English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to trun to a U بصرفه نزدیک کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
closest U نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closes U نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
close U نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closer U نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
commodious U مقرون بصرفه
to a U بصرفه سودمندانه
advantageaus U مقرون بصرفه
It is not to your advantage. U مقرون بصرفه نیست
pay load U اجناس مقرون بصرفه برای حمل ونقل
find touch U بیرون فرستادن توپ نزدیک خط دروازه برای تجمع نزدیک
inside U ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
insides U ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
point bland U بسیار نزدیک در مسافت نزدیک
inshore U نزدیک کرانه نزدیک ساحل
approximates U نزدیک کردن
approximated U نزدیک کردن
approximate U نزدیک کردن
adduct U بمرکز نزدیک کردن
transverse adduction U نزدیک کردن افقی
To turn into cash. U به پول نزدیک کردن
osculate U تماس نزدیک حاصل کردن
ride herd on <idiom> U از نزدیک دیدن وکنترل کردن
near all U نزدیک کردن شانههای حریف به تشک
range alongside U نزدیک کردن ناو به ناوی دیگر
approaches U نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approach U نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approached U نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
hovering U پرواز کردن نزدیک زمین به طور ثابت
see for oneself U از نزدیک مشاهده کردن بچشم خود دیدن
alliterate U چند کلمهء نزدیک بهم را با یک حرف اغاز کردن
aggress U نزدیک کردن حمله کردن
the sun is near setting U افتاب نزدیک بغروب کردن یانزدیک است غروب کند
to catch at something U برای رسیدن بچیزی وگرفتن ان کوشش کردن وبدان نزدیک شدن
mid wicket U توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
clinch U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
approach lane U مسیر نزدیک شدن به ساحل خطوط نزدیک شدن به ساحل
best gold U تیری که نزدیک به نشان اصابت کرده تیری که نزدیک به مرکزهدف اصابت کرده باشد
adjacent U نزدیک
nearing U نزدیک
close U نزدیک
beside U نزدیک
nearer U نزدیک
vicinal U نزدیک
close-ups U از نزدیک
hard by U نزدیک
near upon U نزدیک
closest U نزدیک
nigh U نزدیک
next door to U نزدیک
on the eve of U نزدیک
forbye U نزدیک
forby U از نزدیک
near- U نزدیک
not ahunderd mails flom U نزدیک
upcoming U نزدیک
forby U نزدیک
closes U نزدیک
by U از نزدیک
forbye U از نزدیک
on the verge of U نزدیک به
closer U نزدیک
nears U نزدیک
neared U نزدیک
near U نزدیک
up to <idiom> U نزدیک به
contiguous U نزدیک
caudal U نزدیک به دم
nearby U نزدیک
cephalo U نزدیک به سر
proximate U نزدیک
accessible U نزدیک
imminent U نزدیک
fast by U نزدیک
neighbouring U نزدیک
at hand U نزدیک
hand-to-hand U نزدیک
hand to hand U نزدیک
near by U نزدیک
close by U نزدیک
in sight U نزدیک
narrowly U از نزدیک
towards U نزدیک
close aboard U نزدیک
foreby U نزدیک
to gain ground upon U نزدیک
approaching U نزدیک
close up U از نزدیک
up against <idiom> U نزدیک به
close-up U از نزدیک
forthcoming U نزدیک
near by U نزدیک به
nearest U نزدیک
near at hand U نزدیک
near sighted U نزدیک بین
beetle eyed U نزدیک بین
closest U نزدیک بهم
myopy U نزدیک بینی
erelong U در اینده نزدیک
near-sighted U نزدیک بین
acceded U نزدیک شدن
closest U نزدیک به ناو
grazes U نزدیک به زمین
short-sighted U نزدیک بین
to draw near or nigh U نزدیک شدن
grazed U نزدیک به زمین
closes U نزدیک به ناو
draw on U نزدیک شدن
abut U نزدیک بودن
graze U نزدیک به زمین
myopic U نزدیک بین
draw near U نزدیک شدن
nearsighted U نزدیک بین
closes U نزدیک بهم
accede U نزدیک شدن
far and near U دور و نزدیک
abuts U نزدیک بودن
keep back U نزدیک نشوید
low U نزدیک سبد
inextremis U نزدیک بمرگ
in the near f. U دراینده نزدیک
in U نزدیک دم دست
in shore U در اب نزدیک کرانه
to keep close U نزدیک ماندن
almost U بطور نزدیک
toward(s) evening U نزدیک به عصر
to gain on U نزدیک شدن به
one of these days U دراینده نزدیک
Near East U خاور نزدیک
inapproachable U نزدیک نشدنی
nears U نزدیک به ضربه
whitish U نزدیک به سفید
nearing U نزدیک به ضربه
toward U نزدیک به مقارن
infighting U نبرد نزدیک
deciding U نزدیک به هدف
in- U نزدیک ساحل
in- U نزدیک دم دست
in U نزدیک ساحل
nearest U نزدیک به ضربه
immediate flanks U جناحین نزدیک
in the near future U در آینده نزدیک
to be quite close U نزدیک به هم بودن
gain on U نزدیک شدن به
close U نزدیک به ناو
close U نزدیک بهم
neared U نزدیک به ضربه
closer U نزدیک به ناو
near- U نزدیک به ضربه
near U نزدیک به ضربه
going on U نزدیک شدن
deepest U نزدیک به هدف
foreground U نزدیک نما
offing U در اینده نزدیک
his almost night U نزدیک شب است
nearer U نزدیک به ضربه
hare sighted U نزدیک بین
hand in glove U خیلی نزدیک
hand and glove U خیلی نزدیک
to come by U نزدیک شدن
deep U نزدیک به هدف
deeper U نزدیک به هدف
hail fellow U صمیمی نزدیک
abutted U نزدیک بودن
accedes U نزدیک شدن
parahepatic U نزدیک جگر
adducent U نزدیک کننده
adductor U نزدیک کننده
subcentral U نزدیک مرکز
subapical U نزدیک راس
close coordination U هماهنگی نزدیک
admaxillary U نزدیک ارواره
close coordination U همکاری نزدیک
subadult U نزدیک سن تکلیف
close controlled U همکاری نزدیک
close control U کنترل نزدیک
subsaturated U نزدیک به اشباع
accost U نزدیک کشیدن
approach U نزدیک شدن
paranephric U نزدیک گرده
close range U فاصله نزدیک
close range U مسافت نزدیک
upstream U نزدیک به سرچشمه
close price U قیمت نزدیک
parotic U نزدیک به گوش
paulo postfuture U اینده نزدیک
short-range U نزدیک برد
short range U نزدیک برد
close in U نزدیک شدن
closer U نزدیک بهم
aftermost U نزدیک پاشنه
aggress U نزدیک شدن
short sighted U نزدیک بین
at U پهلوی نزدیک
recent memory U حافظه نزدیک
Near our office . U نزدیک اداره ما
accosts U نزدیک کشیدن
accosts U نزدیک شدن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com