English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 216 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
outwork U بیشتر کار کردن از
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
strike U اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
strikes U اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
keypad U مجموعه ده کلید با طرح . شامل شده در بیشتر صفحه کلیدها به صورت کلیدهای جداگانه برای وارد کردن حجم زیاد داده عددی
outstand U بیشتر تحمل کردن
outwear U بیشتر دوام کردن
prima facie evidence U مدرک محمول بر صحت مدرکی که در صورت تکذیب یا توضیح طرف برای روشن کردن قضیه کافی باشد مدرکی که در نظر اول و پیش از بررسی بیشتر قاطع به نظر می اید
follow up <idiom> U بهتر کردن کار با تلاش بیشتر
have half a mind <idiom> U احساس وسوسه کردن بیشتر از تحمل نداشتن
put someone's best foot forward <idiom> U بیشتر تلاش کردن
filling out U [پر کردن زمینه فرش با گل ها و یا اشکال مختلف جهت تزئین بیشتر متن]
reed U شانه [وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
room-sized rug U فرش های ایرانی [فرش های درباری] [بافت این فرش ها که برای مفروش کردن تالارها و سالن های بزرگ استفاده می شود در ایران در اواخر قرن دوازدهم رواج یافت. بیشتر مشتریان کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپایی اند.]
add insult to the injury <idiom> U [بیشتر کردن زیان به وسیله تحقیر و مسخره کردن]
to space out letters [text] U فاصله گذاری [بین حروف را بیشتر کردن] [رایانه شناسی ] [چاپ]
as if to add insult to injury <idiom> U با بیشتر کردن زیان به وسیله تحقیر و مسخره
Other Matches
You have to watch your diet more [carefully] and get more exercise. U شما باید بیشتر به تغذیه خود توجه و بیشتر ورزش بکنید.
bandwidth U صفحه تصویرهای با resolution بیشتر پیکسل در فضای بیشتری نمایش میدهد و به ورودی سریع و پهنای بلند بیشتر نیاز دارند
drive U چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives U چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
as much as possible U هر چه بیشتر
the more better the best U هر چه بیشتر
mainly U بیشتر
as early aspossible U هر چه بیشتر
further U بیشتر
principally U بیشتر
furthered U بیشتر
rather U بیشتر
more and more U هی بیشتر
furthers U بیشتر
furthering U بیشتر
it is mostly iron U بیشتر
for the most part U بیشتر
mostly U بیشتر
more than U بیشتر از
more U بیشتر
the more U بیشتر
large adv U بیشتر
over-average <adj.> U بیشتر از حد متوسط
outsit U بیشتر نشستن از
The more the better . U هر چه بیشتر بهتر
oddson U بیشتر محتمل
hypercard U یات بیشتر
outstand U بیشتر ایستادن
by superir wisdom U با خرد بیشتر
over crowding U بیشتر باشد
better part U قسمت بیشتر
further information U آگاهی بیشتر
above-average <adj.> U بیشتر از حد متوسط
nine times out ten U بیشتر اوقات
above average <adj.> U بیشتر از حد متوسط
to overcomein number U بیشتر بودن از
in the main U بیشتر اصلا
the many U بیشتر مردم
outshining U بیشتر درخشیدن
outshines U بیشتر درخشیدن
outshine U بیشتر درخشیدن
not any more U دیگر نه [بیشتر نه]
most people U بیشتر مردم
the most that i can do U بیشتر انها
most of them U بیشتر انها
surviver U بیشتر عمرکننده
more and more U بیشتر ازبیشتر
rather ... than U بیشتر ...تا [ترجیحا ... تا]
outshone U بیشتر درخشیدن
so many menŠso many minds U عقیده بیشتر
no more U نه دیگر [بیشتر]
no longer U نه بیشتر [زمانی]
multichannel U با بیشتر از یک کانال
better U نیکوتر بیشتر
major U بیشتر اعظم
majored U بیشتر اعظم
majoring U بیشتر اعظم
so many menŠso many minds U هر چه اشخاص بیشتر
read mostly memory U حافظه بیشتر خواندنی
mares U مادیان 4 ساله یا بیشتر
more the merrier <idiom> U هرچی بیشتر بهتر
at full pelt U با شتاب هر چه بیشتر سراسیمه
mare U مادیان 4 ساله یا بیشتر
overlive U بیشتر زنده بودن از
ahead U دارای امتیاز بیشتر
outwatch U بیشتر بیدار ماندن از
as soon as possible U بزودی هرچه بیشتر
roundabout production U تولید با کارائی بیشتر
outbidding U بیشتر توپ زدن از
outlive U بیشتر دوام اوردن
it consists mainly U بیشتر عبارت است از
outlive U بیشتر زنده بودن از
outlived U بیشتر دوام اوردن
outlived U بیشتر زنده بودن از
outlives U بیشتر دوام اوردن
outlives U بیشتر زنده بودن از
I am over 50 years old. U من ۵۰ سال بیشتر دارم.
