English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
derive U ناشی شدن از منتج کردن
derives U ناشی شدن از منتج کردن
deriving U ناشی شدن از منتج کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sequent U منتج ناشی
low cycle fatigue U خستگی ناشی از لرزشهایی بافرکانس کم ناشی از تغییرسرعت دوران دستگاه
tortious liability U ضمان ناشی از شبه جرم مسئوولیت ناشی از خطای مدنی
condequent U منتج
lead in U منتج
consequent U منتج
result U منتج شدن
resulting U منتج شدن
reflects U منتج شدن به
resulted U منتج شدن
accrue منتج گردیدن
illative U منتج شونده
reflect U منتج شدن به
follows U منتج شدن
reflecting U منتج شدن به
followed U منتج شدن
follow U منتج شدن
abrasion سایش منتج ازآلودگی
resultant U حاصل منتج شونده
wind up U منتج به نتیجه شدن
abrasions U سایش منتج ازالودگی
accrues U منتج گردیدن تعلق گرفتن
accruing U منتج گردیدن تعلق گرفتن
illation U نتیجه رسان منتج شونده
eventuate U منتج شدن نتیجه دادن
look ahead U جمع کننده سریع که وجود رقم نقلی ناشی از جمع را پیش بینی میکند. و تاخیر ناشی از آن را حذف میکند
rounding errors U خطاهای ناشی از سرراست کردن
truncation U خطا ناشی از کوتاه کردن عدد
cooling drag U پسای ناشی از خنک کردن موتور
approximation U خطای ناشی از گرد کردن یک عدد حقیقی
approximations U خطای ناشی از گرد کردن یک عدد حقیقی
proceed U ناشی شدن ارتقا پیدا کردن در جمع عایدات
proceeded U ناشی شدن ارتقا پیدا کردن در جمع عایدات
What followed was the usual recital of the wife and children he had to support. U سپس داستان منتج شد به بهانه مرسوم زن و بچه ها که او [مرد] باید از آنها حمایت بکند.
crashes U خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing U خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crash U خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashed U خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
reventment U روکش کردن سطح زمین به منظور جلوگیری از فرسایش ناشی از باد و باران
crashingly U خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
compounding a felony U سازش کردن در دعوی ناشی از جنایت با پرداخت مبلغی به عنوان غرامت به مجنی علیه یا قائم مقام او
failed U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fail U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fails U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
dilettante U ناشی
even tual U ناشی
muffs U ناشی
descended U ناشی
maladroit U ناشی
dilettanti U ناشی
muff U ناشی
muffed U ناشی
amateurish U ناشی
muffing U ناشی
gauche U ناشی کج
dilettantes U ناشی
ill U ناشی
result U ناشی
resulting U ناشی
mala filde U ناشی
resultant U ناشی
skill less U ناشی
resulted U ناشی
ill- U ناشی
ills U ناشی
Due to U ناشی از
on account of somebody [something] U ناشی از
emergent U ناشی
due U ناشی از
therefrom U ناشی از ان
skilless U ناشی
variorum U ناشی ازچندمنبع
issue U ناشی شدن
novice U ادم ناشی
as green as grass <idiom> U کم تجربه و ناشی
rise U ناشی شدن از
internal U ناشی ازدرون
unperfect U ناشی نابلد
gaucherie U ناشی گری
emanating U ناشی شدن
emanates U ناشی شدن
jackleg U ناشی نادرست
emanated U ناشی شدن
emanate U ناشی شدن
rises U ناشی شدن از
novices U ادم ناشی
unskil U ناشی بی مهارت
stingy U ناشی از خست
irritative U ناشی از تحریک
toxic U ناشی از زهراگینی
tisy U ناشی از مستی
rise U ناشی شدن
awkward U بی لطافت ناشی
gremie U بی تجربه و ناشی
guttural U ناشی از گلو
due to an accident U ناشی از یک حادثه
awkwardness U ناشی گری
unfortunate U ناشی ازبدبختی
privative U ناشی از محرومیت
issued U ناشی شدن
issues U ناشی شدن
premune U ناشی از جلوگیری
dittographic U ناشی ازتکراراشتباهی
