Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
somatization disorder
U
اختلال جسمانی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
somatoform disorder
U
اختلال جسمانی شکل
dysaesthesia
U
اختلال حواس جسمانی
somatization
U
جسمانی کردن
radar trapping
U
اختلال پیدا کردن رادار
unbalance
U
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalances
U
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalancing
U
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
carnal
U
جسمانی
corporeal
U
جسمانی
fleshly
U
جسمانی
physical
U
جسمانی
marasmus
U
پژمردگی جسمانی
sensual
U
شهوانی جسمانی
materials
U
مادی جسمانی
physical movement
U
حرکت جسمانی
bodily
U
واقعا جسمانی
earthen
U
مادی جسمانی
in the f.
U
بصورت جسمانی
physical handicap
U
معلولیت جسمانی
physical fitness
U
امادگی جسمانی
incorporate
U
غیر جسمانی
incorporates
U
غیر جسمانی
worldly
U
جسمانی مادی
fleshpot
U
لذایذ جسمانی
physical
U
مادی جسمانی
sensuousness
U
پیروی جسمانی
bodily harm
U
صدمه جسمانی
incorporating
U
غیر جسمانی
corporality
U
هستی جسمانی تن
corporeality
U
جسمانی بودن
temporal
U
جسمانی زمانی
material
U
مادی جسمانی
outworld
U
دنیای جسمانی
fleshpots
U
راحتی جسمانی
sentience
U
حساسیت جسمانی
the outward man
U
ادم جسمانی جسم
stresses
U
تنش جسمانی- روانی
incarnate
U
دارای شکل جسمانی
stressing
U
تنش جسمانی- روانی
tussled
U
مسابقه جسمانی کشمکش
profaneness
U
وابستگی بچیزهای جسمانی
rough up
<idiom>
U
حمله وصدمه جسمانی
physical fitness
U
امادگی عمومی جسمانی
anthropometry
U
انسان سنجی جسمانی
physical aptitude test
U
ازمون استعداد جسمانی
tussle
U
مسابقه جسمانی کشمکش
physical anthropology
U
انسان شناسی جسمانی
stress
U
تنش جسمانی- روانی
tussles
U
مسابقه جسمانی کشمکش
substantiating
U
ماهیت جسمانی دادن به
sensuously
U
مبنی بر لذات جسمانی
sensuous
U
مبنی بر لذات جسمانی
carnally
U
بطور جسمانی یا شهوانی
tussling
U
مسابقه جسمانی کشمکش
substantiates
U
ماهیت جسمانی دادن به
substantiated
U
ماهیت جسمانی دادن به
substantiate
U
ماهیت جسمانی دادن به
habitus
U
وضعیت ساختمان جسمانی هیکل
infantilism
U
کندی رشد جسمانی وعقلانی
hard as nails
<idiom>
U
ازلحاظ جسمانی قوی درشت وسخت
zombiism
U
اعتقاد به حلول و تجدید حیات جسمانی مرده
perturbations
U
اختلال
impariment
U
اختلال
disturbances
U
اختلال
impairment
U
اختلال
distribance
U
اختلال
disorders
U
اختلال
irregularity
U
اختلال
neuremia
U
اختلال پی ها
tribulation
U
اختلال
line hit
U
اختلال خط
derangement
U
اختلال
disturbance
U
اختلال
noise
U
اختلال
disorder
U
اختلال
tribulations
U
اختلال
noises
U
اختلال
perturbation
U
اختلال
line noise
U
اختلال
paramnesia
U
اختلال حافظه
oppositional disorder
U
اختلال نافرمانی
psychiatric disorder
U
اختلال روانی
organic disorder
U
اختلال عضوی
quantization noise
U
اختلال تدریج
personality disorder
U
اختلال شخصیت
ageusia
U
اختلال چشایی
personality disturbance
U
اختلال شخصیت
background noise
U
اختلال پس زمینه
neuremia
U
اختلال اعصاب
dystonia
U
اختلال تونوس
dysbulia
U
اختلال اراده
perturbations
U
انحراف اختلال
apselaphesia
U
اختلال بساوشی
noise immunity
U
مصونیت از اختلال
factitious disorder
U
اختلال ساختگی
dyspepsia
U
اختلال هضم
emotional disturbance
U
اختلال هیجانی
unbalance
U
اختلال مشاعر
emotional disorder
U
اختلال هیجانی
unbalances
U
اختلال مشاعر
unbalancing
U
اختلال مشاعر
perturbation
U
انحراف اختلال
dysmenorrhea
U
اختلال قاعدگی
developmental disorder
U
اختلال رشدی
mental abnormality
U
اختلال مشاعر
neuroses
U
اختلال اعصاب
unsoundness of mind
U
اختلال مشاعیر
neuroses
U
اختلال روانی
neurosis
U
اختلال اعصاب
interference
U
اختلال در سیگنال
mental defectives
U
اختلال حواس
mental disorder
U
اختلال روانی
dissociative disorder
U
اختلال گسستی
sexual disorder
U
اختلال جنسی
magnetic anomaly
U
اختلال مغناطیسی
cyclic disorder
U
اختلال دورهای
kettle of fish
U
اشفتگی اختلال
time jitter
U
اختلال زمانی
time flutter
U
اختلال زمانی
thought disorder
U
اختلال فکر
mental disturbance
U
اختلال روانی
convulsive disorder
U
اختلال تشنجی
mental disorder
U
اختلال مشاعیر
conduct disorder
U
اختلال رفتاری
character disorder
U
اختلال منش
perturbation theory
U
