Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to keep watch and ward
U
حفافت یادفاع کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to plead for a person
U
از کسی شفاعت یادفاع کردن
splash proof enclosure
U
حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
shield
U
حفافت کردن
safeguard
U
حفافت کردن
guards
U
حفافت کردن
guarding
U
حفافت کردن
maintenance
U
حفافت کردن
protecting
U
حفافت کردن
protects
U
حفافت کردن
safeguarded
U
حفافت کردن
guard
U
حفافت کردن
shields
U
حفافت کردن
protect
U
حفافت کردن
safeguards
U
حفافت کردن
safeguarding
U
حفافت کردن
shields
U
حفافت کردن درمقابل
shield
U
حفافت کردن درمقابل
retention
U
حفافت توقیف بازداشت کردن
write protect disable
U
بی اثر کردن حفافت در برابرنوشتن
barff's precess
U
حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
protect
U
حفظ کردن حفافت کردن
protecting
U
حفظ کردن حفافت کردن
protects
U
حفظ کردن حفافت کردن
front line
U
خط حمله خط حمله یادفاع
barrier forces
U
نیروهای مامور سد کردن راه دشمن نیروهای حفافت ازموانع
write protect
U
غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
preservation
U
حفافت
conservation
U
حفافت
safekeeping
U
حفافت
egis
U
حفافت
security
U
حفافت
safe guard
U
حفافت
custody
U
حفافت
cell protection
U
حفافت سل
protection
U
حفافت
safe keeping
U
حفافت توجه
safety gap
U
دهانه حفافت
degree of protection
U
میزان حفافت
shielded
U
حفافت شده
file protection
U
حفافت فایل
line differential protection
U
حفافت دیفرانسیلی خط
soil conservation
U
حفافت خاک
memory protection
U
حفافت حافظه
format
U
حفافت حافظه و..
block protection
U
حفافت بلوک
protection key
کلید حفافت
formats
U
حفافت حافظه و..
cathode protection
U
حفافت کاتدی
x ray protection
U
حفافت رونتگن
protection ring
U
حلقه حفافت
self protection
U
حفافت از خود
storage protection
U
حفافت حافظه
data protection
U
حفافت داده ها
anti skid protection
U
حفافت از لغزش
storage protection
U
حفافت انباره
protection level
U
سطح حفافت
collective protection
U
حفافت گروهی
collective protection
U
حفافت جمعی
anodic protection
U
حفافت اندی
overcurrent device
U
دستگاه حفافت
physical security
U
حفافت تاسیسات
protection
U
عمل حفافت
system security
U
حفافت سیستم
file protection
U
حفافت پرونده
armor protection
U
حفافت زرهی
conservable
U
قابل حفافت
protect by fuse
U
حفافت با فیوز
data encryption
U
حفافت داده
impedance protection
U
حفافت امپدانس
wards
U
محجور حفافت بخش
ward
U
محجور حفافت بخش
environmental conservation
U
حفافت محیط زیست
custody of goods
U
حفافت یا نگهداری کالا
distance protection
U
وسیله حفافت فاصله
insulation protection
U
حفافت عایق بندی
insulation against vibration
U
حفافت در برابر ارتعاش
overvoltage protection
U
حفافت فشار زیاد
protected field
U
میدان حفافت شده
protected location
U
مکان حفافت شده
shielding region
U
ناحیه حفافت کننده
protecting ring
U
حلقه حفافت کننده
positional protection device
U
دستگاه حفافت درگاه
conservation programs
U
برنامههای حفافت منابع
unprotected field
U
میدان حفافت نشده
overload protection
U
حفافت بار زیاد
keep
U
حفافت امانت داری
file protect ring
U
حلقه حفافت فایل
keeps
U
حفافت امانت داری
high tension protection
U
حفافت فشار قوی
flood protection
U
حفافت در مقابل طغیان
copy protection
U
حفافت دربرابر کپی
software protection
U
حفافت نرم افزاری
data encyption standard
U
استاندارد حفافت داده
write protect ring
U
حلقه حفافت از نوشتن
power system protection
U
حفافت سیستم قدرت
anticorrosive protection
U
حفافت در برابر خوردگی
drip proof enclosure
U
حفافت در مقابل ریزش اب
cryptosecurity
U
حفافت مکاتبات رمزی
cryptoguard
U
مسئول حفافت رمز
file protect ring
U
حلقه حفافت پرونده
protective fire
U
اتشهای حفافت کننده
power down
U
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
subsidiary
U
باقیمانده در محل برای حفافت
password protection
U
حفافت به کمک کلمه رمز
degree of protection
U
میزان تامین درجه حفافت
subsidiaries
U
باقیمانده در محل برای حفافت
safeguarding
U
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
self protection
U
صیانت نفس حفافت از خود
safeguards
U
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
rust protection
U
حفافت در برابر زنگ زدگی
electronic security
U
رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی
safeguarded
U
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
chemical security
U
حفافت برعلیه مواد شیمیایی
acid vapor canister
U
ماسک حفافت در برابر بخاراسید
signal security
U
حفافت امور مخابراتی یا ارتباطات
