Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
hydropathic
U
وابسته به درمان کردن ناخوشی با اب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
nephritic
U
درمان کننده ناخوشی گرده
diagnostic
U
وابسته به تشخیص ناخوشی
psychopathic
U
وابسته به ناخوشی دماغی
otological
U
وابسته به گوش یا ناخوشی هاان
pathognomic
U
وابسته به تشخیص ناخوشی یا احساسات
pathognomonic
U
وابسته بتشخیص ناخوشی شاخص مرض
therapeutic
U
وابسته به درمان شناسی
heparinize
U
باهپارین درمان کردن تحت درمان باهپارین قراردادن
an intercurrent disease
U
ناخوشی که توی ناخوشی دیگر میافتد
therapists
U
متخصص درمان شناسی درمان شناس
therapist
U
متخصص درمان شناسی درمان شناس
pathologically
U
از لخاظ ناخوشی شناسی ازروی علم ناخوشی شناسی
to pretend illness
U
نا خوشی را بهانه کردن خودرا به ناخوشی زدن تمارض کردن
to i. the germs of a disease
U
میکربهای یک ناخوشی را به کسی تلقیح کردن
To pretend sickness(ignorance).
U
تظاهر به ناخوشی ( بی اطلاعی وناآگاهی ) کردن
treat
U
درمان کردن
treats
U
درمان کردن
treated
U
درمان کردن
remedies
U
درمان کردن
remedying
U
درمان کردن
remedy
U
درمان کردن
remedied
U
درمان کردن
client centered therapy
U
درمان متمرکز بر درمان جو
to seek a remedy for something
U
چاره یا درمان برای چیزی جستجو کردن
follow up
U
تعقیب کردن دنباله داستان را شرح دادن تماس با بیمارپس ازتشخیص یا درمان
antihistamine
U
موادی که برای درمان حساسیت بکار رفته و باعث خنثی کردن اثر هیستامین دربافت ها می شوند
associate
U
وابسته وابسته کردن
associated
U
وابسته وابسته کردن
associates
U
وابسته وابسته کردن
associating
U
وابسته وابسته کردن
phallic
U
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
invalidism
U
ناخوشی
unhealthiness
U
ناخوشی
ill health
U
ناخوشی
sicknesses
U
ناخوشی
illnesses
U
ناخوشی
illness
U
ناخوشی
diseases
U
ناخوشی
disease
U
ناخوشی
malady
U
ناخوشی
sickness
U
ناخوشی
indisposedness
U
ناخوشی
pathogenetic
U
ناخوشی زا
maladies
U
ناخوشی
trichosis
U
ناخوشی مو
had health
U
ناخوشی
morbidness
U
ناخوشی
morbidity
U
ناخوشی
mal de mer
U
ناخوشی دریا
morbific
U
تولیدکننده ناخوشی
impaludism
U
ناخوشی مردابی
morbific
U
ناخوشی اور
dermatopathy
U
ناخوشی پوست
liver trouble
U
ناخوشی جگر
hepatic disease
U
ناخوشی جگر
pathogeny
U
پیدایش ناخوشی
pathognomomical
U
نماینده ناخوشی
altitude sickness
U
ناخوشی ارتفاع
diagnoses
U
تشخیص ناخوشی
pathognomic
U
نماینده ناخوشی
bulimy
U
ناخوشی گرسنگی
morbid
U
ویژه ناخوشی
livers
U
ناخوشی جگر
liver
U
ناخوشی جگر
maldemer
U
ناخوشی دریا
to be infected with disease
U
ناخوشی راواگیرکردن
diagnosis
U
تشخیص ناخوشی
myopathy
U
ناخوشی ماهیچه
spell
U
حمله ناخوشی
biliousness
U
ناخوشی زردابی
spelled
U
حمله ناخوشی
enteropathy
U
ناخوشی رودهای
morbid anatomy
U
از لحاظ ناخوشی
diseases of this nature
U
اینگونه ناخوشی ها
out break of a disease
U
شیوع ناخوشی
laryngopathy
U
ناخوشی خرخره
spells
U
حمله ناخوشی
microzym
U
میکرب ناخوشی
estival
U
ناخوشی تابستانی
paragrahia
U
ناخوشی غلط نویسی
pandemics
U
ناخوشی همه گیر
pathogenesis
U
مبحث پیدایش ناخوشی
epidmic disease
U
ناخوشی همه جا گیر
epizootic
U
ناخوشی همه گیرحیوانی
qualm
U
ناخوشی همه جاگیر
attack
U
اصابت یا نزول ناخوشی
psychiater
U
پزشک ناخوشی دماغی
sickleave
U
مرخصی بابت ناخوشی
laryngopathy
U
ناخوشی خشک نای
unhealthy
U
ناخوش ناخوشی اور
mycotic
U
دچار ناخوشی قارچی
contagions
U
سرایت ناخوشی واگیر
attacked
U
اصابت یا نزول ناخوشی
arthropathy
U
ناخوشی بند یا مفصل
pandemic
U
ناخوشی همه گیر
attacks
U
اصابت یا نزول ناخوشی
contagion
U
سرایت ناخوشی واگیر
pestilence
U
ناخوشی همه جاگیر
he is liable to become sick
U
اماده ناخوشی است
illness faded her beauty
U
ناخوشی زیبایی اوراکاست
bunt
U
ناخوشی قارچی گندم
