Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
area
U
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
areas
U
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
paint
U
رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
paints
U
رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
keyboard template
U
الگوی صفحه کلید
users
U
دستورالعمل شرح نحوه استفاده از بسته نرم افزاری یا سیستم
user
U
دستورالعمل شرح نحوه استفاده از بسته نرم افزاری یا سیستم
shift instruction
U
دستورالعمل تغییر مکان دستورالعمل انتقال دستورالعمل جابجایی
desktop
U
الگو یا تصویری که در پشت صفحه ویندوز نمایش دده میشود
matrixes
U
الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
matrix
U
الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
geocoding
U
روش تهیه یک صفحه گرافیکی اطلاعات در رابطه با یک ناحیه جغرافیایی
controller
U
وسیلهای که حروف یا کد گرافیکی و دستورات را می پذیرد و آنها را به یک الگوی -dot matix تبدیل میکند که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند
controllers
U
وسیلهای که حروف یا کد گرافیکی و دستورات را می پذیرد و آنها را به یک الگوی -dot matix تبدیل میکند که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند
colours
U
کوچکترین ناحیه در صفحه CRT که میتواند اطلاعات رنگی را نمایش دهد
colour
U
کوچکترین ناحیه در صفحه CRT که میتواند اطلاعات رنگی را نمایش دهد
sketch pad
U
ناحیه کاری حافظه که روی یک صفحه نمایش نشان داده شده است
zones
U
ناحیه یا بخشی از صفحه تصویر که برای چاپ مخصوص بیان شده است
zone
U
ناحیه یا بخشی از صفحه تصویر که برای چاپ مخصوص بیان شده است
clatters
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clatter
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattered
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattering
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
briefing direction
U
دستورالعمل اجرای توجیه دستورالعمل جلسه توجیهی
statitizing
U
فرایند انتقال یک دستورالعمل از حافظه کامپیوتر به ثباتهای دستورالعمل و نگهداری ان ان در انجا بگونهای که برای اجرا شدن اماده باشد
visicalc
U
یک برنامه مشهور صفحه گسترده الکترونیکی نام تجاری یک بسته نرم افزاری
image
[ناحیه ای از میکروفیلم یا صفحه نمایش که حروف و طرح ها قابل نمایش اند.]
areas
U
ناحیه از صفحه نمایش که حروف قابل نمایش اند
area
U
ناحیه از صفحه نمایش که حروف قابل نمایش اند
zaps
U
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zapping
U
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zapped
U
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zap
U
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
instruction counter
U
شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
arithmetic instruction
U
دستورالعمل محاسباتی دستورالعمل حسابی
pause instruction
U
دستورالعمل وقفه دستورالعمل توقف
blitter
U
عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
strickle
U
الگو صاف کردن
gift wrap
U
بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
resemblance
U
[تداعی کردن طرح یا الگو]
botany
U
گیاهان یک ناحیه زندگی گیاهی یک ناحیه
refresh buffer
U
یک مکان حافظه موقت که درهنگام تازه کردن یک صفحه تصویر اصلاعات نمایش صفحه را نگاهداری میکند
cls
U
در -MS DOS دستور سیستم به معنای پاک کردن صفحه نمایش و قرار دادن نشانه گر در بالای صفحه گوشه سمت چپ
packets
U
بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packet
U
بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
zoom
U
بزرگ کردن یک ناحیه از متن
zoomed
U
بزرگ کردن یک ناحیه از متن
zooms
U
بزرگ کردن یک ناحیه از متن
territorialization
U
محدود کردن بیک ناحیه
qwerty keyboard
U
ترتیب صفحه کلید که روی بسیاری از صفحه کلیدهای موجود در ماشین تحریر وکامپیوتر و کلمه پردازهااستاندارد میباشد صفحه کلید کورتی
zooming
U
بزرگ کردن یک ناحیه از متن یا گرافیک
program
U
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
programs
U
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
packaging
U
ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
rigs
U
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigged
U
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rig
U
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
overpacking
U
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
shook
U
بسته کردن
pack
U
بسته کردن
packs
U
بسته کردن
parcels
U
بسته بندی کردن
packet
U
بسته بندی کردن
packing
U
بسته بندی کردن
parceling
U
بسته بندی کردن
parcel
U
بسته بندی کردن
wraps
U
بسته بندی کردن
wrap
U
بسته بندی کردن
packets
U
بسته بندی کردن
pack
U
بسته بندی کردن
put-up
U
بسته بندی کردن
packs
U
بسته بندی کردن
stripping
U
بسته بندی کردن
to commit oneself
U
خودراگرفتاریا بسته کردن
put up
U
بسته بندی کردن
penned
U
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
pens
U
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
penning
U
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
pen
U
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
child window
U
پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
pattern
U
