریز نش
morote uke U دفاع دوتایی
mikazuki uke ushiro geri U دفاع هلالی
anti menchanized defense U دفاع ضدمکانیزه
ball hawking U دفاع خوب
kake uke U دفاع قلابی
offensive block U دفاع تهاجمی
juji uke U دفاع ضربدری
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com