Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
image degradation
U
کم کردن قدرت تصویربرداری یک دستگاه رادار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
radar discrimination
U
قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
image displacement
U
اشتباه تصویر یا خطای تصویربرداری دستگاه
interlook dormant period
U
زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
radar
U
دستگاه رادار
rawinsonde
U
دستگاه راوین رادار هواسنجی
target discrimination
U
قدرت رادار برای درگیری باهدفهای مختلف یا تشخیص هدفهای مختلف
volumes
U
قدرت دستگاه مخابراتی
payout
U
قدرت کار دستگاه
payouts
U
قدرت کار دستگاه
volume
U
قدرت دستگاه مخابراتی
which transponder
U
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
asdic
U
دستگاه سونار رادار کشف هدف به وسیله پخش امواج صوتی در زیر اب
clatters
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clatter
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattering
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattered
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
ergograph
U
دستگاه سنجش قدرت کارعضلانی
input
U
انرژی وارده به دستگاه قدرت ورودی
out put
U
حاصل کار قدرت خروجی دستگاه
zymoscope
U
دستگاه اندازه گیری قدرت تخمیر
inputted
U
انرژی وارده به دستگاه قدرت ورودی
empower
U
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowered
U
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowering
U
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowers
U
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
radar comouflage
U
استتار کردن از دید رادار استتار در مقابل رادار
consol
U
دستگاه ناوبری رادیویی صفحه کلید دستگاههای ارتباطی صفحه رادار
chaff
U
وسایل تولید پارازیت دردستگاه رادار نوارهای منعکس کننده امواج رادار
skin paint
U
نوعی علایم راداری روی صفحه رادار که از انعکاس امواج رادار تولید میشود
gadgets
U
نوعی رادار با صفحه رنگی رادار رنگ نما
gadget
U
نوعی رادار با صفحه رنگی رادار رنگ نما
cipher device
U
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
radar scan
U
تجسس بوسیله رادار میدان مراقبت رادار
railing
U
امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
railings
U
امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
radar return
U
انعکاس امواج در روی صفحه رادار علایم صفحه رادار
radar prediction
U
بررسی به وسیله رادار تجزیه و تحلیل اطلاعات به وسیله رادار
directional radar prediction
U
تجزیه و تحلیل سمتی رادار پیش بینی سمتی رادار
blips
U
نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
blip
U
نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
trapping
U
اختلاف در امواج رادار ممانعت از پخش امواج رادار
crystal ball
U
گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
crystal balls
U
گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
radar tracking
U
تعقیب به وسیله رادار ردیابی هدفها به وسیله رادار
radar trapping
U
اختلال پیدا کردن رادار
guided propagation
U
تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
pip matching
U
روش بصری روانه کردن انتن رادار در ارتفاع و سمت
creativeness
U
قدرت خلاقه قدرت ابداع
homing
U
روش تعقیب و ردیابی امواج رادیویی یا رادار و پیدا کردن ایستگاه فرستنده ان
benumb
U
بی قدرت کردن
radar locating
U
تعیین محل نقاط یا هدفها به وسیله رادار تعیین محل توپهای دشمن به وسیله رادار
dictatorship of proletariat
U
اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
countervailing power
U
قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
search jammer
U
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
radar picket
U
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
qualifies
U
تعیین کردن قدرت راتوصیف کردن
qualify
U
تعیین کردن قدرت راتوصیف کردن
diffusion
U
کم کردن از قدرت تخلیه فشار
traction
U
قدرت کشش بکسل کردن
reception
U
قدرت پذیرش پذیرایی کردن
receptions
U
قدرت پذیرش پذیرایی کردن
authoritarainism
U
نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
sweep
U
تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
to piss off the wrong people
<idiom>
U
آدمهای دارای نفوذ و قدرت زیاد را عصبانی کردن
subversion
U
نابود کردن قدرت یک حکومت ازنظرنظامی اقتصادی روانی فرهنگی سیاسی و اجتماعی
synchro
U
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
attitude director indicator
U
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
rawin
U
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph
U
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
gradient circuit
U
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
transponder
U
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
U
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
semaphore
U
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
ac dc set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
prints
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
print
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
printed
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