محدوده الگوهای از پیش تعریف شده که برای پر کردن ناحیه تصویر به کار می روند
patterns
U
محدوده الگوهای از پیش تعریف شده که برای پر کردن ناحیه تصویر به کار می روند
package
U
قوطی بسته بندی کردن
packaged
U
قوطی بسته بندی کردن
botton
U
بسته شدن تکمه کردن
size up
<idiom>
U
بسته به شرایط ،برانداز کردن
packages
U
قوطی بسته بندی کردن
packet
U
یچ کردن بسته ها داده ارسال میکند
shunts
U
موازی کردن بستن بسته شدن
shunt
U
موازی کردن بستن بسته شدن
pack
U
بسته کردن یکدست ورق بازی
packs
U
بسته کردن یکدست ورق بازی
packets
U
یچ کردن بسته ها داده ارسال میکند
shunted
U
موازی کردن بستن بسته شدن
multicast packet
U
بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
terrtorialize
U
محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
attack pattern
U
الگوی تک
unpack
U
غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
unpacks
U
غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
unpacking
U
غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
raster
U
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
paper white monitor
U
صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
neoclassical model
U
الگوی نئوکلاسیک
econometric model
U
الگوی اقتصادسنجی
movement pattern
U
الگوی حرکتی
normative model
U
الگوی هنجاری
vintage model
U
الگوی زمانی
stenograph
U
الگوی حروف
demand pattern
U
الگوی تقاضا
field template
U
الگوی فیلد
purchasing patterns
U
الگوی خرید
molecular model
U
الگوی مولکولی
stochastic model
U
الگوی تصادفی
radiation pattern
U
الگوی تابش
pattern of development
U
الگوی توسعه
mathematical model
U
الگوی ریاضی
economic model
U
الگوی اقتصادی
bit pattern
U
الگوی ذرهای
mathematicl model
U
الگوی ریاضی
haavelmo model
U
الگوی هاولمو
micro model
U
الگوی خرد
energy pattern
U
الگوی انرژی
macro model
U
الگوی کلان
bit pattern
U
الگوی بیتی
program schema
U
الگوی برنامه
probabilistic model
U
الگوی احتمالی
random model
U
الگوی تصادفی
two sector model
U
الگوی دو بخشی
probabilistic model
U
الگوی تصادفی
dynamic model
U
الگوی پویا
conjunctive model
U
الگوی عطفی
texture
U
الگو
textures
U
الگو
standard
U
الگو
pattern
U
الگو
schemata
U
الگو
standards
U
الگو
nomogram
U
الگو
alignment chart
U
الگو
model
U
الگو
schema
U
الگو
modeled
U
الگو
mould
U
الگو
molds
U
الگو
molded
U
الگو
template
U
الگو
templates
U
الگو
paradigms
U
الگو
paradigm
U
الگو
moulded
U
الگو
mold
U
الگو
models
U
الگو
patterns
U
الگو
modelled
U
الگو
moulds
U
الگو
scans
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scan
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scanned
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
sport skill pattern
U
الگوی مهارت ورزشی
feminiene stereotype
U
الگوی قالبی زنانگی
stencil plate
U
الگوی نقشه برداری
noncompetitive model
U
الگوی غیر رقابتی
stick and ball model
U
الگوی گلوله و میله
s r model
U
الگوی محرک- پاسخ
vintage model
U
الگوی مقطع زمانی
stimulus response model
U
الگوی محرک- پاسخ
fundamental motor pattern
U
الگوی بنیادی حرکت
decision model
U
الگوی تصمیم گیری
archetypes
U
طرح یا الگوی اصلی
free electron model
U
الگوی الکترون ازاد
drill jig
U
الگوی مته کاری
drilling jig
U
الگوی مته کاری
scheme
U
الگوی پیش فرض
archetype
U
طرح یا الگوی اصلی
developmental motor pattern
U
الگوی حرکت تکوینی
street gauge
U
الگوی سطح راه
balanced growth model
U
الگوی رشد متوازن
micro dynamic model
U
الگوی خرد پویا
macro dynamic model
U
الگوی کلان پویا
planning model
U
الگوی برنامه ریزی
space filling molecular model
U
الگوی مولکولی فضا پر کن
pattern construction drawing
U
الگوی نقشههای ساختمانی
consol
U
دستگاه ناوبری رادیویی صفحه کلید دستگاههای ارتباطی صفحه رادار
raster
U
گرافیکی که تصاویر آن روی خط وطی در صفحه نمایش یا صفحه ساخته می شوند
ksr
U
ترمینالی که صفحه کلید و صفحه نمایش دارد و به CPU متصل است
plasma display
U
صفحه نمایش با استفاده از خاصیت نورانی بدون گازهای متن صفحه
raster
U
یک حرکت افقی اشعه روی صفحه در مقابل صفحه CRT
tabling
U
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
auto
U
متنی که خودکار اطراف یک تصویر یا از یک صفحه به صفحه دیگر می چرخد
cons
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
conning
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
tabled
U
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
con
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
conned
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
portraits
U
جهت صفحه یا یک ورق صفحه که بلندترین لبه عمودی است
table
U
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
portrait
U
جهت صفحه یا یک ورق صفحه که بلندترین لبه عمودی است
tables
U
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
routing
U
صفحه ویدیو متنی که مسیر سایر صفحه ها را شرح میدهد
lead in page
U
صفحه ویدیویی که کاربر را به صفحه مورد نظر هدایت میکند
multiviewports
U
صفحه نمایشی که دو یاچندین صفحه قابل دید رانمایش میدهد
autos
U
متنی که خودکار اطراف یک تصویر یا از یک صفحه به صفحه دیگر می چرخد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com