English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to pursue a plan U نقشهای را دنبال کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
universal grid U مختصات نقشهای جهانی شبکه بندی نقشهای جهانی
schematize U بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
typecast U ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
typecasts U ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
typecasting U ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
pyrogravure U نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
give chase U دنبال کردن
chasing U دنبال کردن
tracks U دنبال کردن
traced U دنبال کردن
trace U دنبال کردن
reopen U دنبال کردن
continue U دنبال کردن
continues U دنبال کردن
chased U دنبال کردن
reopens U دنبال کردن
dogs U دنبال کردن
course U :دنبال کردن
coursed U :دنبال کردن
courses U :دنبال کردن
chase U دنبال کردن
reopening U دنبال کردن
reopened U دنبال کردن
tracked U دنبال کردن
dog U دنبال کردن
pursued U دنبال کردن
pursue U دنبال کردن
dogging U دنبال کردن
to give chase U دنبال کردن
pursuing U دنبال کردن
track U دنبال کردن
chases U دنبال کردن
traces U دنبال کردن
pursues U دنبال کردن
pursued U تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
pursuing U تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
pursue U تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
pursues U تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
dogs U مثل سگ دنبال کردن
careerism U دنبال کردن شغل
dog U مثل سگ دنبال کردن
stick with <idiom> U دنبال کردن کاری
To be on someone trail. To trace someone. U رد کسی را دنبال کردن
run close U سخت دنبال کردن
To follow up (trace) a matter (case). U موضوعی را دنبال کردن
hunt down U دنبال کردن و گرفتن
dogging U مثل سگ دنبال کردن
philander U زن بازی کردن دنبال زن افتادن
to run any one hard U کسیرا سخت دنبال کردن
tracked U دنبال کردن یک مسیر به درستی
follow out U اخذ نتیجه دنبال کردن
practise or tice U دنبال کردن مشق دادن
to hang on the rear U برای حمله دنبال کردن
tracks U دنبال کردن یک مسیر به درستی
track U دنبال کردن یک مسیر به درستی
rungs U تااخرین نفس دنبال کردن مندرس
run-down U تااخرین نفس دنبال کردن مندرس
reoccupy U دنبال کردن دوباره بدست اوردن
to keep at some work U د رکاری پافشاری کردن دنبال کاریراگرفتن
run down U تااخرین نفس دنبال کردن مندرس
follow up U رده پشتیبان دنباله دنبال کردن دشمن
follow through U چیزی را تا اخر دنبال کردن بانجام رسانی
canvassed U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassing U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvasses U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvass U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
map chart U طرح نقشهای
coordinates U مختصات نقشهای
map reconnaissance U شناسایی نقشهای
map scale U مقیاس نقشهای
rompy U مایل به بازی کردن با جیغ وداد و دنبال هم دویدن
rompish U مایل به بازی کردن با جیغ وداد و دنبال هم دویدن
wind fire angle U سمت نقشهای باد
chart data U عناصر تیر نقشهای
coordinate code U رمزمربوط به مختصات نقشهای
pursuance of a plan U تعقیب اندیشه یا نقشهای
map template U طلق چارت نقشهای
grid interval U فواصل شبکه بندی نقشهای
carry through <idiom> U برای کاری نقشهای کشیدن
prosecutes U دنبال کردن پیگرد کردن
prosecuting U دنبال کردن پیگرد کردن
followed U متابعت کردن دنبال کردن
prosecuted U دنبال کردن پیگرد کردن
prosecute U دنبال کردن پیگرد کردن
follow U متابعت کردن دنبال کردن
chace U دنبال کردن شکار کردن
chase U دنبال کردن شکار کردن
chased U دنبال کردن شکار کردن
follows U متابعت کردن دنبال کردن
chases U دنبال کردن شکار کردن
chasing U دنبال کردن شکار کردن
universal transverse mercator U سیستم مختصات نقشهای قائم الزاویه
map k U ضریب تصحیح عوامل یاعناصر نقشهای
backers U کسی که دراجرای نقشهای کمک میکند
to pursue a plan U مطابق طرح یا نقشهای پیش رفتن
backer U کسی که دراجرای نقشهای کمک میکند
ground plans U نقشهای که هم تراز زمین باشد طرح عمومی
ground plan U نقشهای که هم تراز زمین باشد طرح عمومی
contour map U نقشهای که دارای خطوط فاصل مشخصی باشد
pictomap U نقشهای که روی عکس هوایی تهیه شده است
planimetric U نقشهای که فقط فواصل افقی نقاط رانشان میدهد
horizontal control U کنترل افقی در نقشه برداری اندازه گیری بر دو سمت نقشهای
salami technique U کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
see about (something) <idiom> U دنبال چیزی گشتن ،چیزی را چک کردن
fail U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fails U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
failed U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
conventional sign U علایم قراردادی نقشهای علایم معمولی نقشه
