English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11686 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
beat receiver U گیرنده تداخلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
backwards U کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
backward U کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
requested U سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
request U سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requests U سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requesting U سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
signalling U 1-روش فرستنده برای هشدار به گیرنده برای ارسال یک پیام . 2-ارتباط با فرستنده درباره وضعیت گیرنده
consignee U گیرنده کالا برای بارنامه گیرنده اصلی کالا
barrage reception U سد گیرنده
consignee U گیرنده
receivers U گیرنده
assignee U گیرنده
prehensorial U گیرنده
prehensory U گیرنده
adopter U گیرنده
catcher U گیرنده
receiver U گیرنده
getter U گیرنده
grantee U گیرنده
sensor U گیرنده
recipient U گیرنده
addressee U گیرنده
recipients U گیرنده
accipient U گیرنده
reciever U گیرنده
addressees U گیرنده
receptor U گیرنده
payees U گیرنده
catchy U گیرنده
catchiest U گیرنده
catchier U گیرنده
payee U گیرنده
fetching U گیرنده
acceptor U گیرنده
reciptacle U گیرنده
touching U گیرنده
prehensile U گیرنده
receptors U گیرنده
consignee U گیرنده امانت
clocker U گیرنده وقت
crystal set U گیرنده اشکارساز
concluder U نتیجه گیرنده
distance receptor U گیرنده دوربرد
decision maker U تصمیم گیرنده
communication receiver U گیرنده مخابرات
determiners U تصمیم گیرنده
determiner U تصمیم گیرنده
transreceiver U فرستنده و گیرنده
borrowers U قرض گیرنده
amateur receiver U گیرنده اماتور
donee U گیرنده هبه
auto radio U گیرنده اتومبیل
chemoreceptor U گیرنده شیمیایی
cessionary U انتقال گیرنده
cell receptor U گیرنده سلولی
acceptor level U تراز گیرنده
catch of guage U گیرنده بارانسنج
bribee U رشوه گیرنده
baroreceptor U گیرنده فشار
bailee U تحویل گیرنده
borrowers U وام گیرنده
opiate receptor U گیرنده افیونی
transferee U تحویل گیرنده
transceiver U فرستنده و گیرنده
tither U عشر گیرنده
television receiver U گیرنده تلویزیونی
sound probe U گیرنده صوتی
single circuit receiver U گیرنده یک مداره
revenger U انتقام گیرنده
rejuvenescent U جوانی از سر گیرنده
receiving set U گیرنده رادیویی
receiving set U دستگاه گیرنده
receiving antenna U انتن گیرنده
transferee U انتقال گیرنده
tube receiver U گیرنده لامپی
volumetric receptor U گیرنده حجمی
two valve receiver U گیرنده دو لامپی
radio receiver U گیرنده رادیویی
proprioceptor U گیرنده عضلانی
grantee U انتقال گیرنده
grabber hand U دست گیرنده
fondler U اغوش گیرنده
feoffee U گیرنده تیول
exteroceptor U گیرنده برونی
exempted , adressee U گیرنده استثنایی
interoceptor U گیرنده درونی
interoceptor U گیرنده احشایی
enteroceptor U گیرنده درونی
enteroceptor U گیرنده احشایی
donee U هبه گیرنده
donee U گیرنده هدیه
high fidelity receiver U گیرنده رابط
inductance U گیرنده انرژی
itching palm U دست گیرنده
pledgee U رهن گیرنده
pledgee U وثیقه گیرنده
photoreceptor U گیرنده نور
pawnee U رهن گیرنده
passcatcher U گیرنده پاس
offtake canal U کانال گیرنده
nociceptor U گیرنده درد
mortgagee U رهن گیرنده
mechanic recepter U گیرنده مکانیکی
loanee U وام گیرنده
iterant U ازسر گیرنده
distilling receiver U گیرنده تقطیر
jammed U سد گیرنده پاس
prepossessing U گیرنده جالب
acquisitive فرا گیرنده
decreasing U نقصان گیرنده
receiver U فرف گیرنده
receivers U دستگاه گیرنده
