Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to provide for old age
U
برای پیری تهیه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
enables
U
تهیه کردن برای
enabling
U
تهیه کردن برای
enabled
U
تهیه کردن برای
enable
U
تهیه کردن برای
to serve the city with water
U
اب برای شهر تهیه کردن
pre engage
U
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
geriatrics
U
رشتهای از علم طب که درباره امراض دوران پیری و افراد پیر بحث میکند مبحث امراض پیری
booking
U
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings
U
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
laying up
U
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
map compilation
U
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
drive
U
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives
U
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
share
U
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shares
U
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shared
U
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
he is an adequate provider
U
برای تهیه خواربار
sour mash
U
غلات خیسانده برای تهیه مشروبات
preparatory
U
تیراندازی مقدماتی تیر تهیه برای تک
air target material program
U
برنامه تهیه اماد برای تک به هدفهای هوایی
utopianism
U
تهیه طرحهای غیر عملی برای اصلاحات
curriery
U
محل تهیه چرم دباغی شده برای کار
lime paste
U
اهک شکفته شده و اماده برای تهیه بتن
corsages
U
دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
corsage
U
دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
utopism
U
خیالبافی تهیه طرحهای غیر عملی برای اصلاحات
paragraphist
U
کسیکه مطلب کوتاه برای روزنامه تهیه میکند
itemizer
U
کسیکه مقالات کوچک برای روزنامه تهیه میکند
purveys
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
cirvis
U
دستورات مخابراتی که برای گزارش مشاهدات اطلاعاتی تهیه می شوند
foundry proof
U
نمونه غلط گیری شده برای تهیه کلیشه یاگراور
micropro
U
یک شرکت نرم افزاری کالیفرنیایی که برای ریزکامپیوترها برنامه تهیه میکند
authors
U
CI یا اموزش توسط کامپیوتر میباشدافرادی که تهیه کننده دستورالعمل ها برای سیستمهای
Daphne
U
گیاه دافنی
[که از برگ های آن برای تهیه رنگ زرد استفاده می شود.]
glossarist
U
کسی که در پایان کتابی فهرست یا فرهنگی برای لغات دشوار ان تهیه میکند مفسر
sense probe
U
مکانیسم ورودی که نقاط حساس روی یک صفحه نمایش را فعال کرده و درنتیجه برای یک کامپیوترورودی تهیه کند
straddle trench
U
خندق یا نوعی سنگر عمیق خطی کوتاه که معمولا برای تهیه مستراح اردوگاهی مورد استفاده قرار می گیرد
burger
U
تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
burgers
U
تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
catchpenny
U
تهیه شده برای پول دراوردن تله پول
onion skin
U
پوست پیاز
[از این رنگینه طبیعی برای تهیه رنگ زرد نخودی استفاده می شود اگرچه ثبات رنگی خوبی ندارد.]
purveyed
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
senescence
U
پیری
senility
U
پیری
consenescence
U
پیری
second childhood
U
پیری
age
U
پیری
agedness
U
پیری
ages
U
پیری
ageing
U
پیری
eld
U
پیری
senile weakness
U
پیری
old age
U
پیری
schematize
U
بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
skeletonizer
U
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
to pull off something
[contract, job etc.]
U
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
castellation
U
تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
geriatrics
U
پیری پزشکی
oldness
U
قدمت پیری
gerontic
U
وابسته به پیری
the staff of old age
U
عصای پیری
dotage
U
ضعف پیری
aftertime
U
دوران پیری
gerontology
U
پیری شناسی
geriatric
U
مربوط به پیری
senility
U
اختلالهای پیری
caducity
U
ضعف پیری
get on in years
<idiom>
U
به سن پیری رسیدن
senile
U
وابسته به پیری
senile
U
مربوط به پیری
processes
U
تهیه کردن
procured
U
تهیه کردن
afford
U
تهیه کردن
to find in
U
تهیه کردن
provides
U
تهیه کردن
process
U
تهیه کردن
provide
U
تهیه کردن
procuring
U
تهیه کردن
procure
U
تهیه کردن
blends
U
تهیه کردن
blend
U
تهیه کردن
afforded
U
تهیه کردن
procures
U
تهیه کردن
affording
U
تهیه کردن
affords
U
تهیه کردن
provision
U
تهیه کردن
catering
U
تهیه کردن
caters
U
تهیه کردن
administer
U
تهیه کردن
administered
U
تهیه کردن
prepares
U
تهیه کردن
supplied
U
تهیه کردن
administering
U
تهیه کردن
administers
U
تهیه کردن
prepare
U
تهیه کردن
catered
U
تهیه کردن
supply
U
تهیه کردن
supplying
U
تهیه کردن
cater
U
تهیه کردن
preparing
U
تهیه کردن
back up
U
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrated
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrating
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back-up
U
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrates
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrate
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
senile dementia
U
زوال عقل پیری
There is no fool like an old fool .
