Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to go into the matter
U
به این مطلب رسیدگی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to verify the accounts
رسیدگی به محاسبات کردن حساب ها را رسیدگی یا ممیزی کردن
for brevity's sake
U
از بهر کوتاه کردن مطلب
attends
U
رسیدگی کردن
to see to
U
رسیدگی کردن
inspects
U
رسیدگی کردن
examine
U
رسیدگی کردن
investigating
U
رسیدگی کردن
inspecting
U
رسیدگی کردن
inspect
U
رسیدگی کردن
investigated
U
رسیدگی کردن
inspected
U
رسیدگی کردن
investigates
U
رسیدگی کردن
tries
U
رسیدگی کردن
attending
U
رسیدگی کردن
verifies
U
رسیدگی کردن
verify
U
رسیدگی کردن
examines
U
با into رسیدگی کردن
consider
U
رسیدگی کردن
verifying
U
رسیدگی کردن
go into
U
رسیدگی کردن
examining
U
رسیدگی کردن
verified
U
رسیدگی کردن
to do for
U
رسیدگی کردن به
audited
U
رسیدگی کردن
attend
U
رسیدگی کردن
examine
U
با into رسیدگی کردن
examined
U
رسیدگی کردن
examined
U
با into رسیدگی کردن
examines
U
رسیدگی کردن
audit
U
رسیدگی کردن
examining
U
با into رسیدگی کردن
auditing
U
رسیدگی کردن
deal with
U
رسیدگی کردن
to llok
U
رسیدگی کردن
investigate
U
رسیدگی کردن
try
U
رسیدگی کردن
look into
U
رسیدگی کردن
to look in to
U
رسیدگی کردن
to see about
U
رسیدگی کردن
audits
U
رسیدگی کردن
considers
U
رسیدگی کردن
to go into
U
رسیدگی کردن
check
U
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checked
U
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checks
U
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
verifying
U
رسیدگی کردن صحت و سقم امری را معلوم کردن
verifies
U
رسیدگی کردن صحت و سقم امری را معلوم کردن
verify
U
رسیدگی کردن صحت و سقم امری را معلوم کردن
verified
U
رسیدگی کردن صحت و سقم امری را معلوم کردن
attending
U
توجه یا رسیدگی کردن
audit
U
ممیزی رسیدگی کردن
attend
U
توجه یا رسیدگی کردن
audited
U
ممیزی رسیدگی کردن
to go through
U
رسیدگی کردن گذشتن از
audits
U
ممیزی رسیدگی کردن
look into
<idiom>
U
رسیدگی یا وارسی کردن
think over
<idiom>
U
با دقت رسیدگی کردن
auditing
U
ممیزی رسیدگی کردن
attends
U
توجه یا رسیدگی کردن
to check up
U
درست رسیدگی یاحساب کردن
prejudged
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
cut both ways
<idiom>
U
به هردوطرف دعوا رسیدگی کردن
prejudges
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
to go to
U
رسیدگی کردن انجام دادن
prejudging
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
to w up a company
U
امورشرکتی را رسیدگی وانرامنحل کردن
prejudge
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
enquires
U
باز جویی کردن رسیدگی کردن
check up
U
رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
inquire
U
باز جویی کردن رسیدگی کردن
inquired
U
باز جویی کردن رسیدگی کردن
inquires
U
باز جویی کردن رسیدگی کردن
enquired
U
باز جویی کردن رسیدگی کردن
spot check
U
سرسری وبا عجله رسیدگی کردن
spot checks
U
سرسری وبا عجله رسیدگی کردن
to revisit a criminal case
[judicial proceedings]
U
یک پرونده جنایی
[رسیدگی قضائی]
را بازدید کردن
appose
U
موردانتقاد و ایراد قرار گرفتن رسیدگی کردن
to check off
U
رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
defferential assets
U
هیئت رسیدگی باختلافات هیئت رسیدگی به حسابها
supervised
U
برنگری کردن رسیدگی کردن
minding
U
نگهداری کردن رسیدگی کردن به
supervises
U
برنگری کردن رسیدگی کردن
checked
U
سرزنش کردن رسیدگی کردن
supervise
U
برنگری کردن رسیدگی کردن
minds
U
نگهداری کردن رسیدگی کردن به
mind
U
نگهداری کردن رسیدگی کردن به
check
U
سرزنش کردن رسیدگی کردن
checks
U
سرزنش کردن رسیدگی کردن
supervising
U
برنگری کردن رسیدگی کردن
indagate
U
تجسس کردن رسیدگی کردن
subjects
U
مطلب
label
U
مطلب
theme
U
مطلب
themes
U
مطلب
subjecting
U
مطلب
subjected
U
مطلب
subject
U
مطلب
criteria
U
مطلب
thoughts
U
سر مطلب
thought
U
سر مطلب
labeling
U
مطلب
topic
U
مطلب
topics
U
مطلب
punch line
U
لب مطلب
punch-line
U
لب مطلب
labels
U
مطلب
labelled
U
مطلب
punch-lines
U
لب مطلب
afair
U
مطلب
matter
U
مطلب چیز
press release
U
مطلب مطبوعاتی
press releases
U
مطلب مطبوعاتی
mattered
U
مطلب چیز
issue
U
صدور مطلب
principal
U
مطلب مهم
gist
U
مطلب عمده
label prefix
U
پیشوند مطلب
enjambment
U
ادامهء مطلب
label alignment
U
هم ترازی مطلب
the point
[of the matter]
U
اصل مطلب
the salient point
<idiom>
U
اصل مطلب
clipped speech
U
حذف مطلب
subject matter
U
مطلب موضوع
mattering
U
مطلب چیز
issued
U
صدور مطلب
subjecting
U
مطلب زیرموضوع
root of the matter
U
اصل مطلب
subjected
U
مطلب زیرموضوع
subject
U
مطلب زیرموضوع
issues
U
صدور مطلب
subjects
U
مطلب زیرموضوع
principals
U
مطلب مهم
precis
U
چکیده مطلب
matters
U
مطلب چیز
Lets get to the point.
