English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 277 (24 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
pay in advance U پیش پرداخت کردن
payment in advance U پیش پرداخت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
file U ساییدن پرداخت کردن
filed U ساییدن پرداخت کردن
give U دادن پرداخت کردن
gives U دادن پرداخت کردن
giving U دادن پرداخت کردن
launch U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launched U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launches U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launching U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
subscribe U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribed U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribes U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribing U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
advance U ترقی کردن پیش پرداخت
advances U ترقی کردن پیش پرداخت
advancing U ترقی کردن پیش پرداخت
polish U پرداخت کردن
polishes U پرداخت کردن
default U عدم پرداخت قصور کردن
defaulted U عدم پرداخت قصور کردن
defaulting U عدم پرداخت قصور کردن
defaults U عدم پرداخت قصور کردن
spot U کشف کردن اماده پرداخت
spots U کشف کردن اماده پرداخت
pay U پرداخت کردن
paying U پرداخت کردن
pays U پرداخت کردن
furbish U پرداخت کردن
furbished U پرداخت کردن
furbishes U پرداخت کردن
furbishing U پرداخت کردن
licence U اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licences U اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licenses U اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
buffer U پرداخت کردن
curries U پرداخت کردن چرم
curry U پرداخت کردن چرم
dabbing U پرداخت کردن سنگ
smoothing U صاف کردن پرداخت
spend U پرداخت کردن خرج کردن
spends U پرداخت کردن خرج کردن
disburse U پرداخت کردن
disbursed U پرداخت کردن
disburses U پرداخت کردن
disbursing U پرداخت کردن
burnish U پرداخت کردن
burnishes U پرداخت کردن
buff U با چرم پرداخت کردن
buffs U با چرم پرداخت کردن
reimburse U باز پرداخت کردن
reimbursed U باز پرداخت کردن
reimburses U باز پرداخت کردن
reimbursing U باز پرداخت کردن
tumble U پرداخت کردن
tumbled U پرداخت کردن
tumbles U پرداخت کردن
scour U پرداخت کردن
scoured U پرداخت کردن
scours U پرداخت کردن
buff stick U بدان پیچیده است و برای پرداخت کردن بکار میبرند
compounding a felony U سازش کردن در دعوی ناشی از جنایت با پرداخت مبلغی به عنوان غرامت به مجنی علیه یا قائم مقام او
die burnish U پرداخت کردن حدیدهای
pay at sight U نقدا" پرداخت کردن
pay off U پرداخت کردن
pay off U تسویه کردن پرداخت
planish U پرداخت کردن
recoupment U قسطی پرداخت کردن یا بازپرداخت قسطی
ro rub up U خمیر کردن پرداخت کردن
smooth the paint U رنگ کردن و پرداخت کردن
to finish off U پرداخت کردن
to polish off U با شتاب پرداخت کردن
to suspend payment U پرداخت راموقوف کردن متوقف شدن
To demand prompt payment. U تقاضای پرداخت فوری کردن
corn-effect U ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
final shaving U پرداخت [کوتاه کردن نهایی پرزها]
Other Matches
progress payment U پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
matte U فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matt U فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
interim financing U پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
usance U مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
sets of bill U نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
stop order U دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
droppage U کسری پرداخت کسر پرداخت
fate U پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
fates U پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
tax evasion U عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
ransoms U وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
due bill U در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
ransom U وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
carnet U اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
claim for indemnification U ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
ability to pay principle of taxation U اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
dividend warrant U چک پرداخت سود سهام اجازه پرداخت سود سهام
payment U پرداخت
finishing U پرداخت
remitment U پرداخت
discharging U پرداخت
refund U پس پرداخت
refunds U پس پرداخت
refunded U پس پرداخت
glaze U پرداخت
glazes U پرداخت
refunding U پس پرداخت
glosser U پرداخت گر
trim U پرداخت
pays U پرداخت
renderings U پرداخت
discharge U پرداخت
bleaching U پرداخت
settlements U پرداخت
