Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
pane
U
دارای جام شیشه کردن
panes
U
دارای جام شیشه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
wire glass
U
شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
wired glass
U
شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
manganic
U
دارای مغنیساوابسته بسنگ سیاه شیشه گران
manganesian
U
مغنیسایی دارای مغنیساوابسته بسنگ سیاه شیشه گران
ground glass
U
نوعی شیشه نورافشان که دارای سطحی تراشیده است
vitrescent
U
اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
ink bottle
U
شیشه مرکب شیشه جوهر
plate glass
U
شیشه سنگ شیشه تختهای
glassman
U
تاجر شیشه شیشه ساز
to temper
[metal or glass]
U
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
flatbed
U
وسیلهای با شیشه مسط ح که کار هنری روی آن قرار می گیرد نوک اسکن زیر شیشه حرکت میکند و تصویر را به فایل گرافیکی تبدیل میکند
to f. glass
U
شیشه گری کردن
racks
U
خون مستاجررا در شیشه کردن
wracked
U
خون مستاجررا در شیشه کردن
he is blowing glass
U
شیشه را با فوت درست کردن
racked
U
خون مستاجررا در شیشه کردن
rack
U
خون مستاجررا در شیشه کردن
wracks
U
خون مستاجررا در شیشه کردن
vitrify
U
بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
jeweller's putty
U
گرد قلع و سرب که برای پاک کردن شیشه و فلز بکار می برند
putty powder
U
گرد قلع و سرب که برای پاک کردن شیشه و فلز بکار می برند
glass wool
U
پشم یا براده شیشه پشم شیشه
personate
U
خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
grates
U
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbs
U
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbed
U
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grate
U
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grated
U
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbing
U
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curb
U
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
incorporate
U
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
militarize
U
جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
incorporating
U
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
threads
U
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporates
U
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
thread
U
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
reman
U
دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
edge
U
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
edges
U
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
isobare
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
U
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
U
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
U
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
inflames
U
دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflame
U
دارای اماس کردن ملتهب کردن
catalyze
U
دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
inflaming
U
دارای اماس کردن ملتهب کردن
fortifying
U
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortify
U
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifies
U
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
furnish
U
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishing
U
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishes
U
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
innervate
U
دارای پی کردن
nationalised
U
دارای ملیت کردن
nationalises
U
دارای ملیت کردن
nationalising
U
دارای ملیت کردن
nationalize
U
دارای ملیت کردن
nationalizes
U
دارای ملیت کردن
crenellate
U
دارای کنگره کردن
personifies
U
دارای شخصیت کردن
personify
U
دارای شخصیت کردن
varnish
U
دارای فاهرخوب کردن
index
U
:دارای فهرست کردن
transistorize
U
دارای ترانسیتور کردن
tinkling
U
دارای طنین کردن
nitrogenize
U
دارای نیتروژن کردن
tooth
U
دارای دندان کردن
bodies
U
دارای جسم کردن
tinkles
U
دارای طنین کردن
rampart
U