like nowhere else <adv.> U بیشتر از هر جای دیگر
outvoting U بیشتر رای بردن از
outlast U بیشتر طول کشیدن از
outbidded U بیشتر توپ زدن از
outbid U بیشتر توپ زدن از
outlasting U بیشتر طول کشیدن از
outlasts U بیشتر طول کشیدن از
outvote U بیشتر رای بردن از
outvoted U بیشتر رای بردن از
outvotes U بیشتر رای بردن از
outwalk U بیشتر راه رفتن از
norther U بیشتر بطرف شمال
extensive cultivation U کار وسرمایه بیشتر
outlasted U بیشتر طول کشیدن از
outbids U بیشتر توپ زدن از
outliving U بیشتر زنده بودن از
full drive U باشتاب هرچه بیشتر
he makes most noise U او از همه بیشتر صدا یا
outliving U بیشتر دوام اوردن
transuranium U دارای عدداتمی بیشتر از اورانیم
multi U در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
transuranic U دارای عدداتمی بیشتر از اورانیم
It does more harm than good . U ضررش از نفعش بیشتر است
overloaded U تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
at full speed U با تندی هر چه بیشتر بسرعتی هر چه تمامتر
overloads U تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
multi- U در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
full pelt U با شتاب هرچه بیشتر سراسیمه
semidouble U دارای گلبرگهای بیشتر از معمول
overload U تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
It tends to be blue . It is bluish. U بیشتر برنگ آبی می زند
Cut a little more off the top. یک کمی بیشتر بالا را کوتاه کنید.
to jackknife truck-trailers U تا شدن کامیون در جاده [بیشتر در تصادفات]
queues U افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queueing U افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queued U افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queue U افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
supercharger U دستگاه هوا و سوخت رسانی بیشتر
Cut a little more off the back. یک کمی بیشتر عقب را کوتاه کنید.
centuries U 001 امتیاز یا بیشتر در یک بازی کریکت
man up U بازی با یک نفر بیشتر از تعدادافراد حریف
loved i nothonour more U اگر شرافت را بیشتر دوست نداشتم
century U 001 امتیاز یا بیشتر در یک بازی کریکت
composer U آهنگ ساز [بیشتر موسیقی کلاسیک]
accuracy U هر قدر تعداد بیتها بیشتر باشد
overpoise U مهمتر بودن از بیشتر نفوذ داشتن از
compound parry U دفع شمشیر حریف با دو حرکت یا بیشتر
half century U 05 امتیاز یا بیشتر توپزن درمسابقه کریکت
excess cover treaty U قرارداد پوشش بیمهای ضایعات بیشتر
riot U تجمع سه نفر یا بیشتر جهت ایجاداغتشاش
riots U تجمع سه نفر یا بیشتر جهت ایجاداغتشاش
rioting U تجمع سه نفر یا بیشتر جهت ایجاداغتشاش
more frequently than ever <adv.> U نسبت به سابق خیلی بیشتر اوقات
peter penny U زکات سالیانه که بیشتر به پاپ میداند
i life that better U انرا بیشتر از همه دوست دارم
More money is not the answer to this problem. U پول بیشتر حل این مسئله نیست.
operator U انتساب بیشتر از یک تابع به عملگرا مشخص .
operators U انتساب بیشتر از یک تابع به عملگرا مشخص .
ness on his part U این بیشتر بواسطه کمرویی است
rioted U تجمع سه نفر یا بیشتر جهت ایجاداغتشاش
extra- U اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
like hell <idiom> U با تاثیر وانرژی بیشتر ،مغایر با حقیقت ،نه زیاد
She is more culpable than the others. U او [زن] بیشتر از دیگران گناه کار [مقصر] است.