U
بپردازیم به اصل مطلب
lowdown
<idiom>
U
لپ مطلب ،حقیقت موضوع
hit the bull's-eye
<idiom>
U
به اصل مطلب رسیدن
cliff hanger
U
مطلب یا داستان جالب
repeating label
U
برچسب یا مطلب مکرر
the matter is perplexed
U
مطلب پیچیده است
cliff-hanger
U
مطلب یا داستان جالب
that is not the case
U
مطلب چنین نیست
Lets pass on (proceed) to the main issue.
U
برویم سر مطلب اصلی
to overleap oneself
U
از مطلب پرت شدن
The crux of the matter . The quintessence.
U
جان کلام ( مطلب )
hugger mugger
U
تنهایی مطلب محرمانه
round about
U
دور سر گرداندن مطلب
under pledge of secrecy
U
با قول کتمان مطلب
comprehension test
U
ازمون فهم مطلب
cliff-hangers
U
مطلب یا داستان جالب
there was no secrecy about it
مطلب پوشیده ای نبود
sleep on it
<idiom>
U
به چیزی فکر کردن ،به چیزی رسیدگی کردن
item of the agenda
U
اصل مطلب فهرست برنامه
point of the agenda
U
اصل مطلب فهرست برنامه
typeover mode
U
حالت تایپ روی مطلب
the matter itself
[the situation itself ]
[ the thing itself]
U
این مطلب بخودی خود
you must have know this
U
حتما` این مطلب را شمامیدانستید
To wonder from the main topic.
U
از مطلب اصلی دور افتادن
contraposition
U
قلب مطلب بطریق منفی
overtype mode
U
حالت تایپ روی مطلب
the matter was kept private
U
مطلب را پوشیده نگاه داشتند
circumgyration
U
دورزدن درسخن دورسرگرداندن مطلب
the point is
U
اصل مطلب این است
you must know this
U
شما باید این مطلب را بدانید
the face remains
U
مطلب همانست که هست فرق نمیکند
slurs
U
لکه بدنامی مطلب را نادیده گرفتن وردشدن
slur
U
لکه بدنامی مطلب را نادیده گرفتن وردشدن
slurring
U
لکه بدنامی مطلب را نادیده گرفتن وردشدن
slurred
U
لکه بدنامی مطلب را نادیده گرفتن وردشدن
doodads
U
مطلب کوچکی که از نظرفراموش شده وبخاطر نمیرسد
doodad
U
مطلب کوچکی که از نظرفراموش شده وبخاطر نمیرسد
diction
U
عبارت انتخاب لغت برای بیان مطلب
to get down to the nitty-gritty
[to get down to brass tacks]
<idiom>
U
فوری به اصل مطلب رسیدن
[اصطلاح روزمره]
We shall look into the matter in due ( good ) time .
U
درموقع مناسب باین مطلب رسیدگه خواهد شد
plate proof
U
نمونه اول صفحات و مطلب چاپ شده
I wI'll not comment on this issue.
U
درباره این مطلب اظهار نظری نمی کنم
paragraphist
U
کسیکه مطلب کوتاه برای روزنامه تهیه میکند
May be I can interest you in this issue .
U
شاید بتوانم علاقه شما را به این مطلب جلب نمایم
he rode me off on a side issue
U
نکته فرعی پیش اورده مراازاصل مطلب پرت کرد
catastasis
U
بخش سوم داستانهای باستانی که اوج مطلب دران بود
attention
U
رسیدگی
inquiry
U
رسیدگی
inquiries
U
رسیدگی
service
رسیدگی به
adjustments
U
رسیدگی
adjustment
U
رسیدگی
audited
U
رسیدگی
attentions
U
رسیدگی
conizance
U
حق رسیدگی
audits
U
رسیدگی
cassation
U
رسیدگی
audit
U
رسیدگی
serviced
U
رسیدگی به
controlment
U
رسیدگی
auditing
U
رسیدگی
examinations
U
رسیدگی
verification
U
رسیدگی
handling
U
رسیدگی
ripeness
U
رسیدگی
examination
U
رسیدگی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com