English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (1303 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
slush fund U بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
slush funds U بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
horned scully U مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود
bribed U تطمیع کردن رشوه
bribe U تطمیع کردن رشوه
bribes U تطمیع کردن رشوه
bribing U تطمیع کردن رشوه
corrupts U معیوب کردن رشوه خوار رشوه دادن رشوه خواری
corrupted U معیوب کردن رشوه خوار رشوه دادن رشوه خواری
corrupting U معیوب کردن رشوه خوار رشوه دادن رشوه خواری
corrupt U معیوب کردن رشوه خوار رشوه دادن رشوه خواری
Every man has his price . U هر کسی یک قیمتی دارد ( قابل تطمیع وپذیرفتن رشوه )
incorruptibly U با ازادگی رشوه خواری بطور غیر قابل تطمیع
quantum meruit U کارفرما کاری را که برای انجام دادن به کارگر می داده و قرار می گذاشته که مزد او را برمبنای قاعده فوق بدهد
appropriation U بودجه مصوبه برای هزینه اعتبارات پیش بینی شده در بودجه توزیع درامد خالص به حسابهای مختلف
add U قرار دادن چیزها کنار هم برای تشکیل یک گروه بزرگتر
adds U قرار دادن چیزها کنار هم برای تشکیل یک گروه بزرگتر
adding U قرار دادن چیزها کنار هم برای تشکیل یک گروه بزرگتر
corrupted U رشوه دادن رشوه خوار
corrupt U رشوه دادن رشوه خوار
corrupting U رشوه دادن رشوه خوار
corrupts U رشوه دادن رشوه خوار
hyphens U برای نشان دادن وقفه یاتردید یا لکنت زبان دررمان ها بکار میرود مثل ah-ah و غیره
hyphen U برای نشان دادن وقفه یاتردید یا لکنت زبان دررمان ها بکار میرود مثل ah-ah و غیره
plate mark U طرف ودولت روی سیمینه وزرینه گذاشته میشود
boilerplating U قرار دادن بخشهای مختلف متن در کنار هم برای ایجاد متن نهایی
hallmark U عیاری که از طرف زرگر یا دولت روی الات سیمین وزرین گذاشته میشود انگ
foot block قژعه چوبی یا فلزی کوچکی که در زیر ستون و روی خاک کار گذاشته میشود.
hallmarks U عیاری که از طرف زرگر یا دولت روی الات سیمین وزرین گذاشته میشود انگ
exchange control U جلوگیری از ورودامتعه خارجی به وسیله محدود کردن ارزی که دراختیار واردکننده گذاشته میشود
BNC connector U متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
Good grief! <idiom> U این کلمه برای نشان دادن تعجب (چه خوب چه بد)استفاده میشود
ended U کدی که در پردازش دستهای برای نشان دادن خاتمه کاری استفاده میشود
insertion point U نشانگری که برای نشان دادن محل تایپ متن در یک نوشته استفاده میشود
key signature U گامهای کوتاه و بلندی که پس ازکلیدموسیقی برای نشان دادن نوع ک لیدنوشته میشود
ends U کدی که در پردازش دستهای برای نشان دادن خاتمه کاری استفاده میشود
end U کدی که در پردازش دستهای برای نشان دادن خاتمه کاری استفاده میشود
planch U صفحهای از گل نسوزکه برای نگاه داشتن چیزی که دراتش گذاشته اندبکارمیرود
bribed U رشوه دادن
bribes U رشوه دادن
bribing U رشوه دادن
get at U رشوه دادن
pull strings <idiom> U رشوه دادن
give a bribe to U رشوه دادن به
bribe U رشوه دادن
to get at U رشوه دادن
tamper with U رشوه دادن
bribery U رشوه دادن
pay-off <idiom> U رشوه دادن
kickback <idiom> U رشوه دادن
tamper U رشوه دادن
palm U کش رفتن رشوه دادن
to oil one's hand U به کسی رشوه دادن
palms U کش رفتن رشوه دادن
barrator U قاضی رشوه گیر رئیس یامتصدی کشتی که رشوه بگیرد