U
سر پیری ومعرکه گیری
gerontologist
U
متخصص امراض پیری
geriatrist
U
امراض دوران پیری
gerontological
U
وابسته بامراض پیری
gerontology
U
علم پیری شناسی
senile psychosis
U
روان پریشی پیری
extemporized
U
فورا تهیه کردن
conserving
U
کنسرو تهیه کردن
preparations
U
تهیه کردن اتش
preparation
U
تهیه کردن اتش
conserves
U
کنسرو تهیه کردن
to lay in a stock
U
موجودی تهیه کردن
extemporising
U
فورا تهیه کردن
process
U
تهیه و تولید کردن
extemporised
U
فورا تهیه کردن
whomp up
U
بسرعت تهیه کردن
effigies
U
تمثال تهیه کردن
extemporizing
U
فورا تهیه کردن
processes
U
تهیه و تولید کردن
triplicate
U
در سه نسخه تهیه کردن
effigy
U
تمثال تهیه کردن
harnessing
U
اشیاء تهیه کردن
harnessed
U
اشیاء تهیه کردن
extemporises
U
فورا تهیه کردن
harness
U
اشیاء تهیه کردن
conserved
U
کنسرو تهیه کردن
bill
U
تهیه کردن صورتحساب
prearrange
U
قبلا تهیه کردن
program
U
برنامه تهیه کردن
funded
U
تهیه وجه کردن
get
U
تهیه کردن فهمیدن
getting
U
تهیه کردن فهمیدن
gets
U
تهیه کردن فهمیدن
programmes
U
برنامه تهیه کردن
programme
U
برنامه تهیه کردن
extemporize
U
فورا تهیه کردن
fund
U
تهیه وجه کردن
programs
U
برنامه تهیه کردن
conserve
U
کنسرو تهیه کردن
quadruplicate
U
در چهارنسخه تهیه کردن
extemporizes
U
فورا تهیه کردن
bills
U
تهیه کردن صورتحساب
indexing
U
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
cannibalized
U
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalised
U
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalises
U
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising
U
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalize
U
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizes
U
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizing
U
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
presenile dementia
U
زوال عقل پیش پیری
green old age
U
پیری باتندرستی وزنده دلی
to d. in one's bed
U
دراثر پیری یا بیماری مردن
presenile psychosis
U
روان پریشی پیش پیری
he is well preserved
U
کمتر نشان پیری در او پیداست
gerontic
U
پیرانه دارای ضعف پیری
finance
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
boss
U
نقش برجسته تهیه کردن
bossed
U
نقش برجسته تهیه کردن
bosses
U
نقش برجسته تهیه کردن
bossing
U
نقش برجسته تهیه کردن
aminister
U
تهیه کردن بکار بردن
drafts
U
تهیه کردن پیش نویس
to raise funds
U
تهیه وجه یاسرمایه کردن
mush
U
حریره اردذرت تهیه کردن
drafted
U
تهیه کردن پیش نویس
draft
U
تهیه کردن پیش نویس
scabble
U
زمخت وناصاف تهیه کردن
handwrite
U
نسخه خطی تهیه کردن
finances
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
circumstantiate
U
امارات لازمه را تهیه کردن
financing
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
financed
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
to draw up
U
تهیه کردن درصف اوردن
senile keratosis
U
کلفت شدگی پوست درنتیجه پیری
to verge toward old age
U
پابسن گذاشتن به پیری نزدیک شدن
outline
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
develop
U
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
outlining
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlined
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
munition
U
تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
preparative
U
تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
outlines
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
revictual
U
دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
develops
U
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
finance
U
علم دارایی تهیه پول کردن
financing
U
علم دارایی تهیه پول کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com