English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10316 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to palm a card U برگی را در دست غیباندن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
palm U وجب
palm off <idiom> U سرکسی کلاه گذاشتن
palm U علامت افسر ارشدی
palm U برگ خرما
palm U نشان ارشدیت وبرتری
palm U درخت خرما
palm U کش رفتن رشوه دادن
palm U نخل
palm U کامیابی
palm U با کف دست لمس کردن
palm U کف پای پستانداران
palm U کف هرچیزی پهنه
palm U نخل خرما نشانه پیروزی
palm U کف دست انسان
to palm off as U قلمداد کردن
itching palm U دست رشوه گیر
itching palm U دست گیرنده
wine palm U هرنوع نخلی که ازمیوه ان برای شراب کشی استفاده میشود
cocoanut palm U درخت نارگیل
to grease any one's palm U دم کسیرا دیدن
to grease any one's palm U سبیل کسی راچرب کردن
coconut palm U درخت نارگیل
bronze palm U نشان برگ خرمای برنزی
palm oil U روغن خرما
cocoa palm U درخت نارگیل
palm the ball U رانینگ
sago palm U نخل ساگو
itching palm U کف خارش دار
gold palm U نشان شرکت در جنگهای ازادی امریکا
palm of a glove U بخشی از دستگش که کف دست را می پوشاند
Palm Sunday U یکشنبهی پیش از عید پاک
palm and needle U کفه چرمی ملوانی و سوزن
palm grove U بیشهنخل
He has an itching palm . U دستش کج است ( اهل دزدی است )
cabbage palm U نخل هندی
cabbage palm U فوفل امریکایی
palm sap U پیه خرما
grease one's palm <idiom> U
date palm U درخت خرما
betel palm U درخت فوفل
itching palm <idiom> U حریص بودن
gold palm U نوعی نشان جنگی
palm oil U روغن نخل
royal palm U نخل بلند جنوب فلوریدا و کوبا
I know Tehran like the palm of my hand. U تمام سوراخ سنبه های تهران رابلدم
To oil someones palm. U سبیل کسی را چرب کردن ( رشوه دادن )
to palm off a thing on aperson U چیزیرا با تردستی بکسی رساندن یابراوتحمیل کردن
betel nut palm U درخت فوفل
card U کارت تبریک کارت عضویت
card U مقوا
card U کارت ویزیت بلیط
greetings card U کارتتبریک
card U کارت
card U کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
card U تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
card U پنبه زنی
card U ورق بازی کردن
card U قطعه کوچکی از کاغذ یا پلاستیک
card U برگه
card U امتیاز معین را درهربخش ازبازی بدست اوردن
card U ماشین پرداخت پارچه
card U یک کارت پانچ
card U ماشینی که در کارت پانچ سوراخ ایجاد میکند
card U فرمی که حاوی تخته اصلی است که روی آن تختههای حلقوی چاپ شده قابل نصب هستند تا یک سیستم انعط اف پذیر ایجاد شود
card U ورق بازی گنجفه
card U مجموعهای از شیارهای فلزی در انتهای لبه و روی سطح کارت که باعث ورود آن دراتصال لبه و ایجاد تماس الکتریکی میشود.
ID card U شناسنامه
card U ورق
card U وسیلهای که به طور خودکار کارت پانچ را درون دستگاه خواننده قرار میدهد
card U بخشی از ستون کارت که برای یک نوع داده در نظر گرفته شده است
card U روشی که در آن سطرها و ستون ها طوری مرتب می شوند که نشان دهنده فیلدهای دادهای و حروف در کارت پانچ باشند
card U بخشی از حافظه که حاوی نمایش داقیق اطلاعات روی کارت است
card U برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانچ به حافظه اصلی منتقل میکند
card U کارت پلاستیکی نازک با وسیله حافظه و ریز پردازنده که در آن قرار گرفته است که برای انتقال الکترونیکی یا مشخص کردن کاربر انجام میشود
card U ورقه نصب مواد که روی آن قط عات الکترونیکی قابل نصبند
ID card U کارت شناسایی
card U خط ی از اطلاعات پانچ شده درباره یک حرف که موازی با قسمت کوتاه تر کارت است
card U مین فلز برای تختههای مدار
card U سوراخی که در موازات بلندترین لبه کارت قرار دارد
card U تختهای که شامل درایو دیسک سخت است و نیز واسطهای مورد نیاز الکترونیکی که قابل ورود به سیستم هستند
card U ترکیبی از سوراخهای پانچ شده که معرف حروف روی پانچ کارت است
card U برگ
card U وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند
card U کارتی با سوراخهای پانچ شده روی آن برای نمایش داده
card U وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
punched card U کارت پانچ شده
range card U کارت برد
qualification card U کارت مهارت در تیراندازی کارت ثبت میزان مهارت
race card U برنامه اسب دوانی
ram card U RAکارت
range card U کارت تیر سلاح جدول تیر سلاح