quad density
U
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
compressor
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
facsimile recorder
U
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
equilibrator
U
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
pulmotor
U
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
mangles
U
دستگاه پرس له کردن
mangling
U
دستگاه پرس له کردن
mangle
U
دستگاه پرس له کردن
setting up apparatus
U
دستگاه سوار کردن
to break aset
U
خراب یا ناقص کردن یک دستگاه
radar
U
رادار
peripheral device
U
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
rougher
U
دستگاه مخصوص ناصاف کردن اشیا
distortion
U
تق تق صدا دادن وزوز کردن دستگاه
distortions
U
تق تق صدا دادن وزوز کردن دستگاه
zamboni
U
دستگاه چهارچرخه برای صاف کردن یخ
agl
U
رادار هواپیما
aircraft gun laying
U
رادار هواپیما
aerial radar
U
رادار هوایی
sensor
U
رادار مراقبتی
search radar
U
رادار تجسسی
radar alimeter
U
فرازیاب رادار
corner reflector
U
پریکسوپ رادار
surveillance radar
U
رادار مراقبتی
doppler radar
U
رادار دوپلر
crystal balls
U
انتن رادار
crystal ball
U
انتن رادار
sidelooking airborne radar
U
رادار جانبی
radar beacon
U
راهنمای رادار
doppler radar
U
رادار داپلر
acquisition radar
U
رادار هدفیابی
teleran
U
رادار تلویزیونی
counter circuit
U
کنتور رادار
acquisition radar
U
رادار هدفیاب
radarman
U
متصدی رادار
radar boresight
U
محوریابی رادار
radome
U
برج رادار
radar engineering
U
مهندسی رادار
radar network
U
شبکه ی رادار
radar equipment
U
تجهیزات رادار
radar beam
U
پرتو رادار
radar trapping
U
اختلال رادار
radar operator
U
متصدی رادار
radar location
U
موقعیت رادار
radar ranging
U
میدان رادار
radome
U
اطاق رادار
radar countermeasures
U
اقدامات ضد رادار
radar trace
U
علامت رادار
radar scope
U
صفحه رادار
radar quardship
U
نگهبانی رادار
radar installation
U
تاسیسات رادار
radar man
U
متصدی رادار
magnetometer
U
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
recondition
U
نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditioned
U
نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditions
U
نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
zero beat
U
تنظیم کردن دقیق موج دستگاه وفرکانس ان
performance factor
U
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
rheostatic
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
arresting gear
U
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
cold swaging machine
U
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
gun slide
U
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
echoed
U
برگشت امواج رادار
radar countermeasures
U
پیش گیریهای ضد رادار
echoing
U
برگشت امواج رادار
seeker
U
رادار تجسس هدف
radar beacon
U
برج دیدبانی رادار
radar clutter
U
منطقه کور رادار
echo
U
برگشت امواج رادار
beam width
U
عرض بیم رادار
surveillance radar
U
رادار تجسس هدف
sector of search
U
منطقه تجسس رادار
b scope
U
صفحه کاتد رادار
radar screen
U
صفحه تصویر رادار
sector of search
U
منطقه مراقبت رادار
warning radar
U
رادار هشدار دهنده
fire control radar
U
رادار کنترل اتش
sidelobe
U
بیم جانبی رادار
radar measurement
U
اندازه گیری رادار
sbend distortion
U
لرزش تصویر رادار
screening elevation
U
تراز مانع رادار
raydit
U
رادار اقیانوس نگار
acquisition radar
U
رادار اکتشاف هدف
radar scan
U
مراقبت بوسیله رادار
echoes
U
برگشت امواج رادار
active sonar
U
رادار دریایی فعال
radar beacon
U
برج مراقبت رادار
radar boresight
U
تطابق خط دید رادار
radar scope
U
صفحه دید رادار
sidelooking airborne radar
U
رادار با دید جانبی
airborne sensor
U
رادار مراقبتی هوابرد
radome
U
گنبد انتن رادار
calibration
U
تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
scans
U
یک دور گردش انتن رادار
tactical air navigation
U
رادار ناوبری تاکتیکی هوایی
plan position indicator
U
صفحه رادار ناو یا هواپیما
loran
U
رادار مسافت سنج دریایی
corner reflector
U
پریکسوپ تنظیم هدف رادار
unattended ground sensor
U
رادار مراقبت زمینی خودکار
scanned
U
یک دور گردش انتن رادار
scan
U
یک دور گردش انتن رادار
radar altimetry
U
ارتفاع سنجی به وسیله رادار
blip
U
تصویری بر روی صفحه رادار
blips
U
تصویری بر روی صفحه رادار
surface reverbration
U
امواج برگشتی سطحی رادار
radar ranging
U
تنظیم تیر به وسیله رادار
radar imagery
U
عکاسی به وسیله امواج رادار
altitude delay
U
افت ارتفاع امواج رادار
helical scanning
U
بازرسی وتجسس مارپیچی با رادار
clutters
U
برفک انداختن صفحه رادار
clara
U
منطقه رادار پاک است
aspect
U
رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
azimuth stabilized ppi
U
صفحه رادار با سمت ثابت
aspects
U
رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
people sniffer
U
رادار کشف افراد دشمن
shoran
U
شورن رادار اب نگار بردکوتاه
aspect change
U
تغییرمنظر هدف از دید رادار
radar clutter
U
منطقه پوشیده از دید رادار
radar echo
U
علایم روی صفحه رادار
radar prediction
U
کسب اطلاعات به وسیله رادار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com