English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
conferred a degree U درجه دانشگاهی اعطا کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
grants U اعطا کردن
grant U اعطا کردن
granted U اعطا کردن
grant a credit U اعتباری را اعطا کردن
to grant a request U درخواستی را اعطا کردن
awarded U مقرر داشتن اعطا کردن
enfranchising U حقوق مدنی اعطا کردن به
enfranchises U حقوق مدنی اعطا کردن به
award U مقرر داشتن اعطا کردن
enfranchise U حقوق مدنی اعطا کردن به
awarding U مقرر داشتن اعطا کردن
enfranchised U حقوق مدنی اعطا کردن به
awards U مقرر داشتن اعطا کردن
patenting U امتیازیاحق انحصاری بکسی دادن اعطا کردن
patented U امتیازیاحق انحصاری بکسی دادن اعطا کردن
patent U امتیازیاحق انحصاری بکسی دادن اعطا کردن
patents U امتیازیاحق انحصاری بکسی دادن اعطا کردن
collegiate U دانشگاهی
academicals U لباس دانشگاهی
extra-mural U میان دانشگاهی
academic costume U لباس دانشگاهی
graduate study U تحصیلات دانشگاهی
academic year U سال دانشگاهی
lecture notes U جزوه درس دانشگاهی
outland trophy U جایزه دانشگاهی بازیگرفوتبال
european academic research network U شبکه پژوهشی دانشگاهی اروپا
peripheral course U دوران پیش دانشگاهی نظامی
endowment U اعطا
awarding U اعطا
awards U اعطا
bestowal U اعطا
award U اعطا
vouchsafement U اعطا
endowments U اعطا
impartation U اعطا
awarded U اعطا
varsity U تیم اول دانشگاه یا دانشکده دانشگاهی
dispensations U اعطا تقدیر
dispensation U اعطا تقدیر
heisman trophy U جام هایزمن برای بهترین بازیگر دانشگاهی
alma mater U مدرسه یا دانشگاهی که شخص در آن پرورش یافته است
naturalization U اعطا یا قبول تابعیت
edict of emancipation U ازادی بی قید و شرط اعطا شد
beam attack U تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
campus network U شبکهای که شبکههای محلی کوچکتر را به هم وصل میکند در هر سازمان یا سایت دانشگاهی
elevation indicator U صفحه مدرج درجه طبلک درجه
shoulder patch U درجه روی بازوی درجه داران
prize courts U به دست امده عنوان غنیمت جنگی اعطا نمیشود
particularism U اعطا استقلال سیاسی به کشورها و اجزاء متشکله یک امپراطوری
academe U فعالیت هایی که اساتید دانشگاهی انجام می دهند نظیر نوشتن مقاله، تدریس و غیره
sighting bar U ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
third-class U درجه سوم بلیط درجه 3
third class U درجه سوم بلیط درجه 3
superelevation U درجه ارتفاع درجه بلندی
peg U کوشش کردن درجه
pegs U کوشش کردن درجه
graduating U درجه بندی کردن
grade U درجه بندی کردن
rates U درجه بندی کردن
graduate U درجه بندی کردن
graduates U درجه بندی کردن
grades U درجه بندی کردن
echelonment U درجه بندی کردن
rate U درجه بندی کردن
segregation U جدا کردن درجه بندی کردن
gradate U درجه بندی کردن مخلوط کردن
gaduate U درجه بندی کردن تغلیظ کردن
sighting leaf U ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
grade U نوع درجه بندی کردن
grades U نوع درجه بندی کردن
peer U هم درجه کردن بدرجه اشرافی
peered U هم درجه کردن بدرجه اشرافی
peering U هم درجه کردن بدرجه اشرافی
void U از درجه اعتبار ساقط کردن
miter U گوشه 09 درجه را نصف کردن
ranked U درجه دادن دسته بندی کردن
set U بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
setting up U بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
sets U بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
ranks U درجه دادن دسته بندی کردن
rank U درجه دادن دسته بندی کردن
degrades U کم کردن درجه خفیف کردن
degrade U کم کردن درجه خفیف کردن
zeroes U قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
zero U قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
zeros U قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
dialled U تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dials U تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialed U تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dial U تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
brevet U درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
grader U ماشینی که برای درجه بندی کردن مواد و محصول بکارمیرودو بانها شیب منظم میدهد
emancipation proclamation U اعلامیه ازادی بردگان اعلامیهای که در اول ژانویه 3681 به وسیله ابراهام لینکلن رئیس جمهور امریکاصادر و به موجب ان به بردگان سیاهپوست امریکایی ازادی اعطا شد
grade U درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grades U درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
master at arms U درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
division police petty officer U درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
rating U طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings U طبقه بندی کردن درجه بندی
entomology U حشره شناسی [حشره شناسی] [جانور شناسی] [رشته دانشگاهی]
downgraded U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
titles U درجه
number one U درجه یک
mark U درجه
gauge=gage U درجه
marks U درجه
rates U درجه
echelon U درجه
rate U درجه
high-class U درجه یک
echelons U درجه
aquastat U درجه
gage U درجه
title U درجه
gage=gauge U درجه
scalage U درجه
grade U درجه
first class U درجه یک
first string U درجه یک
proportions U درجه
gauge U درجه
gauged U درجه
scale U درجه
gauges U درجه
run of the mine U بی درجه
proportion U درجه
grades U درجه
gauge glass U درجه اب
third-rate U درجه سه
clinical thermometer U درجه
top-notch U درجه یک
second rate U درجه دو
second-rate U درجه دو
top U درجه یک
chinical t. U درجه
ranks U درجه
topnotch U درجه یک
tophole U درجه یک
top hole U درجه یک
elevation U درجه
elevations U درجه
pitches U درجه
degrees U درجه
second class U درجه دو
degree U درجه
rank U درجه
low grade U کم درجه
equally <adv.> U به یک درجه
ranked U درجه
length U درجه
lengths U درجه
kyu U درجه
copacetic U درجه یک
copesetic U درجه یک
just as well <adv.> U به یک درجه
nobby U درجه یک
classy U درجه یک
second class U درجه 2
slap-up U درجه یک
third rate U درجه سه
pitch U درجه
viscosity U درجه غلیظی
rear sight U شکاف درجه
secondary U درجه دوم
prime U درجه یک اغاز
ratings U درجه رتبه
quadratic U درجه دوم
ratings U درجه بندی
gradations U درجه تدریج
graduating U درجه دادن
gradations U ارتقای درجه
consistence U درجه غلظت
primed U درجه یک اغاز
rating U درجه رتبه
stair U مرتبه درجه
graduating U درجه گرفتن
cope flask U درجه روئی
anti knock property U درجه اکتان
advancement in rating U ارتقاء درجه
dot pitch U درجه نقطه
supremely U با علی درجه
puny U درجه پست
quadratic equation U معادلات درجه دو
gaduate U درجه دار
quarternary canal U کانال درجه 4
reversible elbow U زانوی 09 درجه
angle of elevation U زاویه درجه
rating U درجه بندی
void ratio U درجه تخلخل
adjusted elevation U درجه تنظیمی
adjustability U درجه انطباق
primes U درجه یک اغاز
confidence level U درجه اطمینان
calibrating U درجه بندی
calibrates U درجه بندی
calibrated U درجه بندی
calibrate U درجه بندی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com