English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (41 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
parallel U برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
paralleled U برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
paralleling U برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallelled U برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallelling U برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallels U برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
parallelize U تشبیه کردن جفت کردن موازی کردن
simulate U شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulating U شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulates U شبیه سازی کردن تشبیه کردن
analogize U تشبیه کردن
simulate U تشبیه کردن
simulating U تشبیه کردن
resemble U تشبیه کردن
resembles U تشبیه کردن
resembling U تشبیه کردن
resembled U تشبیه کردن
simulates U تشبیه کردن
prallelize U تشبیه کردن موازی کردن
similize U تشبیه کردن تمثیل اوردن
double U سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled up U سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled U سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
withstanding U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstand U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstood U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstands U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
density U سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
densities U سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
corresponds U بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
correspond U بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
corresponded U بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
compressive strength U قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
triplicate U سه برابر سه برابر کردن
peer U برابر بودن با
peering U برابر بودن با
peered U برابر بودن با
keep up with some one U با کسی برابر بودن
triple U سه برابر چیزی بودن
tripled U سه برابر چیزی بودن
tripling U سه برابر چیزی بودن
triples U سه برابر چیزی بودن
sextuplicate U شش برابر کردن تبدیل به شش کردن
parallel U موازی کردن برابر کردن
paralleled U موازی کردن برابر کردن
parallelled U موازی کردن برابر کردن
paralleling U موازی کردن برابر کردن
parallelling U موازی کردن برابر کردن
parallels U موازی کردن برابر کردن
on an arm's length basis U بر اساس مستقل و برابر بودن [در]
equals U : برابر شدن با مساوی بودن
equalling U : برابر شدن با مساوی بودن
equaling U : برابر شدن با مساوی بودن
equal U : برابر شدن با مساوی بودن
equalled U : برابر شدن با مساوی بودن
equaled U : برابر شدن با مساوی بودن
equalised U مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalized U مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalizes U مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalizing U مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalize U مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalising U مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalises U مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
parallelize U برابر کردن
equalization U برابر کردن
prallelize U برابر کردن
double U دو برابر کردن
doubled U دو برابر کردن
reduplicate U دو برابر کردن
doubled up U دو برابر کردن
level out U برابر کردن
triplex U سه برابر کردن
sextuple U شش برابر کردن
trebling U سه برابر کردن
trebled U سه برابر کردن
treble U سه برابر کردن
eualize U برابر کردن
trebles U سه برابر کردن
par U برابر کردن
quintuplicate U پنج برابر کردن
septuple U هفت برابر کردن
to set off U انداختن برابر کردن
arm's length U مستقل و برابر بودن طرفها [یا شرکتها] در معامله ای [اقتصاد]
peregrinate U سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
to safeguard [against] U حفظ کردن [علیه] [در برابر]
to safeguard [against] U نگهداری کردن [علیه] [در برابر]
to safeguard [against] U تامین کردن [علیه] [در برابر]
contains U در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contain U در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contained U در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
to be unable to hold a candle to somebody <idiom> U در برابر کسی پائین رتبه بودن [در توانایی یا مهارت و غیره]
eualize U مساوی کردن مانند کردن
simulate U مانند بودن
like U بودن مانند
simulates U مانند بودن
resembles U مانند بودن
resemble U مانند بودن
resembled U مانند بودن
to look alike U مانند هم بودن
liked U بودن مانند
simulating U مانند بودن