نظریه اختلال
clamper
U
برای قط ع اختلال
neurosis
U
اختلال روانی
lalopathy
U
اختلال گویایی
radar trapping
U
اختلال رادار
bipolar affective disorder
U
اختلال عاطفی دو قطبی
affective disorders
اختلال های عاطفی
maimed
U
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
schizophreniform disorder
U
اختلال اسکیزوفرنی شکل
deranyement
U
اختلال مرهم زنی
generalized anxiety disorder
U
اختلال اضطراب فراگیر
eating disorder
U
اختلال خورد و خوراک
schizoaffective disorder
U
اختلال اسکیزوفرنی عاطفی
acopia
U
اختلال استنساخ شکل
formal thought disorder
U
اختلال صوری فکر
dyspeptic
U
دارای اختلال هاضمه
maiming
U
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
font id conflict
U
اختلال شناسایی فونت
acute brain disorder
U
اختلال مغزی حاد
shared paranoid disorder
U
اختلال پارانویایی مشترک
maims
U
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
organic mental disorder
U
اختلال روانی عضوی
disorderliness
U
اختلال بهم خوردگی
pipping
U
اختلال مزاج خال
dysmetria
U
اختلال حرکتی- تخمینی
protanomaly
U
اختلال سرخ بینی
pipped
U
اختلال مزاج خال
transmissions
U
خطای ناشی از اختلال در خط
pip
U
اختلال مزاج خال
neurotic
U
دچار اختلال عصبی
maim
U
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
amimia
U
اختلال بیانگری چهره
pips
U
اختلال مزاج خال
transmission
U
خطای ناشی از اختلال در خط
content thought disorder
U
اختلال محتوایی فکر
dyscrasia
U
اختلال مزاجی یا دماغی
paresthesia
U
اختلال حس لمس بصورت خارش
perturbation
[terms]
U
آشفته
[در نظریه اختلال]
[فیزیک]
dystonia
U
اختلال کشیدگی طبیعی عضلانی
post traumatic stress disorder
U
اختلال فشار روانی پس اسیبی
lysenkoism
U
نظریهای که معتقد است عوامل جسمانی وبدنی وشرایط محیط در وراثت موثر است
backgrounds
U
اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
background
U
اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
schizoid
U
مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
corruption
U
خطاهای داده ناشی از اختلال یاوسایل خراب
babbles
U
اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babbled
U
اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babble
U
اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
signal
U
اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
noises
U
اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
signaled
U
اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
quantize
U
اختلال در سیگنال ناشی از عدم دقت در حجم فرآیند
signalled
U
اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
noise
U
اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
induce
U
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
inducing
U
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
disaster dump
U
اختلال در داده یا برنامه ناشی از خطا یامشکل در سیستم
induces
U
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induced
U
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
hit
U
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
hits
U
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
hitting
U
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
noise
U
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
noises
U
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
bends
U
بیرون امدن حبابهای گاز ازبافتهای بدن و اختلال درگردش خون
voltages
U
خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
parkinsonism
U
اختلال مزمن عصبی که با سختی عضلات بدن ولرزش مشخص میشود
voltage
U
خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
surged
U
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
interference
U
اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
center of gravity limits
U
محدوده مجاز برای جابجاشدن گرانیگاه هواپیما بدون اختلال در وضعیت پرواز ان
trapezoidal distortion
U
اختلال تصویر که در آن خط وط عمودی در قابل لبههای افقی صفحه نمایش قرار می گیرند
surges
U
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
electromagnetic
U
اختلال داده در نتیجه میدان الکتریکی که توسط مغناطیس ایجاد شده است
surge
U
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com