universal U آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
greasing U چرب کردن رشوه دادن
grease U چرب کردن رشوه دادن
greased U چرب کردن رشوه دادن
suspend U دستوری که هنگگام اجرای ویندوز استفاده میشود در کامپیوتر laptop باتری برای نشان دادن تمام قط عات الکترونیکی آن
suspends U دستوری که هنگگام اجرای ویندوز استفاده میشود در کامپیوتر laptop باتری برای نشان دادن تمام قط عات الکترونیکی آن
suspending U دستوری که هنگگام اجرای ویندوز استفاده میشود در کامپیوتر laptop باتری برای نشان دادن تمام قط عات الکترونیکی آن
To oil someones palm. U سبیل کسی را چرب کردن ( رشوه دادن )
ebcdic U کد کامپیوتربرای نشان دادن یک الگوی خاص از هشت بیت باینری یک کد 8 بیتی که برای نمایش اطلاعات در کامپیوتر مدرن بکار برده میشود
He is open to bribery. U اهل رشوه (رشوه گیری) است
riboflavin U ریبو فلاوین ویتامین B به فرمول 6O4N2H71C که در شیر و تخم مرغ و جگر و غیره یافت میشود
fibre U که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fiber U که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibres U که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
QBE U زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
treating U جمع اوری اراء با رشوه یا غذا و مشروب دادن به رای دهندگان
gollies U حرف ندا برای بیان تعجب و غیره
golly U حرف ندا برای بیان تعجب و غیره
to go clubbing U به باشگاه [های] شب رفتن [برای رقص و غیره]
panel truck U یک نوع خودرو برای حمل بیسیم و غیره
aprons U لایه حفافتی از سنگ یا مواددیگر که در کنار تاسیسات ابی جهت جلوگیری از فرسایش ساخته میشود
apron U لایه حفافتی از سنگ یا مواددیگر که در کنار تاسیسات ابی جهت جلوگیری از فرسایش ساخته میشود
roadwork U تمرین عملی برای مسابقات مشت زنی و غیره
clipboard U قسمتی از حافظه کامپیوتر که به منظور ذخیره دادهای که از یک فایل یا برنامه دیگرمنتقل میشود کنار می گذارند تخته رسم
clipboards U قسمتی از حافظه کامپیوتر که به منظور ذخیره دادهای که از یک فایل یا برنامه دیگرمنتقل میشود کنار می گذارند تخته رسم
unit emplaning U در عملیات حمل و نقل هوایی به طرح ریزی و سازمان دادن یکان برای حمل و نقل اطلاق میشود
Please put these clocolates aside for me . U لطفا" این شکلاتها را برای من کنار بگذارید
adding U قرار دادن اشکال کنار هم
shunted U تغییرجهت دادن کنار گذاشتن
shunt U تغییرجهت دادن کنار گذاشتن
adds U قرار دادن اشکال کنار هم
add U قرار دادن اشکال کنار هم
shunts U تغییرجهت دادن کنار گذاشتن
chain plate U صفحه فلزی کنار قایق برای بستن بادبان
angle block U سد راه شدن از کنار برای منحرف کردن حریف
self- U قطعه RAM پوییا با مدار تو کار برای تولید سیگنالهای تنظیم کننده که باعث برگرداندن داده میشود وقتی که برق قط ع میشود با استفاده از باتری پشتیبان
overexpose U بیش از اندازه لازم در معرض نورو غیره قرار دادن
writes U حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
write U حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
directive U دستور برنامه نویسی که برای کنترل کردن مترجم زبان به کاپایلر و غیره است
directives U دستور برنامه نویسی که برای کنترل کردن مترجم زبان به کاپایلر و غیره است
zone ride U کنار رفتن بعضی از بازیگران حریف برای دفاع از یک منطقه
assembly U قرار دادن یک موضوع از بخشهای مختلف در کنار هم
Biomimicry U تقلید از الگوهای طبیعی برای حل مشکلات بشر، مانند گرفتن ایده هواپیما از پرندگان و غیره.
