English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to pass a disease on U بیماری منتقل کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
rendered U منتقل کردن
transfer U منتقل کردن
wend U منتقل کردن
transferring U منتقل کردن
render U منتقل کردن
transfers U منتقل کردن
renders U منتقل کردن
abalienate U منتقل کردن پس گرفتن
sequela U بیماری ناشی از بیماری دیگر
transmigrate U کوچ دادن منتقل کردن
to move one's operation offshore U شرکت خود را به خارج [از کشور] منتقل کردن
to second somebody U ماموریت کسی را به جای دیگری منتقل کردن [اصطلاح رسمی]
to shift freight traffic from road to rail U حمل نقل بار را از جاده به راه آهن منتقل کردن
to lay low U خیلی ضعیف کردن [بیماری]
chain U روش وصل کردن یک وسیله با یک کابل که داده را از یک ماشین به دیگری منتقل میکند.
chains U روش وصل کردن یک وسیله با یک کابل که داده را از یک ماشین به دیگری منتقل میکند.
transferor U منتقل
assignee U منتقل الیه
to go over U منتقل شدن
purchasers U منتقل الیه
purchaser U منتقل الیه
transporters U منتقل کننده
transporter U منتقل کننده
transferor U منتقل کننده
transferee U منتقل الیه
go over U منتقل شدن
to be transferred U منتقل شدن واگذارشدن
transferee U منتقل الیه متصالح
passes U انتقال یافتن منتقل شدن
passed U انتقال یافتن منتقل شدن
pass U انتقال یافتن منتقل شدن
xmodem U بایت از بلاک داده را منتقل میکند
grantee U انتقال گیرنده متهب منتقل الیه
inputted U داده یا اطلاعی که به کامپیوتر منتقل شده است
input U داده یا اطلاعی که به کامپیوتر منتقل شده است
analog U خط ارتباطی که خط وط آنالوگ مانند صوت را منتقل میکند
modulating U سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده
modulates U سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده
modulate U سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده
pathogenic U بیماری زا
illness U بیماری
virulent <adj.> U بیماری زا
epizootic U بیماری
disease U بیماری
maladies U بیماری
diseases U بیماری
malady U بیماری
illnesses U بیماری
audio U ماشین منتقل کننده سیگنالهای صوتی به نوار مغناطیسی
analogues U خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
analogue U خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند صوت را منتقل می کنند
analogues U خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند صوت را منتقل می کنند
analog U خط ارتباطی که خط وط سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل میکند
T link U که میتواند داده تا چند مگابیت در ثانیه منتقل کند
analogue U خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
kilos U اندازه مقدار داده که یک وسیله هر ثانیه منتقل میکند
footing U قسمتی از پی ساختمان که بارها رامستقیما" به خاک منتقل میکند
kilo U اندازه مقدار داده که یک وسیله هر ثانیه منتقل میکند
data link U راه اصلی که اطلاعات در ان بصورت دیجیتال منتقل میشوند
drive U مکانیزمی که نوار مغناطیسی را روی نوکهای درایو منتقل میکند
registers U فضای ذخیره سازی موقت که داده دران منتقل میشود
interrupts U وقفهای که CPU را هدایت میکند تا به محل مشخصی منتقل شود
interrupting U وقفهای که CPU را هدایت میکند تا به محل مشخصی منتقل شود
closed circuit U تصویر تلویزیونی که علائم ان بوسیله سیم به چندگیرنده منتقل میشود
interrupt U وقفهای که CPU را هدایت میکند تا به محل مشخصی منتقل شود
registering U فضای ذخیره سازی موقت که داده دران منتقل میشود
closed circuits U تصویر تلویزیونی که علائم ان بوسیله سیم به چندگیرنده منتقل میشود
register U فضای ذخیره سازی موقت که داده دران منتقل میشود
drives U مکانیزمی که نوار مغناطیسی را روی نوکهای درایو منتقل میکند
illnesses U بیماری کسالت
illness U بیماری کسالت
insect vectors U حشرات بیماری زا
VD U بیماری زهروی
pick's disease U بیماری پیک
rabies U بیماری هاری
psychosis U بیماری روانی
pott's disease U بیماری پوت
pick's syndrome U بیماری پیک
addison's disease U بیماری ادیسون
advantage by illness U بهره بیماری
nosophilia U بیماری خواهی
neuropathy U بیماری عصب
VD U بیماری مقاربتی
remission U بهبودی بیماری
Diagnosis. U تشخیص بیماری
herpes simplex U بیماری تب خال
alzeimer's disease U بیماری الزایمز
radiation sickness U بیماری برتابشی
sick bed U بستر بیماری
down's disease U بیماری داون
radiation sickness U بیماری تابشی
radiation sickness U بیماری اشعه
encephalopathy U بیماری مغزی
pathophobia U بیماری هراسی
nosophobia U بیماری هراسی
The symptoms ( of a disease) . U علائم بیماری
mental illness U بیماری روانی
love sickness U بیماری عشق
mental disorder U بیماری روانی
tay sach's disease U بیماری تی- ساکس
AIDS U بیماری سیدا
AIDS U بیماری ایدز
pestilence U بیماری طاعون