supercharged U موتور دارای دستگاه رساننده هواوسوخت بیشتر
outpoint U سبقت گرفتن پوان یا نمره بیشتر اوردن از
outshoot U تعداد بیشتر و بهتر تیراندازی نسبت به حریف
gaze hound U تازی که بیشتر با چشم دنبال شکار می رود تا با بو
extra U اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
extras U اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
catch up U تحرک بیشتر برای جبران عقب ماندگی
parlour maid U کلفتی که کتارش بیشتر درسفره خانه است
larceny petty U بیشتر دزدی مالی که کمتر از 11شیلینگ بهاداشت
early bird catches the worm <idiom> U هرکسی زودتر بیداربشود بیشتر بدست میآورد
ventre a terre U سراسیمه باشتاب هرچه بیشتر شکم بزمین
I would like tovisit ( see, meet ) you more often . U می خواهم باز هم بیشتر پیش شما بیایم
parliamentary train U قطار راه اهنی که میلی یک PENNY بیشتر از مسافرنمیگیرد
round U تقریب زدن یک عدد با یک مقدار دقت بیشتر یا کمتر
power play U وضع یک تیم نسبت به حریف بعلت عده بیشتر
multitudinist U کسیکه توده مردم را بیشتر ازافراد رعایت میکند
pantalets U زیرشلواری یا نیم شلواری بلند که بیشتر زنها می پوشیدند
body U نوشتار و اندازه پیش فرض برای بیشتر متن ها
bodies U نوشتار و اندازه پیش فرض برای بیشتر متن ها
tint U [هاله ای از رنگ که بیشتر به سمت سفید متمایل باشد.]
most significant digit U رقم سمت چپ عدد که ارزش بیشتر را در پایه دارد.
multi user system U سیستم کامپیوتری که در هر لحظه بیشتر از یک کاربر را پشتیبانی میکند
high goal polo U چوگان بین تیمهای دارنده 91امتیاز تعادلی یا بیشتر
coroners U هر دو را داراست ولیکن جنبه قضایی ماموریتش بیشتر است
bois jourdian U نوعی سنگ مرمر که بیشتر درفرانسه یافت میشود
materials that cannot be borrowed U اجناسی که قرض داده نمی شوند [بیشتر در کتابخانه]
slugger U بوکسوری که بیشتر به قدرت خود اتکا دارد تا مهارت
The worst wheel of the cart creaks most. <proverb> U بدترین چرخ گارى ,از همه بیشتر غرغر مى کند .
long life itemes U اقلامی که عمر قانونی انها 5سال یا بیشتر باشد
roundest U تقریب زدن یک عدد با یک مقدار دقت بیشتر یا کمتر
non-circulating materials U اجناسی که قرض داده نمی شوند [بیشتر در کتابخانه]
She is forty if a day . U چهل سال راشیرین دارد ( اگر بیشتر نباشد )
multi statement line U خط ی از برنامه کامپیوتری که حاوی بیشتر از یک دستور یا عبارت است
most significant character U رقم سمت چپ عدد که ارزش بیشتر را در پایه دارد.
coroner U هر دو را داراست ولیکن جنبه قضایی ماموریتش بیشتر است
mary maximus U ان مریم که از همنام های خود بیشتر سال دارد
triplebogey U حساب سه ضربه بیشتر ازاستاندارد در هر بخش ازبازی گلف
nurses U حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
nursed U حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
fosse commune U [قبر معمولی در گورستان که هر هفت سال یا بیشتر استفاده می شود.]
prostyle U ایوان پرستش گاههای یونانی که چهار ستون بیشتر نداشت
motherboard U که حاوی بیشتر قط عات و اتصالات برای تختههای دیگر است
multi strike printer ribbon U ریبون جوهری در چاپگر که بیشتر از یک بار قابل استفاده است
weft-face pattern U [بافت پود نما که بیشتر در پارچه و گلیم بکار می رود.]
horse U اسب اصیل 5ساله یا بیشتر اوردن ماهی به خشکی بزور
to offshore something U چیزی را [برای سود بیشتر] به خارج [از کشور] بردن [اقتصاد]
commonest U زبان برنامه سازی که بیشتر در امور تجاری به کار می رود
power 0 U تلاش برای سرعت بیشتر ضمن مسابقه با 02 پاروزن پی درپی
commoners U زبان برنامه سازی که بیشتر در امور تجاری به کار می رود
nurse U حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
congestion U وضعیتی که در آن نیازهای ارتباطی یا فرآیند ها بیشتر از توانایی مستقیم باشد
paramagnetic U اجسامی با قابلیت گذردهی یانفوذپذیری بیشتر از یک وخاصیت مغناطیسی دائم
sparse array U ساختار ماتریس داده که بیشتر و ورودیهای آن صفر و خالی است
Chrysanthemum design U طرح گل داوودی که بیشتر در فرش های چینی بکار می رود
puncher U مشتزنی که بیشتر کوشش درزدن ضربه دارد تا سرعت ومهارت
common U زبان برنامه سازی که بیشتر در امور تجاری به کار می رود
I have to go back a little bit. [This requires a little background {explanation} ] . U این نیاز به کمی پیش زمینه [توضیح بیشتر] دارد.
wheel base U فاصله بین چرخ جلو و عقب در خودروهایی که از یک اکسل بیشتر دارند
double U استفاده از دو کلمه داده برای ذخیره سازی یک عدد با دقت بیشتر
commoners U فضای حافظه یا ذخیره سازی که توسط بیشتر از یک برنامه استفاده میشود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com