Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
elongate
U
دراز کردن امتداد دادن
elongates
U
دراز کردن امتداد دادن
elongating
U
دراز کردن امتداد دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
prolongate
U
طولانی کردن امتداد دادن
to spin out
U
امتداد دادن مفصلا درست کردن
extend
U
امتداد دادن
to eke out
U
امتداد دادن
extensions
U
امتداد دادن
extension
U
امتداد دادن
prolongs
U
امتداد دادن
prolong
U
امتداد دادن
extends
U
امتداد دادن
extending
U
امتداد دادن
prolonging
U
امتداد دادن
fine draw
U
امتداد دادن
eke out
U
امتداد دادن
nose ribs
U
تیغه هایی در امتداد وتر که در تمام طول بال و تا تیرک جلویی امتداد میابند
accosting
U
در امتداد چیزی حرکت کردن
accosted
U
در امتداد چیزی حرکت کردن
accosts
U
در امتداد چیزی حرکت کردن
accost
U
در امتداد چیزی حرکت کردن
go baseline
U
حرکت کردن در امتداد خط پایانی برای دریافت پاس
to lay violent handsonany one
U
اعمال زورنسبت بکسی کردن دست زوربرکسی دراز کردن
lengthening
U
دراز کردن
extend
U
دراز کردن
stretch
U
دراز کردن
lengthens
U
دراز کردن
stretched
U
دراز کردن
elongates
U
دراز کردن
to stretch out
U
دراز کردن
lengthened
U
دراز کردن
lengthen
U
دراز کردن
elongate
U
دراز کردن
elongating
U
دراز کردن
streek
U
دراز کردن
drag on
<idiom>
U
دراز کردن
protract
U
دراز کردن
prolongate
U
دراز کردن
stretches
U
دراز کردن
to make old bones
U
عمر دراز کردن
to live a long life
U
عمر دراز کردن
porrect
U
دراز کردن جلوگذاردن
reach
U
دراز کردن دست
tabulation
U
1-مرتب کردن جدول اعداد.2-حرکت نوک چاپ یا نشانه گر در یک فاصله معین شده در امتداد یک خط
lied
U
: دراز کشیدن استراحت کردن
to reach down
U
سوی پائین دراز کردن
lies
U
: دراز کشیدن استراحت کردن
lie
دراز کشیدن استراحت کردن
to pad a sentence
U
جمله را با واژههای زیادی دراز کردن
To crane ones neck .
U
گردن کشیدن (دراز کردن بیرون آوردن )
To go cap in hand to someone.
U
دست گدایی بسوی کسی دراز کردن
to make a long arm
[برای برداشتن یا گرفتن چیزی دست دراز کردن]
goose
U
مثل غاز یاگردن دراز حمله ور شدن وغدغد کردن
alignment
U
امتداد
protraction
U
امتداد
alignments
U
امتداد
in range with
U
در امتداد
direction
U
امتداد
tensions
U
امتداد
extensiveness
U
امتداد
run
U
امتداد
elongation
U
امتداد
building line
U
امتداد
extensions
U
امتداد
tension
U
امتداد
runs
U
امتداد
extension
U
امتداد
discipline
U
نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplines
U
نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplining
U
نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
trail
U
خط ی در امتداد چیزی
extension
U
ملحقه امتداد
flush
U
هم سطح یا در یک امتداد
along line
U
در امتداد خطوط
trailing
U
خط ی در امتداد چیزی
prolonger
U
امتداد دهنده
cutting stroke
U
امتداد برش
to be prolonged
U
امتداد یافتن
protend
U
امتداد یافتن
trailed
U
خط ی در امتداد چیزی
trails
U
خط ی در امتداد چیزی
good continuation
U
امتداد خوب
flushing
U
هم سطح یا در یک امتداد
extensions
U
ملحقه امتداد
protractile
U
امتداد پذیر
flushes
U
هم سطح یا در یک امتداد
contour bund
U
بند در امتداد خط تراز
prolong
U
امتداد یافتن بتاخیرانداختن
prolongs
U
امتداد یافتن بتاخیرانداختن
extend the life of the company
U
امتداد مدت شرکت
endarch
U
از مرکزبخارج امتداد یافته
prolonging
U
امتداد یافتن بتاخیرانداختن
inextension
U
عدم امتداد یا توسعه
endarchy
U
امتداد از مرکز به خارج
to depict somebody or something
[as something]
U
کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن
[وصف کردن]
[شرح دادن ]
[نمایش دادن]
duplexes
U
ارسال همزمان دو سیگنال در یک امتداد
fore and aft
U
امتداد سینه تا پاشنه ناو
rate of sideslip
U
همنه تندی در امتداد محورعرضی
abeam
U
امتداد عمود برمحور طولی
duplex
U