paying U پرداخت
pay U پرداخت
finishing touches U پرداخت
rendering U پرداخت
discharges U پرداخت
disbursement U پرداخت
furbisher U پرداخت گر
outlay U پرداخت
settlement U پرداخت
expenditure U پرداخت
defrayal U پرداخت
finishes U پرداخت
pt U پرداخت
burnisher U پرداخت گر
lustreer U پرداخت
polishes U پرداخت
polish U پرداخت
finish U پرداخت
refinishing U پرداخت
making good U پرداخت
payments U پرداخت
payment by installments U پرداخت قسطی
payment stopped U توقف پرداخت
payment in full U پرداخت تمام
payment in due cource U پرداخت به موقع
lustre U صیقل پرداخت
finance U پرداخت هزینه
unpolished U پرداخت نشده
payment in kind U پرداخت جنسی
payment in kind U پرداخت غیرنقدی
satin U جلا پرداخت
payment in full U پرداخت کامل
finances U پرداخت هزینه
financed U پرداخت هزینه
financing U پرداخت هزینه
terms of payment U شرایط پرداخت
subscriptions U تعهد پرداخت
paymasters U مامور پرداخت
subscription U تعهد پرداخت
paymaster U مامور پرداخت
planishing tool U ابزار پرداخت
period of grace U مهلت پرداخت
imprest U پیش پرداخت
payment terms U شرایط پرداخت
payor U پرداخت کننده
installment payment U پرداخت قسطی
indemnification U پرداخت غرامت
payable U قابل پرداخت
dishonoured U خودداری از پرداخت
finish U پرداخت کار
pay U وابسته به پرداخت
prest U پیش پرداخت
money back U تضمین پرداخت
monthly payment U پرداخت ماهانه
non payment U عدم پرداخت
prepayment U پیش پرداخت
on account payment U پیش پرداخت
dishonours U خودداری از پرداخت
lump sum payment U پرداخت یکجا
dishonour U خودداری از پرداخت
dishonouring U خودداری از پرداخت
dishonors U خودداری از پرداخت
dishonoring U خودداری از پرداخت
punctual payment U پرداخت در سر وعده
dishonored U خودداری از پرداخت
prompt payment U پرداخت فوری
progress payments U پرداخت تدریجی
lump sum payment U پرداخت نقدی
overpayment U پرداخت اضافی
part payment U پرداخت اقساطی
pays U وابسته به پرداخت
deposit U پیش پرداخت
repayments U پرداخت مجدد
repayment U پرداخت مجدد
payment by instalments U پرداخت به اقساط
payment in advance U پیش پرداخت
interim financing U پرداخت موقت
finishes U پرداخت کار
paying U وابسته به پرداخت
pre payment U پیش پرداخت
pre paid U پیش پرداخت
liquidation U پرداخت بدهی
payable at sight U پرداخت دیداری
the d. of a debt U پرداخت بدهی
payable on demand U پرداخت عندالمطالبه
payer U پرداخت کننده
non-payment U عدم پرداخت
advance پیش پرداخت
a bradent U وسیله پرداخت
payroll U سیاهه پرداخت
earnest money U پیش پرداخت
remittances U پرداخت تادیه
remittance U پرداخت تادیه
disburse U پرداخت خرج
deferred payment U پرداخت اتی
reimbursements U پرداخت جبرانی
reimbursements U باز پرداخت
payees U پرداخت شونده
advance U پیش پرداخت
finisher U پرداخت کننده
final payment U پرداخت نهایی
shear U پرداخت فرش
bilk U گذاشتن از پرداخت
finishing U پرداخت کاری
bonus U پرداخت اضافی
bonuses U پرداخت اضافی
reimbursement U باز پرداخت
reimbursement U پرداخت جبرانی
back freigt U پرداخت کرایه
disbursed U پرداخت خرج
smoothing plane U رنده پرداخت
disburses U پرداخت خرج
burnishing U پرداخت کاری
disbursing U پرداخت خرج
advance payment U پیش پرداخت
demand for payment U تقاضای پرداخت
advice note U دستورپیش پرداخت
outstanding U پرداخت نشده
deferred payment U پرداخت معوق
average payment U پرداخت متوسط
d. note U درخواست پرداخت
date of maturity U موعد پرداخت
date of payment U موعد پرداخت
liability U دیون پرداخت
liabilities U دیون پرداخت
settlement terms U شرایط پرداخت
annual payment U پرداخت سالیانه
outstandingly U پرداخت نشده
casual payment U پیش پرداخت
settlement U تسویه پرداخت
instalments U پرداخت قسطی
instalment U پرداخت قسطی
down payment U پیش پرداخت
settlement U تصفیه پرداخت
unpaid U پرداخت نشده
cash dispensers U پرداخت مینماید
money orders U دستور پرداخت
remittable U قابل پرداخت
installments U پرداخت قسطی
remittal U گذشت پرداخت
remitter U پرداخت کننده
down payments U پیش پرداخت
by payment U از طریق پرداخت
money order U دستور پرداخت
cash dispenser U پرداخت مینماید
reimbursable U قابل پرداخت
advancing U پیش پرداخت
settlements U تسویه پرداخت
settlements U تصفیه پرداخت
deposits U پیش پرداخت
advances U پیش پرداخت
payee U پرداخت شونده
paid U پرداخت شده
spot cash U پرداخت نقدی
renditions U پرداخت تحویل
diamond polishing U پرداخت الماسی
rendition U پرداخت تحویل
never-never U پرداخت قسطی
payable in advance U قابل پیش پرداخت
deferred payment U پرداخت مدت دار
outstanding accounts U حسابهای پرداخت نشده
deposit slip U اعلامیه پرداخت سپرده
deferred dobit U تعویق در پرداخت هزینه
payable immediately U قابل پرداخت فوری
deferred dobit U پیش پرداخت هزینه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com