Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to pull the wires
U
گربه رقصانی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
wire pulling
U
گربه رقصانی تحریک سیاست بازی
genet
U
جانور پستاندارکوچک گوشت خواری شبیه گربه زباد یا گربه معمولی
feline
U
وابسته به تیره گربه گربه صفت
play cat and mouse with someone
<idiom>
U
موش و گربه بازی کردن
ventus's shell
U
کس گربه
tom cat
U
گربه نر
tomcat
U
گربه نر
felid
U
گربه
flue
U
گربه رو
gib cat
U
گربه نر
flues
U
گربه رو
moggy
U
گربه
cats
U
گربه
neko
U
گربه
puss
U
گربه
cat
گربه
grimalkin
U
گربه
air drain
U
گربه رو
tomcats
U
گربه نر
malkin
U
گربه
the cat has nine lives
U
گربه
mew
U
صدای گربه
cowries
U
نوعی کس گربه
cowrie
U
نوعی کس گربه
tabbies
U
گربه ماده
civet
U
گربه زباد
catling
U
بچه گربه
galeophobia
U
گربه هراسی
cowry
U
نوعی کس گربه
cats eye
U
چشم گربه
cattiness
U
گربه صفتی
tom
U
جنس نر گربه نر
lemon grass
U
گربه دشتی
to lead one a dance
U
گربه رقصاندن
lead one a dance
U
گربه رقصاندن
toms
U
جنس نر گربه نر
felinity
U
گربه صفتی
cattily
U
گربه وار
kitling
U
بچه گربه
heating flue
U
تنوره گربه رو
kitten
U
بچه گربه
cattish
U
گربه وار
felid
U
گربه مانند
cat's paw
U
پنجه گربه
felidae
U
تیره گربه
fitchet
U
گربه قطبی
foumart
U
گربه شمالی
foumart
U
گربه قطبی
gib
U
گوه گربه نر
caracal
U
گربه صحرایی
kittens
U
بچه گربه
gatophobia
U
گربه هراسی
grimalkin
U
گربه ماده
cri du chat
U
گربه اوایی
tabby
U
گربه ماده
kits
U
بچه گربه
catlike
U
گربه وار
cathead
U
کله گربه
gib cat
U
گربه اخته
kit
U
بچه گربه
cat's paws
U
پنجه گربه
catty
U
گربه صفت
catty
U
شبیه گربه
cattiest
U
گربه صفت
cattiest
U
شبیه گربه
cattier
U
گربه صفت
cattier
U
شبیه گربه
kitty
U
بچه گربه
reflecting stud
U
چشم گربه
sheat fish
U
گربه ماهی
Persian cat
U
گربه ایرانی
tiger cat
U
گربه وحشی
pussies
U
گربه وار
tabby cat
U
گربه خط دار
to pull the strings
U
گربه رقصاندن
pussy
U
گربه وار
silure
U
گربه ماهی
kitties
U
بچه گربه
catfish
U
گربه ماهی
ailurophobia
U
گربه هراسی
abyssinian
U
نژادی از گربه
meow
U
صدای گربه
meaow
U
صدای گربه
mewed
U
صدای گربه
mewing
U
صدای گربه
wildcats
U
گربه وحشی
wildcat
U
گربه وحشی
serval
U
گربه دشتی افریقایی
cat gets one's tongue
<idiom>
U
گربه زبونش را خورده
viverrine
U
خانواده گربه زباد
miaowing
U
صدای گربه میومیو
viverrine
U
شبیه گربه زباد
caterwauls
U
صدای شیون گربه
kittenish
U
مثل بچه گربه
miaou
U
صدای گربه میومیو
pussy
U
ریم الود گربه
catamount
U
یکجور گربه دشتی
tabby cat
U
گربه ببری یا پلنگی
catamountain
U
یکجور گربه دشتی
leopards
U
پلنگ گربه وحشی
leopard
U
پلنگ گربه وحشی
beom seogi
U
گربه سان ایستادن
caterwauled
U
صدای شیون گربه
miaows
U
صدای گربه میومیو
gib
U
گربه صفت بودن
pussies
U
ریم الود گربه
They fight like cat and dog.
U
مانند سگ و گربه به هم می پرند.
caterwauling
U
صدای شیون گربه
caterwaul
U
صدای شیون گربه
miaowed
U
صدای گربه میومیو
miaow
U
صدای گربه میومیو
neko ashi dachi
U
ایستادن گربه سان
linsang
U
گربه زباد برمه وجاوه
The cat dreams of mice.
<proverb>
U
گربه در خواب موش بیند.
margay
U
گربه پلنگی امریکای جنوبی
A cat has nine lives .
<proverb>
U
گربه هفت جان دارد .
hemp nettle
U
گیاهان جنس کله گربه
Siamese cat
U
گربه چشم ابی ولاغرسیامی
fitchew
U
پوست راسو یا گربه قطبی
There is not room no swing a cat .
<proverb>
U
گربه را مجال گذز نیست .
Siamese cats
U
گربه چشم ابی ولاغرسیامی
fisch
U
پوست راسو یا گربه قطبی
manx cat
U
گربه اهلی موکوتاه ودم کوتاه
rumpy
U
یکجور گربه بی دم در جزیره man of isle
fleas i. doges and cats
U
کیک هاسگ و گربه را اذیت می کنند
cougars
U
گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
cougar
U
گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
The cat ate the whole mouse.
U
گربه تمام موش راخورد ( گوشت ،استخوان وغیره )
Two cas and a mouse , two wives in one house , two.
<proverb>
U
دو گربه و یک موش ,دو زن در یک خانه و دو سگ و یک استخوان هرگز سلوکشان نشود .
No matter which way you fling a cat, it will light.
<proverb>
U
گربه را هر طورى بیندازند روى چهار دست و پا پائین مى آید.
catgut
U
روده گربه وغیره که برای بخیه زدن درجراحی بکارمیرود
return
U
کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
returned
U
کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
returning
U
کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
returns
U
کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
U
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
U
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
countervial
U
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capture
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
foster
U
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoot
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
orient
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper
[metal or glass]
U
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
surveyed
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orienting
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination
U
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
tae
U
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
assigning
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to inform on
[against]
somebody
U
کسی را لو دادن
[فاش کردن]
[چغلی کردن]
[خبرچینی کردن]
assign
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to appeal
[to]
U
درخواستن
[رجوع کردن به]
[التماس کردن]
[استیناف کردن در دادگاه]
concentrating
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
serves
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
buck up
U
پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
served
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
calk
U
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
serve
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrates
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrate
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
soft-pedals
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
wooed
U
افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
correcting
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
corrects
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
point
U
اشاره کردن دلالت کردن متوجه کردن نکته
cross
U
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
support
U
حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
crossest
U
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
sterilises
U
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilising
U
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilize
U
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilized
U
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilizing
U
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilizes
U
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
crosses
U
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
crosser
U
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
correct
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
time
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
withstand
U
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstood
U
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com