ارسال همزمان دو سیگنال در یک امتداد
soricine
U
موش پوزه دراز شبیه موش پوزه دراز
center of thrust
U
امتداد اثر برایند تمام نیروهای جلوبرنده
cicycle
U
ارابه فرودی با دو پایه اصلی در امتداد خط مرکز
conducting
U
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conduct
U
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducted
U
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducts
U
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
dogtooth
U
ناپیوستگی در ناحیه داخلی لبه حمله در امتداد وتر
to picture
U
شرح دادن
[نمایش دادن]
[وصف کردن]
feed
U
سوراخهای دندانه دار پانچ شده در امتداد لبه کاغذ
bi directional
U
انتقال داده که در یک وسیله در امتداد یک کانال مشخص انجام میشود
notch
U
بریدگیهایی در امتداد جریان سیال روی دماغه یا نوک یک ایرفویل
worded
U
کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
word
U
کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
feeds
U
سوراخهای دندانه دار پانچ شده در امتداد لبه کاغذ
notches
U
بریدگیهایی در امتداد جریان سیال روی دماغه یا نوک یک ایرفویل
packets
U
کامپیوتر مخصوص که داده سریال را از ترمینال آسنکرون به حالی که در امتداد بسته ها
packet
U
کامپیوتر مخصوص که داده سریال را از ترمینال آسنکرون به حالی که در امتداد بسته ها
cam ground piston
U
پیستونی که قطر ان در امتدادموازی با انگشتی کمتر ازقطر ان در امتداد عمود برانگشتی باشد
desktop
U
میله وضعیت که معمولاگ در امتداد دکمهای از صفحه ویندوز نشان داده میشود
fishplate
U
صفحه پولادینی که دو خط اهن یا دوتیر را بهم متصل ساخته ودر امتداد هم قرارمیدهد
regression rate
U
سرعت خطی سوختن دانههای سوخت جامد در امتداد عمودبر سطح در نقطه موردنظر
dual
U
استاندار بستههای مدار مجتمع با استفاده از دو ردیف موازی از سوزنهای متصل در امتداد لبه
tabulation
U
نقاط تنظیم در امتداد یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab متوقف میشود
longer
U
دراز
longest
U
دراز
long-
U
دراز
linear
U
دراز
to piece out
U
دراز
longs
U
دراز
toom
U
دراز
lengthwise
U
دراز
lengthy
U
دراز
oblong
U
دراز
long headed
U
سر دراز
to be prolonged
U
دراز
oblongs
U
دراز
macro
U
دراز
to eke out
U
دراز
verbose
U
دراز
prolix
U
دراز
longish
U
دراز
longed
U
دراز
long
U
دراز
dolichomorphic
U
دراز تن
longheaded
U
دراز سر
oblongated
U
دراز
at full length
U
دراز کشیده
gangling
U
طولانی و دراز
prolixity
U
دراز نویسی
lengthens
U
دراز شدن
far fetched
U
دور و دراز
blue moon
U
زمان دراز
far-fetched
U
دور و دراز
pintail
U
اردک دم دراز
lengthen
U
دراز شدن
lengthened
U
دراز شدن
long run
[American E]
<adj.>
U
دراز مدت
long term
<adj.>
U
دراز مدت
lengthening
U
دراز شدن
elongation
U
دراز شدگی
in the long run
U
در دراز مدت
long-time
U
دراز مدت
proboscises
U
پوزه دراز
wader
U
مرغ دراز پا
morella cherry
U
گیلاس دم دراز
long shunt
U
شنت دراز
tender fleshed cherry
U
گیلاس دم دراز
narrowest
U
دراز وباریک
narrower
U
دراز وباریک
narrowed
U
دراز وباریک
narrow
U
دراز وباریک
oblongs
U
دراز پهنا
oblong
U
دراز پهنا
proboscis
U
پوزه دراز
long term
U
دراز مدت
long wind
U
دراز نفسی
long life
U
عمر دراز
long-life
U
عمر دراز
long-drawn-out
U
دور و دراز
inductile
U
دراز نشو
couchant
U
دراز کشیده
lanternjaws
U
چانه دراز
ileum
U
روده دراز
weedy
U
دراز و باریک
lanky
U
دراز وباریک
longhead
U
کله دراز
longeval
U
دراز عمر
long bone
U
استخوانهای دراز
elongating
U
دراز شدن
snipes
U
نوک دراز
sniped
U
نوک دراز
long billed
U
نوک دراز
snipe
U
نوک دراز
long-term
U
دراز مدت
longer-term
U
دراز مدت
lantern jawed
U
چانه دراز
long-winded
U
دراز نفس
long winded
U
دراز نفس
longevity
U
دراز عمری
long eared
U
گوش دراز
verbalization
U
دراز گویی
elongate
U
دراز شدن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com