receivers U گیرنده رادیویی
receivers U فرف گیرنده
comprehensive U فرا گیرنده
thermoreceptor U گیرنده دمایی
jams U سد گیرنده پاس
jam U سد گیرنده پاس
striking U موثر گیرنده
receiver U گیرنده رادیویی
borrower U قرض گیرنده
strikingly U موثر گیرنده
borrower U وام گیرنده
payees U گیرنده وجه
payee U گیرنده وجه
receiver U دستگاه گیرنده
trainee U تعلیم گیرنده
trainees U تعلیم گیرنده
receiver gating U ولت افزایی گیرنده
consignee U گیرنده کالای ارسالی
pressure points U نقطههای گیرنده فشار
radio sextant U گیرنده امواج کیهانی
periclinal U ازهمه سو شیب گیرنده
color zones U مناطق گیرنده رنگ
printing receiving apparatus U دستگاه گیرنده ثبات
overtaking vessel U شناوه سبقت گیرنده
iterative U ازسر گیرنده تکراری
feoffee U زعیم انتقال گیرنده
receivers U دستگاه گیرنده بی سیم
donee country U کشور کمک گیرنده
long wave receiver U گیرنده موج بلند
annuitant U گیرنده مستمری سالیانه
receiver U دستگاه گیرنده بی سیم
mains receiving set U دستگاه گیرنده شبکه
marginal borrower U وام گیرنده نهائی
directional reciever U گیرنده جهت دار
decision making unit U واحد تصمیم گیرنده
d.c. reciever U گیرنده جریان دائم
receiver output volume U شدت صوت گیرنده
platform U رسانگر حامل گیرنده
transceiver U دستگاه گیرنده فرستنده
alienee U گیرنده مال موردانتقال
zero beat U تنظیم موج گیرنده
receptor U ستاره مساعد گیرنده
addressed U نشانی گیرنده پیام
receptors U ستاره مساعد گیرنده
addresses U نشانی گیرنده پیام
address U نشانی گیرنده پیام
holder U گیرنده اشغال کننده
superheterodyne receiver U گیرنده سوپر هترودین
platforms U رسانگر حامل گیرنده
catcher U فرفرههای گیرنده محصول
determinant U تصمیم گیرنده عاجز
determinants U تصمیم گیرنده عاجز
borrowers U عاریه گیرنده مقترض
borrower U عاریه گیرنده مقترض
holders U گیرنده اشغال کننده
receptor U دستگاه گیرنده وان حمام
donatory U گیرنده بخشش یاهدیه یاهبه
broadcast U ارسال داده به چندین گیرنده 2-
broadcasts U ارسال داده به چندین گیرنده 2-
exempted , adressee U گیرنده معاف از اجرای دستور
receptors U دستگاه گیرنده وان حمام
large hande a U دارای دست بگیر گیرنده
pyrophorous U اتش گیرنده مجاورت هوا
prehensive U گیرنده دارای قوه قبض
carrige forward U کرایه به عهده گیرنده کالا
split end U گیرنده توپ در انتهای خط جبهه
remittee U گیرنده وجه فرستاده شده
responsor U دستگاه گیرنده و جواب دهنده الکترونیکی
aurigae U ممسک الاعنه گیرنده ریسمان اوریگا
omnidirectional U گیرنده یا فرستنده امواج درجهت مناسب
grantee U انتقال گیرنده متهب منتقل الیه
high fidelity U دستگاه گیرنده عالی وخوش صدا
auriga U ممسک الاعنه گیرنده ریسمان اوریگا
to address U نشانه گیرنده را روی پاکت گذاشتن
price taker U خریدار یا فروشنده جزء گیرنده قیمت
backward U ارسال داده که توسط گیرنده کنترل میشود
backwards U ارسال داده کنترل شده توسط گیرنده
universal U transmitter asynchronousreciver فرستنده /گیرنده ناهمزمان جامع
route U مسیر یک پیام بین فرستنده و گیرنده در شبکه
routes U مسیر یک پیام بین فرستنده و گیرنده در شبکه
blind transportation U ارسال پیام بدون توجه به گیرنده یااخذجواب
communication U مسیر فیزیکی که فرستنده را به گیرنده وصل میکند
reversed U سیگنال ارسالی با گیرنده برای درخواست خاتمه ارسال
reversing U کانال کنترل داده کند بین گیرنده وفرستنده
reverses U سیگنال ارسالی با گیرنده برای درخواست خاتمه ارسال
reverses U کانال کنترل داده کند بین گیرنده وفرستنده
backwards U کانالی از گیرنده به فرستنده برای حمل سیگنالهای کنترل
reversed U کانال کنترل داده کند بین گیرنده وفرستنده
Recent search history Forum search
1addressed recipient
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com