grid zone U منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
glyptography U شناسائی نقشهای جواهر حکاکی در روی جواهر
persistence U مدت زمان یک CRT یک تصویر را نمایش میدهد پس از توقف دنبال کردن مسیر اشعه تصویر روی صفحه نمایش
pursuits U تعقیب تعقیب کردن دنبال کردن
pursuit U تعقیب تعقیب کردن دنبال کردن
pick-up artist U زن دنبال کن
player [American E] U زن دنبال کن
philanderer U زن دنبال کن
philanderers U زن دنبال کن
in the wake of U در دنبال
pursuits U دنبال
pope's nose U دنبال چه
parsmip nose U دنبال چه
pursuit U دنبال
attachment U دنبال
rears U دنبال
rearing U دنبال
reared U دنبال
rear U دنبال
pickup artist U زن دنبال کن
dangler U دنبال رو
tracker U دنبال کننده
pursuant U دنبال کننده
trackers U دنبال کننده
continuator U دنبال کننده
graph follower U دنبال گر گراف
What are you looking for ? U دنبال چی؟ می گردی ؟
He is looking for trouble. U دنبال شر می گردد
tandom connection U اتصال دنبال هم
roil U دنبال هم دویدن
chasers U دنبال کننده
chaser U دنبال کننده
tows U دنبال خود کشیدن
hitch one's wagon to a star <idiom> U دنبال هدف رفتن
to run on chapters U فصل ها را دنبال هم انداختن
tow U دنبال خود کشیدن
tagger U تنکه دنبال کننده
phliander U دنبال زنی افتادن
look (someone) up <idiom> U به دنبال کسی گشتن
let sleeping dogs lie <idiom> [دنبال دردسر نگرد]
attends U از دنبال امدن منتظرشدن
ask for trouble <idiom> U دنبال دردسر گشتن
attending U از دنبال امدن منتظرشدن
attend U از دنبال امدن منتظرشدن
pound the pavement <idiom> U دنبال کار گشتن
follow in one's footsteps (tracks) <idiom> U دنبال روی دیگری
to follow ones nose U دنبال قسمت خودرفتن
follow the ball U دنبال توپ فرستادن
One must let sleeping dogs lie. U دنبال شر نباید رفت
restitution U تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
to pursue pleasure U دنبال خوش گذرانی رفتن
pursuit of happiness U به دنبال رضایت خاطر [خرسندی]
I'll look into the matter. U من موضوع را دنبال خواهم کرد.
fool's errand U فرستادن دنبال نخود سیاه
fool's errands U فرستادن دنبال نخود سیاه
To go about ones business. U دنبال کار خود رفتن
I sent him on an errand. U اورا دنبال یک کاری فرستادم
sink one's teeth into <idiom> U با جدیت دنبال کاری رفتن
look (something) up <idiom> U به دنبال کلمهای (دردیکشنری)گشتن
to always look for things to find fault with U همیشه دنبال یک ایرادی گشتن
I am looking for work ( ajob). U دارم دنبال کار( شغل ) می گردم
The dinner will be followed by a concert. U به دنبال شام کنسرتی اجرا می شود.
backing up the wrong tree <idiom> U [دنبال چیزی در جای اشتباهی گشتن]
career woman U زنی که حرفهی بخصوصی را دنبال میکند
career women U زنی که حرفهی بخصوصی را دنبال میکند
We are hunting for a vacant flat. U دربدر دنبال آپارتمان خالی می گردیم
entrain U اهسته دنبال کسی رفتن بقطار
the police are on his track U مامورین شهربانی اورا دنبال می کنند
They are openly seeking his being sacked. U آنها آشکارا به دنبال اخراج شدن او هستند.
to search [for] [someone] U دنبال [کسی] گشتن [ برای مثال پلیس]
To fetch and varry for someone . U دنبال خرده فرمایش های کسی رفتن
gaze hound U تازی که بیشتر با چشم دنبال شکار می رود تا با بو
column U ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
columns U ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
to be after somebody U پی [دنبال] کسی رفتن [برای کیفری مجازاتی]
bargain hunter U کسی که دنبال قیمت خیلی ارزان می گردد.
lay deacon U شماسی که پیشه غیر روحانی را دنبال میکند
coach dog U یکجورسگ که برای رفتن دنبال درشکه تربیت میکنند
fetched U سیگنالی که مراحل CPU را تا حلقه بازیابی دنبال میکند
function U کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
functioned U کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
functions U کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
fetch U سیگنالی که مراحل CPU را تا حلقه بازیابی دنبال میکند
He sought, if without much success, a social policy. U او به دنبال، اگر بدون کامیابی، سیاستی اجتماعی بود.
fetches U سیگنالی که مراحل CPU را تا حلقه بازیابی دنبال میکند
scale factor U ضریب مقیاس نقشهای ضریب تبدیل مقیاس نقشه
pot-boiler U کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
pot boiler U کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
pot-boilers U کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
illegal U دستور یا فرآیندی که پروتکل سیستم کامپیوتری یا قواعد زبان را دنبال نمیکند
paths U لیست زیر دایرکتوریها که سیستم عامل باید دنبال فایل نامدار بگردد
path U لیست زیر دایرکتوریها که سیستم عامل باید دنبال فایل نامدار بگردد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com