English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
subvert U درون واژگون سازی کردن
subverted U درون واژگون سازی کردن
subverting U درون واژگون سازی کردن
subverts U درون واژگون سازی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
overturns U واژگون سازی
overturned U واژگون سازی
overturn U واژگون سازی
eversion U واژگون سازی
capsizes U واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsized U واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsize U واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsizing U واژگون کردن کشتی واژگون شدن
reversals U واژگون سازی واژگونی
reversal U واژگون سازی واژگونی
upset _ U واژگونی واژگون سازی اشفتگی اضطراب
assimilation U درون سازی
incurvation U خم سازی سوی درون
external U وسیلهای که درون کامپیوتر نیست ولی به آن اضافه شده تا تواناییهای ذخیره سازی آن را افزایش دهد
externals U وسیلهای که درون کامپیوتر نیست ولی به آن اضافه شده تا تواناییهای ذخیره سازی آن را افزایش دهد
compacting U نواز مغناطیسی که درون یک جعبه پلاستیکی استاندارد است که در کامپیوترهای خانگی برای ذخیره سازی به کار می رود
compact U نواز مغناطیسی که درون یک جعبه پلاستیکی استاندارد است که در کامپیوترهای خانگی برای ذخیره سازی به کار می رود
compacted U نواز مغناطیسی که درون یک جعبه پلاستیکی استاندارد است که در کامپیوترهای خانگی برای ذخیره سازی به کار می رود
compacts U نواز مغناطیسی که درون یک جعبه پلاستیکی استاندارد است که در کامپیوترهای خانگی برای ذخیره سازی به کار می رود
upsetting U واژگون کردن
upsets U واژگون کردن
overturns U واژگون کردن
rock the boat <idiom> U واژگون کردن
upset U واژگون کردن
to keel over U واژگون کردن
overturned U واژگون کردن
overturn U واژگون کردن
toppled U برگشتن واژگون کردن
capsizing U واژگون کردن قایق
toppling U برگشتن واژگون کردن
topple U برگشتن واژگون کردن
overturn U واژگون کردن برانداختن
capsizes U واژگون کردن قایق
topples U برگشتن واژگون کردن
capsize U واژگون کردن قایق
capsized U واژگون کردن قایق
overturned U واژگون کردن برانداختن
overturns U واژگون کردن برانداختن
to turn over U واژگون کردن کارکردن دراوردن
intercoastal U رفت و امد داخل مملکتی درون ساحلی درون مرزی
reverses U نقض کردن واژگون کردن
reverse U نقض کردن واژگون کردن
reversed U نقض کردن واژگون کردن
reversing U نقض کردن واژگون کردن
swaps U فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swapped U فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swap U فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swopped U فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swopping U فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swops U فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
interpolating U درون یابی کردن
interpolates U درون یابی کردن
interpolated U درون یابی کردن
interpolate U درون یابی کردن
full U پر کردن درون چیزی تا حد امکان
fullest U پر کردن درون چیزی تا حد امکان
window shop U به کالاهای درون ویترین مغازه نگاه کردن
feed U مکانیزم وارد کردن کاغذ درون چاپگر
feeds U مکانیزم وارد کردن کاغذ درون چاپگر
rectification U یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
cold boot U روشن کردن کامپیوتر و بارکردن سیستم عامل به درون ان
topsy turvy U واژگون
subversive U واژگون
subversives U واژگون
overturning U واژگون
topsy-turvy U واژگون
upside down U واژگون
turn over U واژگون شدگی
overset U واژگون ساختن
purled U واژگون شدن
to turn turtle U واژگون شدن
purls U واژگون شدن
purling U واژگون شدن
upsetter U واژگون کننده
converse U واژگون وارونه
subverts U واژگون ساختن
subverting U واژگون ساختن
conversed U واژگون وارونه
subverted U واژگون ساختن
converses U واژگون وارونه
conversing U واژگون وارونه
subvert U واژگون ساختن
purl U واژگون شدن
eversible U واژگون شدنی
in line processing U پردازش درون برنامهای پردازش درون خطی
keels U واژگون شدن افتادن
keel U واژگون شدن افتادن
invert U انحراف سخن واژگون
inverting U انحراف سخن واژگون
inverts U انحراف سخن واژگون
turn turtle U واژگون شدن ناو یا قایق
inside out <idiom> U داخل به خارج برگشتن ،واژگون شدن
calk U بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
irreversibly U چنانکه نتوان دگرگون یا واژگون ساخت یا لغو نمود
junk U پاک کردن یا حذف کردن از فایل ذخیره سازی که دیگر استفاده نمیشود
calculating U دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials U وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ballast U هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند
report program generator U زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
simulate U شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulating U شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulates U شبیه سازی کردن تشبیه کردن
floor U کف سازی کردن
floored U کف سازی کردن
floors U کف سازی کردن
ordnance plant U کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger U الت کنگره سازی یادندانه سازی
copying U بدل سازی کردن
copies U بدل سازی کردن
copied U بدل سازی کردن
simulates U وانمود سازی کردن
calker U زیرپوش سازی کردن
simulating U وانمود سازی کردن
jerry build U بنا سازی کردن
copy U بدل سازی کردن
simulate U وانمود سازی کردن
insculp U مجسمه سازی کردن
bastardization U بدل سازی حرامزاده کردن
compaction U فشرده سازی متراکم کردن
imagery U شبیه سازی عکاسی کردن
To forge a document (documents). U سند ومدرک سازی کردن
simulates U شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
photoengrave U بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
simulate U شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulating U شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
pre-treatment U عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address U سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
imagery U مجسمه سازی شبیه سازی
subjugation U مقهور سازی مطیع سازی
formularization U کوتاه سازی ضابطه سازی
frustrations U خنثی سازی محروم سازی
ouster U بی بهره سازی محروم سازی
irritancy U پوچ سازی باطل سازی
frustration U خنثی سازی محروم سازی
clearance U پاک سازی تایید صلاحیت تخلیه کردن
erasable U 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saves U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
deleted U پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
deletes U پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
deleting U پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
delete U پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
symmetrical compression U سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
pave U [صاف کردن و یکنواخت سازی لبه یا انتهای فرش با قیچی]
media U کپی کردن داده از یک بایت رسانه ذخیره سازی به دیگری
compact U کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
compacted U کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
compacting U کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
compacts U کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
nonerasable storage U رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
storage U رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
maintenance U فرآیند بهنگام سازی فایل با تغییر دادن یا اضافه کردن یا حذف ورودی ها
inward U درون
inside U درون
endogenous U درون زا
endocarp U درون بر
interior U درون
interiors U درون
inhaul line U درون کش
internally U از درون
inbound U به درون
inly U از درون
insides U درون
ben U درون
in the recesses of the heart U در درون دل
cores U درون
reentrant U درون رو
interiorly U از درون
core U درون
abintra U از درون
sorted U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
endoscope U درون بین
endosmose U درون راند
self reflection U درون اندیشی
inbuilt U درون بافته
endothelium U درون پوش
endoplasm U درون مایه
endophagous U درون خوار
input U درون داد
endolymph U درون- لنف
input U درون گذاشت
intrafusal U درون دوکی
intradermic U درون پوستی
intercontinental U درون بری
endopsychic U درون روانی
intradermal U درون پوستی
endomorph U درون دگرگون
intracranial U درون جمجمهای
intracellular U درون یاختهای
inbreeding U درون همسری
interstitial U درون شبکهای
intraindividual U درون فردی
interpolation U درون یابی
inner directed U درون وابسته
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com