resembling U مانند بودن
likes U بودن مانند
to look like U مانند بودن
to mind U مراقب بودن [مواظب بودن] [احتیاط کردن]
live up to <idiom> U طبق خواسته کسی عمل کردن ،موافق بودن با ،سازش کردن با
to correspond to U مانند [مشابه] بودن
similarity U مانند بودن همگونگی
similarities U مانند بودن همگونگی
to look like the real thing U مانند چیزی واقعی بودن
similize U مانند کردن
likens U مانند کردن
likening U مانند کردن
likened U مانند کردن
liken U مانند کردن
to keep pace with something <idiom> U با چیزی برابر راه رفتن [یاد گرفتن] [تغییر کردن] [اصطلاح]
jellify U ژله مانند کردن
lord U مانند لردرفتار کردن
lords U مانند لردرفتار کردن
monitors U رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitored U رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitor U رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
matronize U مانند رئیسه رفتار کردن
meshing U شبکه تور مانند یا مشبک کردن
meshes U شبکه تور مانند یا مشبک کردن
mesh U شبکه تور مانند یا مشبک کردن
to torpedo U تارومار کردن [مانند تلاش کسی]
represent U عمل کردن مانند نشانه برای چیزی
represented U عمل کردن مانند نشانه برای چیزی
represents U عمل کردن مانند نشانه برای چیزی
parallel bars U میلههای پارالل
uneven parallel bars U پارالل زنان
parallel bars U پارالل ژیمناستیک
asymetrical bars U پارالل زنان
take to pieces U پیاده کردن اجزاء ماشین یاکارخانه و مانند اینها
to live like animals [in a place] U مانند حیوان زندگی کردن [اصطلاح تحقیر کننده ]
to quit something cold turkey U چیزی را یکدفعه ترک کردن [مانند سیگار یا الکل]
howitzer U توپی که طول لوله ان برابر با 02 تا03 برابر کالیبر باشد
to rev [British E] the engine U موتور [ماشین] را روشن کردن [که صدا مانند زوزه بدهد]
paintress U زنی که کارش رنگ کردن سفالینه و مانند انها است
to goose [American E] the engine U موتور [ماشین] را روشن کردن [که صدا مانند زوزه بدهد]
to pounce on somebody U به کسی ناگهان جستن [و حمله کردن ] [مانند جانور شکارگر]
hip swing U چرخ جلو روی پارالل
upper arm support U حفظ تعادل روی پارالل
hip circle U چرخ جلو روی پارالل
hip pullover U چرخ جلو روی پارالل
pirouette U چرخش کامل بدن روی یک پا پارالل
pirouettes U چرخش کامل بدن روی یک پا پارالل
cleco fastener U وسیلهای مانند فنر برای محکم کردن صفحات فلزی به یکدیگر تا اتمام مراحل پرچکاری
octuple U هشت چندان هشت برابر کردن
ostensible U شریک فاهری در CL کسی را گویند که اسمش در ضمن اسم شرکتی اعلام شود و یا عملا" در اداره ان دخالت کند که در این حالت مشئوولیت او در برابر کسانی که به ایت اعتبار او را شریک پنداشته اند درست مانند شرکاواقعی است هر چند که درواقع سهمی نداشته باشد
to keep guard U بودن احتیاط کردن
to be on guard U بودن احتیاط کردن
jollify U کردن سرخوش بودن
to watch something U مراقب [چیزی] بودن [توجه کردن به چیزی] [چیزی را ملاحظه کردن]
espying U جاسوس بودن بازرسی کردن
behove U فرض بودن اقتضاء کردن
necessitate U ایجاب کردن مستلزم بودن
necessitated U ایجاب کردن مستلزم بودن
behoove U فرض بودن اقتضاء کردن
comport U جور بودن تحمل کردن
have U مجبور بودن وادار کردن
minds U موافبت کردن ملتفت بودن
comports U جور بودن تحمل کردن
vacillates U مردد بودن نوسان کردن
vacillated U مردد بودن نوسان کردن
vacillate U مردد بودن نوسان کردن
conflict U ناسازگار بودن مبارزه کردن
comporting U جور بودن تحمل کردن
conflicted U ناسازگار بودن مبارزه کردن
conflicts U ناسازگار بودن مبارزه کردن
exceeds U تجاوز کردن متجاوز بودن
comported U جور بودن تحمل کردن
espy U جاسوس بودن بازرسی کردن
espies U جاسوس بودن بازرسی کردن
maintain U حمایت کردن از مدعی بودن
tallying U تطبیق کردن مطابق بودن
correspound U مناسب بودن مکاتبه کردن
contain U شامل بودن خودداری کردن
tally U تطبیق کردن مطابق بودن
agrees U موافقت کردن موافق بودن
tallied U تطبیق کردن مطابق بودن
agree U موافقت کردن موافق بودن
contains U شامل بودن خودداری کردن
agreeing U موافقت کردن موافق بودن
possess U تصرف کردن دارا بودن
possesses U تصرف کردن دارا بودن
necessitating U ایجاب کردن مستلزم بودن
benefited U احسان کردن مفید بودن
espied U جاسوس بودن بازرسی کردن
necessitates U ایجاب کردن مستلزم بودن
entail U شامل بودن فراهم کردن
entailed U شامل بودن فراهم کردن
entailing U شامل بودن فراهم کردن
entails U شامل بودن فراهم کردن
range U تغییر کردن یا متفاوت بودن
possessing U تصرف کردن دارا بودن
ranged U تغییر کردن یا متفاوت بودن
tallies U تطبیق کردن مطابق بودن
hold U متصرف بودن جلوگیری کردن از
ranges U تغییر کردن یا متفاوت بودن
alluded U افهار کردن مربوط بودن به
allude U افهار کردن مربوط بودن به
alludes U افهار کردن مربوط بودن به
adequateness U طرفدار بودن وفا کردن
holds U متصرف بودن جلوگیری کردن از
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com