English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
hand to hand U دسته و پنجه نرم کردن
hand-to-hand U دسته و پنجه نرم کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
palmatifid U دارای شکافی شبیه پنجه دست شکافته پنجه
to form into groups U دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
cross swords U دست و پنجه نرم کردن
to beg [of a dog holding up front paws] U التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
to sit up and beg U التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
bundle U متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundles U متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling U متمرکز کردن دسته کردن دسته
pentadactyl U دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
distribute U دسته دسته کردن
windrow U دسته دسته کردن
groups U دسته دسته کردن
assort U دسته دسته کردن
regiments U دسته دسته کردن
regiment U دسته دسته کردن
classify U دسته دسته کردن
group U دسته دسته کردن
sorts U دسته دسته کردن
sort U دسته دسته کردن
sorted U دسته دسته کردن
mounting U دسته و پشت بند دسته شمشیر
sheaf U دسته کردن
aggroup U دسته کردن
bundle U دسته کردن
wreathed U گل ها را دسته کردن
wreathe U گل ها را دسته کردن
trussed U دسته کردن
trussing U دسته کردن
trusses U دسته کردن
bundles U دسته کردن
bundling U دسته کردن
wreathes U گل ها را دسته کردن
truss U دسته کردن
cluster U دسته کردن
batching U دسته کردن
wreathing U گل ها را دسته کردن
fagot U دسته کردن
bands U دسته کردن
faggots U دسته کردن
band U دسته کردن
faggot U دسته کردن
nosegay U دسته گل یایک دسته علف
sorted U دسته کردن طبقه بندی کردن
sort U دسته کردن طبقه بندی کردن
sorts U دسته کردن طبقه بندی کردن
resorts U دسته بندی کردن
cluster bomb U سنبله دسته کردن
categorises U دسته بندی کردن
cluster U سنبله دسته کردن
categorized U دسته بندی کردن
teams U دسته درست کردن
quire U کاغذ را دسته کردن
team U دسته درست کردن
to erect into U دسته بندی کردن به
resorted U دسته بندی کردن
cluster bombs U سنبله دسته کردن
categorised U دسته بندی کردن
categorizing U دسته بندی کردن
categorize U دسته بندی کردن
categorising U دسته بندی کردن
categorizes U دسته بندی کردن
classifies U دسته بندی کردن
classify U دسته بندی کردن
classifying U دسته بندی کردن
clusters U سنبله دسته کردن
resort U دسته بندی کردن
rating U دسته بندی کردن
ratings U دسته بندی کردن
record blocking U دسته کردن رکوردها
grades U دسته بندی کردن
grade U دسته بندی کردن
group U دسته بندی کردن
groupage U دسته بندی کردن
regimentalation U دسته بندی کردن
to categorize U دسته بندی کردن
groups U دسته بندی کردن
to form into groups U دسته بندی کردن
sort U دسته بندی کردن
rally U دسته بندی کردن
fork U پنجه
digitigrade U پنجه رو
digitation U پنجه
fistula U پنجه
paws U پنجه
cross arm U پنجه
griff U پنجه
pitchforks U پنجه
downstream toe U پنجه سد
pitchfork U پنجه
fives U پنجه
pawing U پنجه
forking U پنجه
adactylous U بی پنجه
toes U پنجه
claw U پنجه
paw U پنجه
talons U پنجه
talon U پنجه
clawed U پنجه
toe U پنجه
claws U پنجه
clawing U پنجه
pawed U پنجه
To make a gaffe . <idiom> دسته گل به آب دادن [افتضاح کردن]
gangs U دسته جمعی عمل کردن
chorus U هم سرایی کردن دسته خوانندگان
chorused U هم سرایی کردن دسته خوانندگان
choruses U هم سرایی کردن دسته خوانندگان
chorusing U هم سرایی کردن دسته خوانندگان
gang U دسته جمعی عمل کردن
rat U دسته خود را ترک کردن
To drop a brick . <idiom> U دسته گل به آب دادن [افتضاح کردن]
to make up hay in to bundles U علف خشک را دسته کردن
To put ones foot in it . <idiom> U دسته گل به آب دادن [افتضاح کردن]
troupe U بصورت دسته حرکت کردن
troupes U بصورت دسته حرکت کردن
lorgnette U ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnettes U ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
pentadactylous U پنجه دار
heel and toe با پنجه و پاشنه
cat's paws U پنجه گربه
the mailed fist U زور سر پنجه
wild bryony U پنجه کلاغ
cat's paw U پنجه گربه
hellweed U پنجه کلاغ
toeless U بدون پنجه
fissiped U پنجه شکافته
fissidactyl U پنجه شکافته
knuckle-dusters U پنجه بوکس
lobster claw U پنجه خرچنگی
pawing U پنجه زدن
knuckle duster U پنجه بوکس
paw U پنجه زدن
branch pipe U پنجه اگزوز
pawed U پنجه زدن
toe cap U پنجه کفش
pentadactylic U پنجه دار
pedatifid U پنجه وار
hand post U پنجه راهنما
lycopodium U پنجه گرگی
lycopod U پنجه گرگی
leptodactyl U باریک پنجه
paws U پنجه زدن
palmate U شبیه پنجه
knuckle-duster U پنجه بوکس
sowbread U پنجه مریم
tiptoes U نوک پنجه
intoed U پنجه برگشته
tiptoe U نوک پنجه
kick up U زدن پنجه
toe U با پنجه پا زدن
swine bread U پنجه مریم
tiptoed U نوک پنجه
tiptoeing U نوک پنجه
brass knuckles U پنجه بوکس
intoed U پنجه بتو
cyclamen U پنجه مریم
cyclamens U پنجه مریم
toe U با پنجه پا راندن
sheave U دسته کردن بصورت بافه دراوردن
ranked U درجه دادن دسته بندی کردن
ranks U درجه دادن دسته بندی کردن
rank U درجه دادن دسته بندی کردن
digitation U انشعاب بشکل پنجه
forepaw U پنجه پای جلو
monkey fist U گره پنجه میمون
square toed U دارای پنجه مربع
devil's claw U خفت پنجه دیوی
ball of toe U گوشت زیر پنجه پا
ground fir U پنجه گرگ سلاژین
pounced U درحال حمله با پنجه
crow foot zinc U پیل پنجه کلاغی
clevis U اتصال پنجه مفصلی
pigeon toed U دارای پنجه برگشته
hunker U روی پنجه پاایستادن
forepaw U پنجه دست حیوانات
pouncing U درحال حمله با پنجه
winnowwing fan U جام پنجه شانه
pedate U پنجه دار شبیه پا
pounces U درحال حمله با پنجه
toeplate U نعل پنجه کفش
pounce U درحال حمله با پنجه
lumbrical U ماهیچه انگشت یا پنجه
brass knuckles U پنجه مشت زنی
beams U دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
beam U دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
to crack [break up] a gang U دسته جنایتکاران را منحل کردن [اصطلاح روزمره]
bunching U دسته کردن خوشه کردن
batch U دسته کردن مجموع کردن
bunch U دسته کردن خوشه کردن
batches U دسته کردن مجموع کردن
bunches U دسته کردن خوشه کردن
bunched U دسته کردن خوشه کردن
scoop U پنجه ماشین خاک برداری
pigeon toed U دارای پنجه خمیده بداخل
fingering U پنجه گذاری انگشت کاری
scooped U پنجه ماشین خاک برداری
scooping U پنجه ماشین خاک برداری
He has a delightful touch on the guitar . U گیتار را با پنجه گرمی می نوازد
syndactylism U پیوستگی واتصال پنجه ها بیکدیگر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com