ribbon U تعداد هادیهای نصب شده در کنار یک دیگر برای ایجاد کابل مسط ح
ribbons U تعداد هادیهای نصب شده در کنار یک دیگر برای ایجاد کابل مسط ح
standstill U در کنار یکدیگر رکاب زدن و درانتظار اشتباه حریف بودن برای گریز
warehousing system U روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
offensive weapon U در CL به هر نوع وسیلهای اطلاق میشود که برای ازار بدنی ساخته یاتغییر داده شده باشد یا حامل ان را برای این منظور حمل کند
asynchronous computer U نوعی از کامپیوتر که در ان هر عمل در نتیجه سیگنالی که از تکمیل عمل قبلی حاصل میشود و یا در اثر اعلام امادگی وسیله لازم برای عمل بعدی اغاز میشود کامپیوترناهمگام
c clamp U گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
SGML U استاندارد مستقل از سخت افزار که نحوه علامتگذاری متن ها برای مشخص کردن bold,italic وحاشیه ها و غیره را بیان میکند
parting salute U سلام نظامی با توپ و غیره برای عزیمت اشخاص سلام بدرقه
TCP/IP U پروتکل ارسال داده در شبکه ها وسیستمهای ارتباطی . اغلب در شبکههای مبتنی برUnix استفاده میشود این پروتکل برای تمام ارتباط تحت کنترل مرکز استفاده میشود
drives U حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی
drive U حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی
Viewdata U سیستم محاورهای برای ارسال متن یا گرافیک ازپایگاه داده به ترمینال کاربر به وسیله خط وط تلفن . که باعث ایجاد امکاناتی برای بازیابی اطلاعات , تراکنش ها , تحصیلات , بازی ها و خلاقیت میشود
bail out U کنار رفتن توپ زن از محل ایستادن برای حفافت ازضربه توپ
quick out U نوعی پاس که گیرنده به جلومی دود و برای دریافت پاس به کنار تغییر مسیر میدهد
feedback U اطلاعاتی از یک منبع که برای تغییر دادن چیزی یا تامین پیشنهادی برای آن میباشد
invitations U عمل پردازنده برای اتصال وسیله دیگر و امکان دادن به آن برای ارسال پیام
invitation U عمل پردازنده برای اتصال وسیله دیگر و امکان دادن به آن برای ارسال پیام
conferencing U اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
to sue for damages U عرضحال خسارت دادن دادخواست برای جبران زیان دادن
skimming U محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
structuring U زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structure U زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structures U زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
piracy U هرعملی که کارگران یا سرنشینان کشتی علیه کشتی خود انجام دهند استفاده غیر قانونی از تالیف دیگری برای تالیف کتاب یارساله و غیره
cash crop U محصولی که برای فروش فرآوری میشود
stud U حیوانی که برای اصلاح نژادنگهداری میشود
allurement U تطمیع
probationer U زندانی مشروطی که برای کار اعزام میشود
probationers U زندانی مشروطی که برای کار اعزام میشود
truce U وقتی که برای تنفس و استراحت داده میشود
truces U وقتی که برای تنفس و استراحت داده میشود
this work is palling on me U اینکاردارد برای من خسته کننده یابیمزه میشود
annunciator U ی که برای جلب توجه دیده یا شنیده میشود
lures U وسیله تطمیع
buy off U تطمیع کردن
lured U فریب تطمیع
lured U وسیله تطمیع
bribes U تطمیع کردن
luring U وسیله تطمیع
bribing U تطمیع کردن
lure U فریب تطمیع
lure U وسیله تطمیع
decoying U وسیله تطمیع
bribed U تطمیع کردن
buy U تطمیع کردن
luring U فریب تطمیع
buys U تطمیع کردن
bribe U تطمیع کردن
lures U فریب تطمیع
baits U مایه تطمیع