lumpy jaw U بیماری "اکتینومیکوز"
graves'disease U بیماری گریوز
wilson's disease U بیماری ویلسون
Parkinson's disease U بیماری پارکینسون
some kind of sickness U یک نوعی از بیماری
catamnesis U تاریخچه بیماری
venereal disease U بیماری مقاربتی
symptomatic U نشانه بیماری
hansen's disease U بیماری هنسن
to be laid up with something U بیماری گرفتن
sick leave U استراحت بیماری
pathogenesis U بیماری زایی
legionnaires' disease U بیماری لژیونرها
mental disease U بیماری روانی
parkinsonism U بیماری پارکینسون
to have something [a disease, an illness] U بیماری گرفتن
to be down with something U بیماری گرفتن
ailment U بیماری مزمن
pathognomy U بیماری شناسی
epilepsy U بیماری صرع
to be ill with something U بیماری گرفتن
ailments U بیماری مزمن
papering U وسیلهای که سوارخ ها را در نوار کاغذ پانچ میکند تا داده را منتقل کند
card U برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانچ به حافظه اصلی منتقل میکند
input/output U دستور برنامه که داده را از حافظه به پورت ورودی /خروجی منتقل میکند
cards U برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانچ به حافظه اصلی منتقل میکند
papers U وسیلهای که سوارخ ها را در نوار کاغذ پانچ میکند تا داده را منتقل کند
paper U وسیلهای که سوارخ ها را در نوار کاغذ پانچ میکند تا داده را منتقل کند
papered U وسیلهای که سوارخ ها را در نوار کاغذ پانچ میکند تا داده را منتقل کند
to die of an illness U در اثر بیماری مردن
maladies U فاسد شدگی بیماری
primary gain U بهره اصلی بیماری
secondary gain U بهره ثانوی بیماری
paranosic gain U بهره اصلی بیماری
epinosic gain U بهره ثانوی بیماری
paranosis U بهره کشی از بیماری
flight into sickness U پناه بردن به بیماری
fifth disease [Erythema infectiosum] U بیماری پنجم [پزشکی]
haemorrhoid [British] U همورویید [بیماری] [پزشکی]
variola {sg} U آبله [پزشکی] [بیماری]
pox {sg} U آبله [پزشکی] [بیماری]
malady U فاسد شدگی بیماری
smallpox {sg} U آبله [پزشکی] [بیماری]
pesthole U لانه بیماری ومیکروب
diphtheria [diph] U دیفتیری [پزشکی] [بیماری]
slapped cheek syndrome U بیماری پنجم [پزشکی]
psychosomatic disease U بیماری روانی- تنی
red plague {sg} U آبله [پزشکی] [بیماری]
loose smut U بیماری زنگ گندم
hemorrhoid [American] U همورویید [بیماری] [پزشکی]
haemorrhoid [British] U بواسیر [بیماری] [پزشکی]
polio U بیماری فلج اطفال
hemorrhoid [American] U بواسیر [بیماری] [پزشکی]
migraine U میگرن [پزشکی] [بیماری]
yellow jack [colloquial] [yellow fever] U تب زرد [پزشکی] [بیماری]
yellow fever U تب زرد [پزشکی] [بیماری]
black vomit U تب زرد [پزشکی] [بیماری]
fungus U فونجی بیماری قارچی
wernicke's encephalopathy U بیماری مغزی ورنیکه
gilles de la tourett's disease U بیماری ژیل دو لاتورت
to get back on one's feet U بهتر شدن [از بیماری]
insect vectors U حشرات ناقل بیماری
basedow's disease U بیماری بیس داو
he fell ill U به بستر بیماری افتاد
diathesis U بیماری پذیری ارثی
allopathy U معالجهء بیماری با اضداد ان
hemiparasite U انگلهایی که بیماری زا نیستند
hypertension U بیماری فشار خون
inpatient U بیماری که در بیمارستان میخوابد
beriberi U بیماری کمبود ویتامن B
iatrogenic illness U بیماری پزشک زاد
jump instruction U دستوری که کنترل را از یک نقط ه برنامه به دیگری منتقل میکند بدون هیچ شرطی
IEC connector U استانداردی برای اتصال سر سوزنه در سوکتی که الکتریسیته اصلی را به کامپیوتر منتقل میکند
lepidosis U بیماری پوست پولک دار
symptomatology U علم شناسایی نشانههای بیماری
computer assisted diagnosis U تشخیص بیماری توسط کامپیوتر
yellow jack [colloquial] [yellow fever] U طاعون زرد [پزشکی] [بیماری]
dementia U دمانس [نوعی بیماری] [پزشکی]
yellow fever U طاعون زرد [پزشکی] [بیماری]
to contract something from somebody U از کسی چیزی [بیماری] گرفتن
glanders U بیماری مسری اسب و انسان
black vomit U طاعون زرد [پزشکی] [بیماری]
hunger osteopathy U بیماری استخوانی ناشی از گرسنگی
melituria U بیماری قند سلس البول
locoism U نوعی بیماری اسب ودام
pathoneurosis U روان رنجوری بیماری زاد
enphytotic U بیماری همه گیر شایع
symptomatic U مطابق نشانه بیماری نماینده
to d. in one's bed U دراثر پیری یا بیماری مردن
bladder calculus U سنگ مثانه [پزشکی] [بیماری]
cystolith U سنگ مثانه [پزشکی] [بیماری]
nephrolith U سنگ کلیه [پزشکی] [بیماری]
kidney stone [Calculus renalis] U سنگ کلیه [پزشکی] [بیماری]
renal calculus [Calculus renalis] U سنگ کلیه [پزشکی] [بیماری]
bladder stone U سنگ مثانه [پزشکی] [بیماری]
vesical calculus U سنگ مثانه [پزشکی] [بیماری]
The soldiers died from illness and hunger. U سربازان از گرسنگی و بیماری مردند.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com