punched card U کارت منگنه
red card U علامت اخراج اخراج بازیگر
punched card U کارت منگنه شده
magnetic card U کارت مغناطیسی
logic card U کارت منطقی
letter card U کاغذ پستی تا شده که لبههای چسب دارانرابهم چسبانده به پست میدهند
ledger card U کارت معین
key card U کارت اصلی حروف رمز کامپیوتر
key card U کارت کلید کامپیوتر
job card U کارت برنامه
job card U کارت کار
punched card U کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند
punch card U کارت منگنه
punch card U برگ منگنه
post card U کارت غیررسمی که تمبر روی ان چسبانده بجای کارت پستال است
post card U کارت پستال
playind card U ورق گنجفه
paper card U کارت کاغذی
red card U کارت قرمز
interface card U کارت رابط
safety card U کارت تامین جنگ افزار
vaccination card U دفترچه واکسیناسیون
cash card U کارتمخصوصگرفتنپول
card vote U کنارهگیریبهنفعکسی
boarding card U کارتمخصوصیکهمسافرانباید بههمراهداشتهباشند
high card U کارتبالا
card support U حافظورق
green card U کارت سبز
card-indexes U رجوع شود به file card
card-index U رجوع شود به file card
cheque card U کارتشناساییمخصوصدریافتچک
index card U کارتشاخص - کارت Index
He is a loose card . U خیلی ول است
vaccination card U دفترچه مایه کوبی
to get [be given] your card [British E] <idiom> U برگه اخراج از شغل را گرفتن [اصطلاح روزمره]
card-cut U [برجسته کاری کوچک زنجیره ی هندسی در کتیبه های گوتیک]
I have a credit card. من کارت اعتباری دارم.
trump card <idiom> U استفاده از وسیله قدیمی اگر هیچ چیز دیگرکار نکند
card up one's sleeve <idiom> U برای روز مبادا نگهداشتن
card-carrying U واقعی
card-carrying U دو آتشه
card-carrying U عضو رسمی
trailer card U کارت پشت بند
to play one's card well U از فرصت خود استفاده کامل کردن
time card U کارتی که ساعت حضور وغیاب کارگر روی ان قید میشود گاه برگ
tape to card U از نوار به کارت
summary card U کارت خلاصه
stub card U ته کارت
storm card U طوفان نمای دریایی
smart card U کارت هوشمند
visiting card U کارت ویزیت
visiting card U کارت اسم درفرانسه
visting card U کارت ویزیت
card-carrying U دارای کارت عضویت
card sharps U برگزن
card sharps U قمارباز ماهری که ورق جور میکند و برگ میزند
card sharp U برگزن
card sharp U قمارباز ماهری که ورق جور میکند و برگ میزند
yello card U اخطار
yello card U کارت زرد
we left a card on him U کارتی در خانه اش گذاشتیم
safety card U کارت تامین اتشبار
card stacker U مخزن کارت
card loader U کارت بارکن
card jam U گیر کردن کارت
card image U تصویر کارت
card hopper U قسمت جهنده کارت
card hopper U ناودان کارت
card guide U راهنمای کارت
card format U قالب کارت
card file U پرونده کارتی
card punch U کارت منگنه کن
card punch U دستگاه کارت منگنه
card rack U طاقچه کارت
card stacker U کارت پشته کن
card sorter U دستگاه مرتب کننده کارت
card sorter U دستگاه کارت جورکن
card row U سطر کارت
card reproducer U تولیدکننده دوباره کارت
card reader U کارت خوان
card rack U جای کارت
card field U فیلد کارت
account card U کارت حساب
card board U مقوای نازک
card bed U بستر کارتها
card aligner U هم تراز کننده کارت
wild card U روشی که به یک سیستم عامل امکان میدهد تا روی چندین فایل با نامهای مرتبط عملکرد مفیدی داشته باشد
calling card U کارت ویزیت
calibration card U کارت خصلت یابی توپخانه کارت تنظیم بی سیم یا وسایل دیگر
binary card U کارت دودویی
bin card U کارت مصرف محتویات فرف
card cage U محفظه کارت
card code U رمز کارت
card field U میدان کارت
card feed U خورد کارت
card face U رویه کارت
card deck U دسته کارت
card deck U دستینه کارت
card column U ستون کارت
card code U کد کارت
aperture card U روش ذخیره سازی اطلاعات میکروفیلم در یک کارت که میتواند شامل اطلاعات پانچ شده باشد
card system U سیستم کارتی
input card U کارت ورودی
card loader U بار کننده کارت
playing card U گنجفه
credit card U کارت یاورقه خرید نسیه
edge card U یک تخته مدار که دارای قطعات باریک اتصال در طول یک لبه بوده و برای متصل شدن بارابط لبه طراحی شده است
drawing card U جالب
credit card U کارت اعتباری
Recent search history Forum search
1CVV2 Code
1خرما
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com