English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 126 (5321 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
All that glitters is not gold . <proverb> U هر چیزى که مى درخشد طلا نیست.
All is not gold that glitters. <proverb> U هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
Other Matches
glitters U برق
glitters U درخشیدن
glitters U برق زدن
glitters U براق شدن
glitters U درخشندگی درخشش
glitters U تلالو
glitters U تابش
gold U Au :symb
Gold <adv.> <noun> U رنگ طلائی
best gold U تیری که نزدیک به نشان اصابت کرده تیری که نزدیک به مرکزهدف اصابت کرده باشد
gold U چشم گاومیش
gold U دایره مرکزی هدف
gold U اندود زرد نخ زری
gold U زر
gold U طلا
gold U سکه زر
gold U پول
gold U ثروت رنگ زرد طلایی
gold U جامه زری
gold standards U سیستم پشتوانه طلا
gold reserve U اندوخته طلا
gold solder U لحیم طلا
gold standard U واحد طلا
gold standard U پایه طلا
gold leaf U ورقه طلای نازک
gold standard U نظام پولی طلا
gold standard U نظام پایه طلا
gold standards U حالتی که پشتوانه اسکناس یا پول کشوری طلا باشد
gold refinery U واحد تصفیه طلا
gold pool U صندوق مشترک طلا
gold leaf U زرورق نازک
gold market U بازار طلا
gold mining U استخراج طلا
gold or silver U گلابتون
gold palm U نوعی نشان جنگی
gold palm U نشان شرکت در جنگهای ازادی امریکا
gold parity U برابری طلا
gold parting U تصفیه طلا
gold refining U تصفیه طلا
gold thread U گلابتون زر
ingot gold U شمش طلا
white gold U الیاژی از طلا شبیه به پلاتین که از ترکیب نیکل یا سایرفلزات و طلا بدست می اید
gold dust U گرد طلا
gold dust U خاک طلادار
gold-plated U آبطلا دادهشده - طلااندودشده
gold-rimmed U آنچهلبهوقالبطلاداشتهباشد
heart of gold <idiom> U شخصیت بخشنده داشتن
as good as gold <idiom> U مثل یک تکه جواهر
gold washing U شستن طلائی [نوعی سفیدگری مرسوم در افغانستان که با رنگزدائی فرش های قرمز، آنرا بصورت ترکیبی اتفاقی از رنگ های زرد و نارنجی در می آورد. این نوع زمینه رنگی، مورد علاقه بعضی از خریداران اروپایی می باشد.]
to prospect for gold U جستجوی زردر محلی کردن برای جستجوی زر در جایی پی کردن
to dig gold U زردراوردن
to dig gold U زرکندن
ingot of gold U شمش طلا
inlaid with gold U زرنشان
inlaid with gold U زرکوب
inlaid with gold U طلا کوب
paper gold U منظور حق برداشت مخصوص است
red gold U زر
red gold U پول
the name of the unit of gold U دینار
paper gold U طلای کاغذی
gold fish U ماهی طلایی
gold bar U شمش طلا
gold beater U زرورق ساز
gold beating U زرکوبی
gold beating U زرورق سازی
gold beetle U سوسک طلایی
gold bug U سوسک طلایی
gold amalgam U جیوه امیخته بازر
gold cloth U زربفت
gold carats f. U زرهیجده عیار
gold washer U کسیکه خاک زرداررابرای زرجویی میشوید لاوک خاکشویی
gold washer U خاکشو
gold medal U مدال طلا
gold medals U مدال طلا
fool's gold U پیریت
fool's gold U سولفور اهن
dutch gold U زرورق بدل
gold fish U ماهی قرمز
gold tisane U زر بافت
gold tisane U زربفت
gold cloth U زری
gold contacts U اتصالات الکتریکی
gold contacts U که با طلا پوشیده شده اند تا مقاومت الکتریکی را افزایش دهند
gold flow U جریان طلا
gold fever U اتش حرص که درجویندگان زرافروخته میشود
gold flow U انتقال طلا
gold field U ناحیه زرخیز
gold foil U ورقه زر
gold foil U زرورق کلفت
gold filled U دارای روکش طلا
gold crisis U بحران طلا
gold digger U زنی که با افسونهای زنانه مردان را تیغ میزند
gold embroidery U زردوزی
gold fever U حرص زرجویی
gold digger U جوینده طلا
the streets are paved with gold <idiom> U از در و دیوار شهر پول می بارد
gold oak leaf U برگ خرما
gold lace [braids] U گلابتون [نخ های تزئینی از طلا یا نقره برای جلوه های ویژه در زمینه قالیچه]
The gold market is booming . U بازار طلااینروزها گرم است
My gold ring is in pawn. U انگشتر طلایم درگرو است
gold leaf electroscope U الکتروسکپ با برگههای طلا
gold import point U طلای خالص به فروشنده میدهد
rolled gold bracelet U دست بند طلایی [غلتیده ]
gold import point U نقطه ورود طلا
to alloy gold with copper U عیارزدن
gold currency system U نظام پولی طلا
gold bullion standard U پایه شمش طلا
gold exchange standard U پایه ارز طلا
international gold standard U پایه طلای بین المللی
gold export point U قیمت کالای خارجی با ارزخریداری شده خودداری میکند
gold import point U حالتی است که کشور خریداری کننده کالابه جای ارز یا پول
gold backing system U نظام پایه طلا
gold backing system U نظام پشتوانه طلا
silver inwrought with gold U سیمینهای که زردر ان کارکرده باشند
gold and silver plant U حشیشه القمر
to alloy gold with copper U بارزدن
gold worked steel U فولاد اصلاح شده
to alloy gold with copper U امیختن
gold bullion standard U پایه طلای غیر مسکوک
the morning hour has gold in its mouth <proverb> U سحرخیز باش تا کامروا باشی
full bodied gold coin U سکه طلای تمام عیار
Anyone can count the seeds in an apple, but only Gold can count the number of apples in a seed. U هر کسی نمی تواند تعداد دانه های داخل یک سیب را بشمارد اما فقط خدا می تواند تعداد سیب های نهفته در یک دانه را بشمارد
Recent search history Forum search
1جداسازی سلول‌های‌سرطانی‌گردشی با افزایش حجم ناشی از پرتو تابیده‌شده به سلول‌های سرطانی جاذب نانوذرات طلا
1جداسازی سلول‌های‌سرطانی‌گردشی به کمک افزایش حجم ناشی از تابش لیزر به سلول های حاوی نانوذرات طلا
1مگر انگوشترت
0LET ME BEHOLD
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com