pellagrous
U
دچار ناخوشی که در بالااشاره شد
foot rot
U
ناخوشی پا در گاو و گوسفند
morbidly
U
بطور ناخوشی یا فاسد
cirrhosis
U
ناخوشی الکی جگر
to swing the lead
U
خود را به ناخوشی زدن
metastasis
U
جابجا شدن ناخوشی
qualms
U
ناخوشی همه جاگیر
immune from disease
U
مصون از گرفتن ناخوشی
mycetoma
U
یکجور ناخوشی فرچی در دست و پا
pyretotherapy
U
معالجه ناخوشی بوسیله تولیدتب
idiopathy
U
علاقه خاص ناخوشی جداگانه
syzygial
U
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic
U
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian
U
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
telepathic
U
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
dialectological
U
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
subglacial
U
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral
U
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
hydrargyia or rism
U
مسموم شدگی از جیوه ناخوشی سیمابی
foot and mouth
U
یکجور ناخوشی واگیردار با تب در جانوران شاخدار
remedied
U
درمان
treatments
U
درمان
natural philosophy
U
درمان
client
U
درمان جو
remedies
U
درمان
remediless
U
بی درمان
medicaments
U
درمان
remedying
U
درمان
medicament
U
درمان
remedy
U
درمان
clients
U
درمان جو
immedicable
U
بی درمان
cures
U
درمان
water cure
U
اب درمان
irremediable
U
بی درمان
cure
U
درمان
cured
U
درمان
medicative
U
درمان کن
treatment
U
درمان
therapy
U
درمان
rectal
U
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
phylar
U
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
lexicographic
U
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
puritanical
U
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
vehicular
U
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
sothic
U
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
orthopaedy
U
معالجه ناخوشی بی انکه دارویی بکار برند
the disease threatens to sprea
U
این ناخوشی خطر منتشر شدن دارد
framboesia
U
ناخوشی واگیرداری که درپوست سیاهان پیدامیشودواماسهایی میاورد
faith healing
U
درمان اعتقادی
physiotherapy
U
درمان فیزیکی
therapeutics
U
درمان شناسی
aversion therapy
U
درمان اجتنابی
remediless
U
درمان ناپذیر
therapeutist
U
درمان شناس
treat
U
درمان شدن
placebo therapy
U
درمان با دارونما
It'll be OK.
<idiom>
U
درمان میشود!
pithiatism
U
درمان تلقینی
hydropathist
U
اب درمان دان
existential therapy
U
درمان وجودی
faith cure
U
درمان اعتقادی
treats
U
درمان شدن
remediable
U
درمان پذیر
iamatology
U
درمان شناسی
relationship therapy
U
درمان ارتباطی
therapeusis
U
درمان شناسی
inpatient
U
تحت درمان
healable
U
درمان پذیر
direct therapy
U
درمان رهنمودی
kinesalgia
U
جنبش درمان
cure all
U
درمان هر درد
incurable
U
بی درمان بیچاره
incurable
U
درمان ناپذیر
social therapy
U
درمان اجتماعی
active therapy
U
درمان فعال
operable
U
قابل درمان
depth therapy
U
درمان عمقی
psychotherapy ortherapeutics
U
روح درمان
psychotherapy
U
درمان روانی
adjuvent therapy
U
درمان تکمیلی
marriage therapy
U
درمان زناشویی
an active remedy
U
درمان کاری
chemotherapy
U
درمان دارویی
quadrangular therapy
U
درمان دو زوجی
analytic therapy
U
درمان تحلیلی
adjunctive therapy
U
درمان جنبی
dual sex therapy
U
درمان دو جنسیتی
remedied
U
درمان میزان
interpretive therapy
U
درمان تفسیری
treatable
U
قابل درمان
remedying
U
درمان میزان
corrective therapy
U
درمان اصلاحی
multiple therapy
U
درمان تعاونی
electrotherapeutics
U
درمان برقی
cooperative therapy
U
درمان تعاونی
supportive therapy
U
درمان حمایتی
post treatment follow up
U
پیگیری پس از درمان
conjoint therapy
U
درمان زوجی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com