gudgeon U وسیله تطمیع
bait U مایه تطمیع
decoys U وسیله تطمیع
decoyed U وسیله تطمیع
decoy U وسیله تطمیع
baited U مایه تطمیع
incurved U تو گذاشته
golden handshakes U پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
golden handshake U پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
macs U کد مخصوص که همزمان با پیام ارسال میشود برای صحت آن
wharfage U وجهی که برای استفاده ازبارانداز پرداخت میشود حق باراندازی
debutant U دختری که برای اولین مرتبه در جامعه وارد میشود
bulk head U دیواریکه برای جلوگیری ازفشار اب یا خاک ساخته میشود
metacompilation U کامپایل که برای تولید کامپایلر دیگر انجام میشود
promotion money U دستمزدی که به موسسین شرکت برای خدماتشان پرداخت میشود
corsage U دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
corsages U دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
mac U کد مخصوص که همزمان با پیام ارسال میشود برای صحت آن
yard man U کسیکه برای اداره کارهای طویله اجیر میشود
toll traverse U وجهی که برای عبور از املاک خصوصی پرداخت میشود
scratch file U ناحیه کاری که برای کار جاری استفاده میشود
allure U تطمیع کردن شیفتن
entice U تطمیع بدام کشیدن
baiter U تطمیع و وسوسه کننده
enticed U تطمیع بدام کشیدن
entices U تطمیع بدام کشیدن
c U استفاده از سیستم کامپیوتری برای اجازه دادن به کاربران برای ارسال و دریافت پیام از سایر کاربران
top U روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
in pawn U گرو گذاشته
new-laid U تازه گذاشته
of ripe years U پابسن گذاشته
new laid U تازه گذاشته
included U تو گذاشته تو مانده
uberstreichen U لگام را برای چند گام رهاکردن برای نشان دادن گام مرتب اسب
scratch one's back <idiom> U کاری را برای کسی انجام دادن به امید اینکه اوهم برای تو انجام دهد
dry ginger U نوشیدنیکف دارکه برای مخلوط کردن ویسکی باسایرنوشیدنیهااستفاده میشود
verification fire U تیرازمایشی تیراندازی که برای تشخیص خطای توپ انجام میشود
pontage U مالیات یا عوارضی که برای مرمت و نگهداری پلها وصول میشود
seeks U بخشی از حافظه که برای داده یا کلمه خاص جستجو میشود
seeking U بخشی از حافظه که برای داده یا کلمه خاص جستجو میشود
prompts U نشانهای که برای بیان نیاز به یک دستور نمایش داده میشود
prompt U نشانهای که برای بیان نیاز به یک دستور نمایش داده میشود
prompted U نشانهای که برای بیان نیاز به یک دستور نمایش داده میشود
dumb well U چاهی که برای کشیدن ابهای روی زمین کنده میشود
redundant U قطعه اضافی که برای کاری در صورت خطا استفاده میشود
burse U بورس وجهی که برای کمک هزینه تحصیلی داده میشود
built up frog U قطعهای شبیه به قلب که برای ریلها به کار برده میشود
wine palm U هرنوع نخلی که ازمیوه ان برای شراب کشی استفاده میشود
seek U بخشی از حافظه که برای داده یا کلمه خاص جستجو میشود
appearance money U پولی که به افراد مشهور برای حضور در محافل پرداخت میشود
contact party U گروهی که برای کسب اطلاعات از یک یکان به جلو اعزام میشود
lures U بوسیله تطمیع بدام انداختن
Recent search history Forum search
2New Format
4واژه ی مناسب فارسی برای Archetype??
4واژه ی مناسب فارسی برای Archetype??
4واژه ی مناسب فارسی برای Archetype??
4واژه ی مناسب فارسی برای Archetype??
1Potential
1incentive
1affixation
1gorse melatonin
1if you have any question please ask us , we are here to help
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com