English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to take pity on any one U برای کسی دلسوزی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
commiserate U دلسوزی کردن
to show compassion U دلسوزی کردن
deplores U دلسوزی کردن بر
to take compassion on U دلسوزی کردن با
to have compassion on U دلسوزی کردن با
commiserating U دلسوزی کردن
commiserates U دلسوزی کردن
deploring U دلسوزی کردن بر
be sorry [apologizing] U دلسوزی کردن
commiserate U دلسوزی کردن
pitied U دلسوزی کردن
pities U دلسوزی کردن
pity U دلسوزی کردن
deplore U دلسوزی کردن بر
commiserated U دلسوزی کردن
deplored U دلسوزی کردن بر
compassionate [archaic] U دلسوزی کردن
regret U دلسوزی کردن
rued U دلسوزی کردن پشیمانی
rues U دلسوزی کردن پشیمانی
ruing U دلسوزی کردن پشیمانی
rue U دلسوزی کردن پشیمانی
compassion U دلسوزی
commiseration U دلسوزی
tenderness U دلسوزی
ruth U دلسوزی
tendresse U دلسوزی
incompassionate U بی دلسوزی
feelingly U از روی دلسوزی
compassionately U از روی دلسوزی
pityingly U از راه دلسوزی
deplorable U مایه دلسوزی
indexing U استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
sympathy for any one U دلسوزی بحال کسی
tenderly U از روی دلسوزی و محبت
self pity U دلسوزی بحال خود
self-pity U دلسوزی بحال خود
in deepest sympathy U با دلسوزی بسیار فراوان
to scramble for something U هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
personal U متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
intubation U فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
bread and point U سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
liberal education U اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
autos U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
auto U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
potatoes and point U سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
diagnostics U اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
turnaround time U زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
weight belt U کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing U اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming U محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
ikon U نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
timed U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
to send round the hat U برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
B register U 1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leaders U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosks U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
deleting U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
veto U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoing U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
winterize U اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
badminton U بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
flavoring U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavourings U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavouring U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavorings U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
stripping U نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
commandeer U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeered U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeers U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
gas fittings U اسبابی که برای گرم کردن یاروشن کردن جایی باگازبکا
pre engage U ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
overhauling U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
line up <idiom> U سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
overhauls U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
to pine for home U دلتنگی برای میهن کردن ارزوی وطن کردن
overhauled U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhaul U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
clearance diving U شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
degausser U وسیلهای برای پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
arm U 1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
jigs U ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jig U ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
put up U برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
put-up U برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
cyphers U رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers U رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cipher U رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
service U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
serviced U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code U زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
compressive strength U قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
plug compatible U دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft U بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
QBE U زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
for doing it U برای کردن ان
booking U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
drives U چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive U چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
enabling U تهیه کردن برای
enabled U تهیه کردن برای
so as to quiet him U برای ارام کردن او
enable U تهیه کردن برای
in order to prevent U برای جلوگیری کردن
enables U تهیه کردن برای
to prospect [for] U جستجو کردن [برای]
prone to do something آماده کردن برای
in orders to make it easiter U برای اسان تر کردن ان
to fit with U اماده کردن برای
to grub about U زیر و رو کردن [برای]
to grub U جستجو کردن [برای]
to grub U زیر و رو کردن [برای]
the proper time to do a thing U برای کردن کاری
to grub about U جستجو کردن [برای]
to mumble [away] to oneself U برای خودشان من من کردن
to schmooze somebody U برای کسی تملق کردن
to schmooze somebody U برای کسی چاپلوسی کردن
gag U مانع فراهم کردن برای
to pander to somebody's ego <idiom> U برای کسی چاپلوسی کردن
mnemonic U برای بار کردن در ثبات A
to offer a reward [for] U عرضه کردن پاداشی [برای]
gagged U مانع فراهم کردن برای
gagging U مانع فراهم کردن برای
prone to do something آماده برای کردن کاری
gags U مانع فراهم کردن برای
bucket step U فیکس کردن پا برای استراحت
bolster plate U صفحه برای مهار کردن
higgle U برای سودجویی بحث کردن
to butter somebody up U برای کسی تملق کردن
to make room for a person U جا برای کسی باز کردن
tenderises U برای ترد ونازک کردن ان
tenderised U برای ترد ونازک کردن ان
to hang on the rear U برای حمله دنبال کردن
forthcomming U اماده برای ارائه کردن
to go round U برای همه کفایت کردن
to provide for old age U برای پیری تهیه کردن
to underspend [on] U ناکافی خرج کردن [برای]
to save for retirement U برای بازنشستگی پس انداز کردن
the right way to do a thing U صحیح برای کردن کاری
tenderize U برای ترد ونازک کردن ان
to butter somebody up U برای کسی چاپلوسی کردن
warm up <idiom> U گرم کردن (برای بازی)
tenderising U برای ترد ونازک کردن ان
carry over <idiom> U برای بعد نگهداری کردن
tenderizing U برای ترد ونازک کردن ان
to serve the city with water U اب برای شهر تهیه کردن
tenderizes U برای ترد ونازک کردن ان
tenderized U برای ترد ونازک کردن ان
strategies U طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategy U طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
infra red link U روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA U روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
It is written for our benefit U نوشته کردن برای ما فایده دارد
paints U رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
zamboni U دستگاه چهارچرخه برای صاف کردن یخ
to empower somebody to do something U کسی را برای کاری مخیر کردن
to crawl to somebody U برای کسی خود شیرینی کردن
to fit a dress on somebody U جامه ای را برای کسی اندازه کردن
to smarm over somebody U برای کسی خود شیرینی کردن
to raise the wind U پول برای مقصودی فراهم کردن
to butter somebody up U برای کسی چرب زبانی کردن
tassels U پارچه برای تمیز کردن تیر
tassel U پارچه برای تمیز کردن تیر
sexualize U جنس برای چیزی تعیین کردن
to atone for something U جلب رضایت کردن برای چیزی
to make amends for something U جلب رضایت کردن برای چیزی
crossover U متقاطع کردن برای ازدیادفشار و سرعت
to hire U برگزیدن برای کار [استخدام کردن]
to schmooze somebody U برای کسی چرب زبانی کردن
pretty to look at [to watch] U زیبا [خوشگل] برای نگاه کردن
to affect something [cultivate for effect] U کوشش کردن برای به نتیجه ای رسیدن
to fix somebody up with somebody [American E] U دو نفر را جفت کردن برای ازدواج
to get somebody paired off with somebody U دو نفر را جفت کردن برای ازدواج
within reach of gunshot U کوشش کردن برای رسیدن به چیزی
no answer [n/a] [in forms] U بدون پاسخ [در برگه برای پر کردن]
winterization U اماده کردن برای کار در زمستان
constitutionalize U برای بهداشت مزاج گردش کردن
to work for peanuts <idiom> U برای چندرغازی کار کردن [اصطلاح]
to save for something U پس انداز کردن [اندوختن ] برای چیزی
to sign on U برای سربازی اسم نویسی کردن
rework U برای کاربرد مجدد آماده کردن
incite to murder U اغوا کردن برای قتل عمد
potential U توانایی انرژی برای کار کردن
garnishing U رنگ امیزی کردن برای استتار
assignment of space U تخصیص جا برای انبار کردن اماد
to call somebody to [for] something U از کسی برای چیزی درخواست کردن
to build up areputation U شهرت یا ابرویی برای خوددرست کردن
lay up <idiom> U ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
spaced armor U دو پوسته کردن زره برای تقویت ان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com