abnerval U ناشی از عصب
awkward age U سن خامکار [ناشی]
adipic U ناشی ازچربی
negligent U ناشی از بی مبالاتی
hypostatic U ناشی از ته نشینی
rhapsodical U ناشی از احساسات
rises U ناشی شدن
proceeded U ناشی شدن از عایدات
pot valour U دلپری ناشی از مستی
wind wave U موج ناشی از باد
left handed U واقع در سمت چپ ناشی
occupation disease U امراض ناشی از کار
proceed U ناشی شدن از عایدات
ingenious U با هوش ناشی از زیرکی
perjurious U ناشی از پیمان شکنی
wind wave U خیز اب ناشی از باد
well-meaning U ناشی از قصد خوب
well-intentioned U ناشی از نیت خوب
shear failure U گسیختگی ناشی از برش
scorbutic U ناشی از کمبود ویتامین C
ebb current U جریان ناشی از افت اب
thoughtless U لاقید ناشی از بی فکری
rube U ادم دهاتی ناشی
well meaning U ناشی از قصد خوب
damage feasant U خسارت ناشی از حیوانات
renunciative U ناشی از انکار نفس
shear crack U ترک ناشی از برش
shear stress U تنش ناشی از برش
short sighted U ناشی از کوته نظری
despiteous U ناشی ازکینه یالج
diastrophic U ناشی ازتغییرات ارضی
ravening U حریص ناشی از حرص
internal U باطنی ناشی ازدرون
profits a prendre U حقوق ناشی از مزارعه
resulting U ناشی شدن نتیجه
royalistic U ناشی از شاه پرستی
intuitional U ناشی از درک مستقیم
resulted U ناشی شدن نتیجه
interoceptive U ناشی از امعاء واحشاء
result U ناشی شدن نتیجه
renunciatory U ناشی از انکار نفس
absorption losses U تلفات ناشی از جذب
use inheritance U وراثت ناشی از کاربرد
come U رخ دادن ناشی شدن
flows U ناشی شدن فلو
occupation authorities U اقتدارات ناشی از اشغال
arises U رخ دادن ناشی شدن
associative facilitation U سهولت ناشی از تداعی
vinculo matrimonii U ناشی از علقه زوجیت
associative inhibition U بازداری ناشی از تداعی
indiscriminate U ناشی از عدم تبعیض
transmission U خطای ناشی از اختلال در خط
flowed U ناشی شدن فلو
flow U ناشی شدن فلو
transmissions U خطای ناشی از اختلال در خط
sentiment U ضعف ناشی ازاحساسات
comes U رخ دادن ناشی شدن
arising U رخ دادن ناشی شدن
inexpertness U ناشی گری بی تخصصی
kinetic energy U نیروی ناشی ازحرکت
impiteous U ناشی از سخت دلی
inexpertly U ازروی ناشی گری
war risks U خطرات ناشی از جنگ
tutelar authority U اختیار ناشی از قیومت
toxic psychosis U روان پریشی ناشی از سم
arise U رخ دادن ناشی شدن
machine U خطای ناشی از خرابی قطعه
technological unemployment U بیکاری ناشی ازپیشرفتهای فنی
dispersion error U اشتباه ناشی از پراکندگی تیر
rain wash U فرسایش ناشی از ریزش باران
laity U مردم غیر روحانی ناشی
lewd U ناشی از هرزگی شهوت پرست
faute de mieux U همجنس خواهی ناشی ازمحرومیت
idols of the market U اوهام ناشی از سخن وامیزش
catcher U بوکسور ناشی کتک خور
form drag U مقاومت ناشی از شکل جسم
repetitive stress injury U اسیب ناشی از فشار تکراری
excess demand inflation U تورم ناشی از مازاد تقاضا
greenhorns U مبتدی ادم خام یا ناشی
greenhorn U مبتدی ادم خام یا ناشی
idols of the cave U اوهام ناشی از حالات ویژه هر کس
maladroitness U ناشی گری بیدست و پایی
lummox U ادم ناشی وخام دست
bizarre U غیر مانوس ناشی از هوس
rental income U درامد ناشی از اجاره بها
deflationary gap U لطمه ناشی از رکود اقتصادی
occupation authority U اقتدار ناشی از فتح و پیروزی
covenant in low U تعهد ناشی ازحکم قانون
wage push inflation U تورم ناشی از فشار مزد
cost push inflation U تورم ناشی از فشار هزینه
social decrement U کاهش ناشی از کار جمعی
social increment U افزایش ناشی از کار جمعی
somatogenic U ناشی از سلولهای جداری وبدنه
wind load U سربار ناشی از اثرات باد
demand pull inflation U تورم ناشی از فشار تقاضا
awesome U حاکی از ترس ناشی از بیم
titular U ناشی از لقب رسمی افتخاری
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com