Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
safing
U
چاشنی برداری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
fuze
U
ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
fuzing
U
چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
flash tube
U
لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
first fire mixture
U
خرج انفجاری یا چاشنی انفجاری سریع العمل چاشنی اولیه
primming
U
چاشنی گذاری کردن
primer leak
U
نشد کردن چاشنی
xerography
U
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerographic
U
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
flavour
U
چاشنی مزه دار کردن
flavors
U
چاشنی مزه دار کردن
flavored
U
چاشنی مزه دار کردن
flavor
U
چاشنی مزه دار کردن
flavours
U
چاشنی مزه دار کردن
stencil
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
arm
U
مسلح کردن چاشنی کشیدن اماده انفجارکردن
hectograph
U
ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
surveys
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
stripping
U
نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
exploit
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
operate
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operated
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operates
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
utilised
U
بهره برداری کردن
exploits
U
بهره برداری کردن از
exploiting
U
بهره برداری کردن از
mapping
U
نقشه برداری کردن
utilising
U
بهره برداری کردن
defrauds
U
کلاه برداری کردن
tapped
U
بهره برداری کردن از
tap
U
بهره برداری کردن از
exploit
U
بهره برداری کردن از
defraud
U
کلاه برداری کردن
sample
U
نمونه برداری کردن
sampled
U
نمونه برداری کردن
utilize
U
بهره برداری کردن
tapping
U
بهره برداری کردن از
utilises
U
بهره برداری کردن
defrauded
U
کلاه برداری کردن
defrauding
U
کلاه برداری کردن
utilizing
U
بهره برداری کردن
utilizes
U
بهره برداری کردن
sampling
U
نمونه برداری مزه کردن
photo imagery
U
عکس برداری کردن از زمین
unveiling
U
نمودار کردن پرده برداری
unveiled
U
نمودار کردن پرده برداری
unveil
U
نمودار کردن پرده برداری
unveils
U
نمودار کردن پرده برداری
operate
U
عمل کردن بهره برداری کردن
operates
U
عمل کردن بهره برداری کردن
operated
U
عمل کردن بهره برداری کردن
To take an invevtory.
U
صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
geodesy
U
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
utilising
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizes
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
common control
U
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
geodetic datum
U
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark
U
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
detonator
U
چاشنی
lure
U
چاشنی
detonating charge
U
چاشنی
amorce
U
چاشنی
flavoring
U
چاشنی
lured
U
چاشنی
lures
U
چاشنی
flavorings
U
چاشنی
flavouring
U
چاشنی
flavourings
U
چاشنی
ignitor
U
چاشنی
igniter
U
چاشنی
destructor
U
چاشنی
safety fuze
U
چاشنی
salmagundi
U
چاشنی
fuze
U
چاشنی
detonators
U
چاشنی
luring
U
چاشنی
stuffing
U
چاشنی
devices
U
چاشنی
primer
U
چاشنی
seasoning
U
چاشنی
percussion caps
U
چاشنی
percussion cap
U
چاشنی
dressing
U
چاشنی
capped
U
چاشنی
cap
U
چاشنی
dressings
U
چاشنی
device
U
چاشنی
primers
U
چاشنی
capsules
U
چاشنی
sauces
U
چاشنی
sauce
U
چاشنی
capsule
U
چاشنی
trig list
U
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
