English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
precursor sweeping U پاک کردن مین قبل از حرکت ناوگان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
tactical diversions U تصحیحات تاکتیکی مسیرناوگان تصحیح مسیر حرکت ناوگان
declared speed U سرعت اعلام شده به ناوگان سرعت استاندارد ناوگان
cruises U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
maritime U ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
armadas U ناوگان
fleet U ناوگان
fleets U ناوگان
armada U ناوگان
shipping U کشتیرانی ناوگان
commercial marine U ناوگان دریایی
flotillas U ناوگان کوچک
argosy U ناوگان تجارتی
navy U ناوگان دریایی
navy U بحریه ناوگان
navies U ناوگان دریایی
navies U بحریه ناوگان
flotilla U ناوگان کوچک
fleet in being U ناوگان موجود
fleet commander U فرمانده ناوگان
merchant marine U ناوگان بازرگانی
numbered fleet U ناوگان وابسته
auxiliary fleet U ناوگان تدارکاتی
fleet operating base U پایگاه عملیاتی ناوگان
major fleet U ناوگان عمده دریایی
advanced fleet anchorage U لنگرگاه مقدم ناوگان
admiral of the fleet U امیرالبحر فرماندهء ناوگان
fleet in being U ناوگان قابل استفاده
watch dog U ناو نگهبان ناوگان
numbered fleet U ناوگان زیرامر نیروی دریایی
differential ailerons U ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
task fleet U ناوگان مامور اجرای عملیات یا ماموریت
precursor sweeping U مین روبی قبل از عبور ناوگان
navy yard U محوطه مخصوص لنگر اندازی ناوگان
task element U یکی از عناصر ناوگان ماموراجرای یک ماموریت
shipping U امور ارسال کالاها ناوگان عمومی یک کشور
deck department U قسمت اداره امور باربری و کالای ناوگان
raster U سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
right of search U حقی که کشتیهای دول متحارب برای جستجوی ناوگان ممالک بیطرف به منظور مطمئن شدن از بیطرفیشان دارند
sailings U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailed U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sail U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
waves U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feints U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order U ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
braid U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
lumbered U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
braided U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
lumbers U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbering U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumber U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
braids U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
move on U ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
trackball U وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
strokes U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball U حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
stroking U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing U حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
stroked U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tapes U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tape U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
loiter U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitering U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitered U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiters U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
move U حرکت کردن
have way on U حرکت کردن
to bear oneself U حرکت کردن
waggle U حرکت کردن
skew U کج حرکت کردن
skews U کج حرکت کردن
skewing U کج حرکت کردن
waggled U حرکت کردن
waggles U حرکت کردن
moves U حرکت کردن
waggling U حرکت کردن
sailings U حرکت کردن
sailed U حرکت کردن
sail U حرکت کردن
moved U حرکت کردن
inch U حرکت کردن
departure U حرکت کردن
whir U حرکت کردن
departures U حرکت کردن
to weigh anchor U حرکت کردن
get under way U حرکت کردن
transfers U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise U حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
compound motion U حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transferring U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
trail U بدنبال حرکت کردن
range U سیر و حرکت کردن
trailed U بدنبال حرکت کردن
ranged U سیر و حرکت کردن
zigzagged U حرکت زیگزاگی کردن
spanks U با سرعت حرکت کردن
lazier U باکندی حرکت کردن
zigzags U حرکت زیگزاگی کردن
submarines U زیردریا حرکت کردن
ranges U سیر و حرکت کردن
sneak U دزدکی حرکت ه کردن
spank U با سرعت حرکت کردن
sneaked U دزدکی حرکت ه کردن
lazy U باکندی حرکت کردن
darting U بسرعت حرکت کردن
skeet U باسرعت حرکت کردن
trailing U بدنبال حرکت کردن
zigzag U حرکت زیگزاگی کردن
sneaks U دزدکی حرکت ه کردن
to tail to the tide U باجزرومد حرکت کردن
to bolt U ناگهانی حرکت کردن
submarine U زیردریا حرکت کردن
zigzagging U حرکت زیگزاگی کردن
larrup U سنگین حرکت کردن
jink U بسرعت حرکت کردن
spanked U با سرعت حرکت کردن
trails U بدنبال حرکت کردن
laziest U باکندی حرکت کردن
spiralled U بطورمارپیچ حرکت کردن
pule U باصدا حرکت کردن
sailings U با نازوعشوه حرکت کردن
streaking U بسرعت حرکت کردن
dart U بسرعت حرکت کردن
sailed U با نازوعشوه حرکت کردن
darted U بسرعت حرکت کردن
to move on U واداربه حرکت کردن
crabs U به پهلو حرکت کردن
whirry U بعجله حرکت کردن
lugged U سنگین حرکت کردن
streaks U بسرعت حرکت کردن
crab U به پهلو حرکت کردن
trances U باچالاکی حرکت کردن
trance U باچالاکی حرکت کردن
crawfish U به پشت حرکت کردن
sail U با نازوعشوه حرکت کردن
infile U به ستون دو حرکت کردن
to make an early start U زود حرکت کردن
lugs U سنگین حرکت کردن
lugging U سنگین حرکت کردن
streak U بسرعت حرکت کردن
lug U سنگین حرکت کردن
spirals U بطورمارپیچ حرکت کردن
underway U در حال حرکت کردن
spiralling U بطورمارپیچ حرکت کردن
spiral U بطورمارپیچ حرکت کردن
make leeway U حرکت پهلویی کردن
spiraled U بطورمارپیچ حرکت کردن
spiraling U بطورمارپیچ حرکت کردن
streaked U بسرعت حرکت کردن
belt U باشدت حرکت یا عمل کردن
skulk U گروه دزدکی حرکت کردن
skulked U گروه دزدکی حرکت کردن
skulking U گروه دزدکی حرکت کردن
belts U باشدت حرکت یا عمل کردن
choking U مسدود کردن از حرکت بازداشتن
belted U باشدت حرکت یا عمل کردن
move U حرکت کردن تکان خوردن
paddle U با باله شنا حرکت کردن
moved U حرکت کردن تکان خوردن
paddled U با باله شنا حرکت کردن
criss-cross U بهطور متقاطع حرکت کردن
paddles U با باله شنا حرکت کردن
paddling U با باله شنا حرکت کردن
moves U حرکت کردن تکان خوردن
ambulate U حرکت کردن درحرکت بودن
skulks U گروه دزدکی حرکت کردن
draw away U جلوتر از دیگران حرکت کردن
accosting U در امتداد چیزی حرکت کردن
jibing U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
accosts U در امتداد چیزی حرکت کردن
starboard U بطرف راست حرکت کردن
leapfrog U باجست وخیز حرکت کردن
hulks U باسنگینی ورخوت حرکت کردن
hulk U باسنگینی ورخوت حرکت کردن
to fall down the river U باجریان رودخانه حرکت کردن
leapfrogs U باجست وخیز حرکت کردن
leapfrogged U باجست وخیز حرکت کردن
leapfrogging U باجست وخیز حرکت کردن
accosted U در امتداد چیزی حرکت کردن
accost U در امتداد چیزی حرکت کردن
fudge U فریفتن اهسته حرکت کردن
gibes U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
fudged U فریفتن اهسته حرکت کردن
fudges U فریفتن اهسته حرکت کردن
jibe U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
fudging U فریفتن اهسته حرکت کردن
jibed U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com