English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 53 (11881 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
opened U :باز
opened U مفتوح
opened U گشوده سرگشاده
opened U دایر
opened U روباز
opened U ازاد اشکار
opened U بی الایش
opened U مهربان رک گو
opened U صریح
opened U درمعرض
opened U بی پناه
opened U بی ابر
opened U واریز نشده
opened U بازکردن
opened U گشودن گشادن
opened U افتتاح کردن اشکارکردن بسط دادن
opened U مفتوح شدن
opened U شکفتن
opened U روشن شدن خوشحال شدن
opened U باز شدن
opened U باز
opened U فضای باز
opened U ازاد
opened U زمین باز گسترده
opened U مروحه را باز کنید
opened U سکی
opened U وضع راکت نسبت به دیوار مقابل با سطح ان به طرف بالا
opened U وزن ازاد
opened U وضع زه هنگام کشیده شدن
opened U خط بازبی دفاع
opened U اشکار
opened U قابل بحث
opened U بی دفاع واریز نش
opened U بلامتصدی
opened U سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
opened U پروتکل شبکه ICP/IP که بستههای داده را دارد مسیر میکند که حجم داده کمتری داشته باشد
opened U تابعی که میتواند در تابع یا برنامه بزرگ بدون دستور فراوان درج شود
opened U نوار مغناطیسی در نوردی که هنوز در کارتریج یا کاست بسته شده است
opened U برنامه طراحی شده که امکان گستردگی در آینده و تغییرات آسان را فراهم میکند
opened U دستورات اضافی لازم در برنامه که از ماکرو دستورات استفاده می کنند
opened U کامپیوتر با واسط گسترده پانج شده که امکان ورود سخت افزار جانبی و نصب آن را می دهند
opened U فایل خواندنی و نوشتنی
opened U برنامه کاربردی فایل روی دیسک را باز میکند و برای اجرا آماده میکند
opened U 1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
opened U کد تابع که وقتی دستور فراخوان اعمال شد در حافظه کپی شده است
opened U به جای اینکه یک پرسش به آدرس تابع انجام شود
opened U مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
opened U نابسته
opened U آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opened U برداشتن پوشش یا باز کردن در
opened U آماده سازی فایل پیش از دستیابی یا ویرایش یا تراکنش روی سایر رکوردهای ذخیره شده
opened U باز کردن باز شدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
as soonn as he opened his mouth, he put his foot in it <idiom> U دسته گل به آب داد
Recent search history Forum search
There is no search result on forum.
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com