bessel method
U
پیدا کردن محل توقفگاه به روش بسل سیستم نقشه برداری بسل
phototostat
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
defuses
U
چاشنی کشیدن
flash fuze
U
چاشنی الکتریکی
detonation cord
U
فتیله چاشنی
detonation cap
U
کلاهک چاشنی
detonating cord
U
مدار چاشنی
primer pouch
U
محفظه چاشنی
cannon primer
U
چاشنی توپ
sauces
U
چاشنی زدن به
spices
U
چاشنی غذا
spicing
U
چاشنی غذا
ignition cap
U
کلاهک چاشنی
spiced
U
چاشنی غذا
blasting cap
U
کلاهک چاشنی
igniting powder
U
خرج چاشنی
igniter train
U
مجموعه چاشنی
adapter booster
U
چاشنی خوران
spice
U
چاشنی غذا
percussion caps
U
چاشنی ضربتی
sauce
U
چاشنی زدن به
percussion cap
U
چاشنی ضربتی
seasoner
U
چاشنی زننده
primer seat
U
مقر چاشنی
tutti frutti
U
چاشنی میوهدار
garnished
U
چاشنی زدن
ketchup
U
چاشنی غذا
primed
U
چاشنی گذاشتن
prime
U
چاشنی گذاشتن
destructor
U
چاشنی انفجاری
garniture
U
تزیین چاشنی
primes
U
چاشنی گذاشتن
defused
U
چاشنی کشیدن
relishing
U
چاشنی ذوق
defusing
U
چاشنی کشیدن
relished
U
چاشنی ذوق
relish
U
چاشنی ذوق
garnishes
U
چاشنی زدن
defuse
U
چاشنی کشیدن
relishes
U
چاشنی ذوق
electric primer
U
چاشنی الکتریکی
garnish
U
چاشنی زدن
redundancies
U
نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
redundancy
U
نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
precussion detonator
U
چاشنی ضربتی یا دنگی
condiment
U
چاشنی ادویه زدن
season
U
دوران چاشنی زدن
seasoned
U
دوران چاشنی زدن
chutney
U
یکنوع چاشنی غذا
activate
U
چاشنی مین را کشیدن
cannon primer
U
چاشنی خرج توپ
au naturel
U
ساده و بدون چاشنی
adhesion agent
U
چاشنی چسب افزا
primer leak
U
خروج گازاز ته چاشنی
seasons
U
دوران چاشنی زدن
melinite
U
مخصوص تهیه چاشنی
garnished
U
چاشنی زدن به ارایش
igniting primer
U
چاشنی مشتعل کننده
sauce-boats
U
فرف چاشنی خوری
primer setback
U
عقب نشستن چاشنی
flavours
U
چاشنی زدن به معطرکردن
initiator
U
چاشنی مشتعل کننده
flavour
U
چاشنی زدن به معطرکردن
flavors
U
چاشنی زدن به معطرکردن
primer pouch
U
کیف یافانوسقه چاشنی
sauce-boat
U
فرف چاشنی خوری
garnish
U
چاشنی زدن به ارایش
garnishes
U
چاشنی زدن به ارایش
uncharged
U
چاشنی گذاری نشده
sauce boat
U
فرف چاشنی خوری
condiments
U
چاشنی ادویه زدن
flavored
U
چاشنی زدن به معطرکردن
flavor
U
چاشنی زدن به معطرکردن
French dressing
U
چاشنی سالاد فرانسوی
salami technique
U
کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
salad dressing
U
چاشنی وادویه مخصوص سالاد
squib
U
چاشنی خرج راکتهای دریایی
squibs
U
چاشنی خرج راکتهای دریایی
salad dressings
U
چاشنی وادویه مخصوص سالاد
gamey
U
چاشنی زده افتضاح اور
gamy
U
چاشنی زده افتضاح اور
hung striker
U
چاشنی عمل نکرده نارنجک
firing mechanism
U
چاشنی مین مکانیسم تیراندازی
hung striker
U
ضارب چاشنی معیوب نارنجک
initiator
U
چاشنی اولیه خرج ابتدایی
coupling base
U
اتصال دهنده چاشنی به کلاهک
electric squib
U
نوعی چاشنی با فتیله الکتریکی
map
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
cock
U
چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
cocking
U
چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
cocks
U
چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
squib
U
یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
mayonnaise
U
نوعی چاشنی غذا وسالاد مایونز
squibs
U
یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
to dress
[salad]
U
چاشنی زدن
[آرایش دادن ]
[سالاد]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com