safeguard
U
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
beaching
U
سنگ چینی جهت حفافت
bed pitching
U
سنگ چینی کف کانال جهت حفافت
write protect notch
U
شکاف حفافت از نوشتن بریدگی محافظ
sacristan
U
متصدی حفافت فروف مقدسه کلیسا
poaches
U
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poached
U
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poach
U
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
ppd
U
Device Protection Port دستگاه حفافت گذرگاه
troop safety
U
حفافت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمی
warned protected
U
قابلیت حفافت نیروهای خودی در مقابل انفجار اتمی
bank protection
U
حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
shield
U
حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده
shields
U
حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده
blanket
U
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
protect
U
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
shares
U
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
shared
U
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
share
U
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
scalper
U
پوشش روی پا و سم عقبی برای حفافت از ضربه پای جلو
blankets
U
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
blanketed
U
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
noises
U
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
noise
U
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
protecting
U
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
protects
U
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
scribing
U
روش روکش کشیدن حروف یانوشتههای نقشه برای حفافت
bail out
U
کنار رفتن توپ زن از محل ایستادن برای حفافت ازضربه توپ
write protect tab
U
حفافت دیسک لغزان از نوشته شدن اطلاعات جدید به وسیله یک شکاف که روی دیسک ایجاد میشود
armor protection
U
حفافت درمقابل ادوات زرهی پوشش زرهی
reserved area
U
مناطق حفافت شده ارتشی مناطق ممنوعه
prohibited area
U
منطقه ممنوعه هوایی منطقه حفافت شده
take sides
<idiom>
U
حفافت ازیک طرف به طرف دیگر
preventive
U
حفافت کننده جلوگیری کننده
target
U
برنامه هدف یا برنامه کامپیوتری به صورت کد هدف که توسط کامپایلر حفافت میشود
targeted
U
برنامه هدف یا برنامه کامپیوتری به صورت کد هدف که توسط کامپایلر حفافت میشود
targeting
U
برنامه هدف یا برنامه کامپیوتری به صورت کد هدف که توسط کامپایلر حفافت میشود
targets
U
برنامه هدف یا برنامه کامپیوتری به صورت کد هدف که توسط کامپایلر حفافت میشود
targetted
U
برنامه هدف یا برنامه کامپیوتری به صورت کد هدف که توسط کامپایلر حفافت میشود
targetting
U
برنامه هدف یا برنامه کامپیوتری به صورت کد هدف که توسط کامپایلر حفافت میشود
demolition guard
U
نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
environmental preservation
U
نگهداشت زیست محیطی حفافت زیست محیطی
custody
U
مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
U
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
U
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capture
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
U
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
captures
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoot
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster
U
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
cross examination
U
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orient
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
to temper
[metal or glass]
U
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
orienting
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
concentrate
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
serves
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serve
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
tae
U
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
concentrating
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assign
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to appeal
[to]
U
درخواستن
[رجوع کردن به]
[التماس کردن]
[استیناف کردن در دادگاه]
to inform on
[against]
somebody
U
کسی را لو دادن
[فاش کردن]
[چغلی کردن]
[خبرچینی کردن]
buck up
U
پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
calk
U
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
assigned
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
soft pedal
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com