دارای استحکامات کردن
tinkled
U
دارای طنین کردن
freckle
U
خال دارای کک مک کردن
tinkle
U
دارای طنین کردن
embrasures
U
دارای منفذ کردن
body
U
دارای جسم کردن
embrasure
U
دارای منفذ کردن
personified
U
دارای شخصیت کردن
nationalizing
U
دارای ملیت کردن
insoul
U
دارای روح کردن
systemize
U
دارای همست کردن
varnished
U
دارای فاهرخوب کردن
zigzag
U
دارای پیچ و خم کردن
populate
U
دارای جمعیت کردن
substantivize
U
دارای ماهیت کردن
varnishes
U
دارای فاهرخوب کردن
ensoul
U
دارای روح کردن
potentialize
U
دارای استعداد کردن
whipstitch
U
دارای مرز کردن
zigzags
U
دارای پیچ و خم کردن
vitaminize
U
دارای ویتامین کردن
varnishing
U
دارای فاهرخوب کردن
populating
U
دارای جمعیت کردن
zigzagging
U
دارای پیچ و خم کردن
populates
U
دارای جمعیت کردن
zigzagged
U
دارای پیچ و خم کردن
gifts
U
دارای استعداد کردن
indexes
U
:دارای فهرست کردن
crenelate
U
دارای کنگره کردن
personalize
U
دارای شخصیت کردن
indexed
U
:دارای فهرست کردن
personifying
U
دارای شخصیت کردن
hydroxylate
U
دارای هیدروکسیل کردن
hydrogenate
U
دارای هیدروژن کردن
castellate
U
دارای استحکامات کردن
fluoridate
U
دارای فلورید کردن
gift
U
دارای استعداد کردن
vallum
U
دارای استحکامات کردن
gravel blind
U
دارای چشم تار دارای دید کم
virile
U
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension
U
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried
U
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous
U
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
glass blower
U
شیشه گر
glassblower
U
شیشه گر
glazier
U
شیشه بر
pane
U
شیشه
glazier
U
شیشه گر
glass cutter
U
شیشه بر
bottles
U
شیشه
bottle
U
شیشه
plate
U
شیشه
glass
U
شیشه
panes
U
شیشه
water glass
U
اب شیشه
plates
U
شیشه
tat
U
دارای حاشیه توری کردن
rehabilitate
U
دارای امتیازات اولیه کردن
bedevilling
U
دارای روح شیطانی کردن
tongues
U
گفتن دارای زبانه کردن
hyphenate
U
بوسیله خط دارای فاصله کردن
prong
U
دارای چنگک یا چنگال کردن
rehabilitates
U
دارای امتیازات اولیه کردن
methodize
U
دارای روش یاقاعدهای کردن
prongs
U
دارای چنگک یا چنگال کردن
rehabilitating
U
دارای امتیازات اولیه کردن
granulate
U
دارای ذرات ریز کردن
ravine
U
دارای دره تنگ کردن
sanitate
U
دارای لوازم بهداشتی کردن
ravines
U
دارای دره تنگ کردن
reengine
U
دارای موتور تازه کردن
to p a thing for a person
U
کسی را دارای چیزی کردن
criss-crossing
U
دارای نقش چلیپایی کردن
wigs
U
دارای گیس مصنوعی کردن
criss-crossed
U
دارای نقش چلیپایی کردن
wig
U
دارای گیس مصنوعی کردن
criss-crosses
U
دارای نقش چلیپایی کردن
flyspeck
U
دارای لکه مگس کردن
bedevil
U
دارای روح شیطانی کردن
rehabilitated
U
دارای امتیازات اولیه کردن
bedevilled
U
دارای روح شیطانی کردن
fulcrum
U
دارای نقطه اتکاء کردن
to p a thing person with athing
U
کسی را دارای چیزی کردن
bedevils
U
دارای روح شیطانی کردن
criss-cross
U
دارای نقش چلیپایی کردن
vitrification
U
شیشه سازی
tempered glass
U
شیشه ابداده
glasswool
U
پشم شیشه
glassmaker
U
شیشه ساز
hard glass
U
شیشه سخت
water glass
U
شیشه مایع
scent bottle
U
شیشه عطری
sight glass
U
شیشه مرئی
vial
U
شیشه نمونه
cast glass
U
شیشه ریخته گی
soluble glass
U
شیشه مایع
case bottle
U
شیشه چارپهلو
sodium silicate
U
شیشه مایع
sodium metasilicate
U
شیشه مایع
security glass
U
شیشه ایمنی
security glass
U
شیشه نشکن
silicate of soda
U
شیشه مایع
glassman
U
شیشه فروشی
fibreglass
U
شیشه لیفی
lime glass
U
شیشه اهکی
fiberglass
U
پشم شیشه
sheet glass
U
شیشه ورقی
stock bottle
U
شیشه ذخیره
glazes
U
لعاب شیشه
stined glass
U
شیشه رنگی
glaze
U
شیشه انداختن
brush
U
شیشه شور
brushes
U
شیشه شور
plate glass
U
شیشه لوحی
obscured glass
U
شیشه تار
obscured glass
U
شیشه مات
glassy
U
شیشه مانند
liquid glass
U
شیشه مایع
glazing
U
شیشه کاری
glazing
U
شیشه بری
obsidian
U
شیشه معدنی
glazes
U
شیشه انداختن
vitriform
U
شیشه مانند
vitrification
U
تبدیل به شیشه
glassware
U
فروف شیشه
glassware
U
شیشه الات
crown glass
U
شیشه گردیاچرخی
fibreglass
U
پشم شیشه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com