Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
play cat and mouse with someone
<idiom>
U
موش و گربه بازی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
wire pulling
U
گربه رقصانی تحریک سیاست بازی
genet
U
جانور پستاندارکوچک گوشت خواری شبیه گربه زباد یا گربه معمولی
feline
U
وابسته به تیره گربه گربه صفت
misplay
U
بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
to make a trick
U
با کارت شعبده بازی کردن
[ورق بازی]
to pull the wires
U
گربه رقصانی کردن
shinny
U
بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
harlequinade
U
بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame
U
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
cutthroat
U
بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
gamesmanship
U
مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
game
U
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
kiss in the ring
U
بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
dib
U
ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
shinney
U
بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
fire fight
U
ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
inning
U
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
to play fair
U
مردانه و سر راست معامله کردن یا بازی کردن
quibbling
U
زبان بازی کردن ایهام گویی کردن
quibbles
U
زبان بازی کردن ایهام گویی کردن
quibbled
U
زبان بازی کردن ایهام گویی کردن
quibble
U
زبان بازی کردن ایهام گویی کردن
charlatanic
U
امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
harlepuinade
U
نمایش لال بازی ودلقک بازی
crampet game
U
بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
tomcats
U
گربه نر
air drain
U
گربه رو
tomcat
U
گربه نر
malkin
U
گربه
flues
U
گربه رو
cats
U
گربه
tom cat
U
گربه نر
cat
گربه
puss
U
گربه
gib cat
U
گربه نر
grimalkin
U
گربه
the cat has nine lives
U
گربه
moggy
U
گربه
flue
U
گربه رو
felid
U
گربه
neko
U
گربه
ventus's shell
U
کس گربه
actuble
U
بازی کردن
play-acts
U
بازی کردن
rink
U
یخ بازی کردن
headwork
U
با سر بازی کردن
playing
U
رل بازی کردن
play
U
رل بازی کردن
To be acting. To put it on .
U
رل بازی کردن
play-acting
U
بازی کردن
play-acted
U
بازی کردن
played
U
بازی کردن
twiddling
U
بازی کردن
moves
U
بازی کردن
move
U
بازی کردن
gallant
U
زن بازی کردن
toy
U
بازی کردن
toys
U
بازی کردن
playing
U
بازی کردن
twiddle
U
بازی کردن
moved
U
بازی کردن
twiddled
U
بازی کردن
twiddles
U
بازی کردن
playact
U
رل بازی کردن
miscast
U
بد بازی کردن
play
U
بازی کردن
bump
U
بازی کردن
played
U
رل بازی کردن
play-act
U
بازی کردن
rinks
U
یخ بازی کردن
plays
U
بازی کردن
plays
U
رل بازی کردن
foxes
U
روباه بازی کردن تزویر کردن
fox
U
روباه بازی کردن تزویر کردن
foxing
U
روباه بازی کردن تزویر کردن
cowries
U
نوعی کس گربه
catling
U
بچه گربه
tabby
U
گربه ماده
cowry
U
نوعی کس گربه
kittens
U
بچه گربه
Persian cat
U
گربه ایرانی
cri du chat
U
گربه اوایی
catfish
U
گربه ماهی
catlike
U
گربه وار
mewing
U
صدای گربه
grimalkin
U
گربه ماده
mewed
U
صدای گربه
mew
U
صدای گربه
tabbies
U
گربه ماده
silure
U
گربه ماهی
lead one a dance
U
گربه رقصاندن
cowrie
U
نوعی کس گربه
cat's paws
U
پنجه گربه
heating flue
U
تنوره گربه رو
tiger cat
U
گربه وحشی
cathead
U
کله گربه
lemon grass
U
گربه دشتی
foumart
U
گربه قطبی
to lead one a dance
U
گربه رقصاندن
kitty
U
بچه گربه
foumart
U
گربه شمالی
kitties
U
بچه گربه
kitten
U
بچه گربه
cattish
U
گربه وار
reflecting stud
U
چشم گربه
sheat fish
U
گربه ماهی
cat's paw
U
پنجه گربه
kit
U
بچه گربه
meow
U
صدای گربه
meaow
U
صدای گربه
cats eye
U
چشم گربه
galeophobia
U
گربه هراسی
ailurophobia
U
گربه هراسی
gib cat
U
گربه اخته
cattier
U
شبیه گربه
wildcat
U
گربه وحشی
wildcats
U
گربه وحشی
cattier
U
گربه صفت
pussies
U
گربه وار
gatophobia
U
گربه هراسی
gib
U
گوه گربه نر
catty
U
گربه صفت
kits
U
بچه گربه
tabby cat
U
گربه خط دار
toms
U
جنس نر گربه نر
tom
U
جنس نر گربه نر
felinity
U
گربه صفتی
cattily
U
گربه وار
fitchet
U
گربه قطبی
cattiness
U
گربه صفتی
felidae
U
تیره گربه
felid
U
گربه مانند
civet
U
گربه زباد
to pull the strings
U
گربه رقصاندن
caracal
U
گربه صحرایی
cattiest
U
شبیه گربه
cattiest
U
گربه صفت
catty
U
شبیه گربه
abyssinian
U
نژادی از گربه
pussy
U
گربه وار
kitling
U
بچه گربه
tricking
U
حقه بازی کردن
personifies
U
رل دیگری بازی کردن
shinny
U
شینی بازی کردن
to bill and coo
U
بوسه بازی کردن
bowl
U
باتوپ بازی کردن
mountebank
U
حقه بازی کردن
to play for love
U
سر هیچ بازی کردن
fence
U
شمشیر بازی کردن
tricked
U
حقه بازی کردن
to make love
U
عشق بازی کردن
mountebanks
U
حقه بازی کردن
personified
U
رل دیگری بازی کردن
equivocate
U
زبان بازی کردن
shinney
U
شینی بازی کردن
gamble
U
سفته بازی کردن
taw
U
تیله بازی کردن
played
U
تفریح بازی کردن
to look oneself again
U
پشم بازی کردن
gambled
U
سفته بازی کردن
piddle
U
باخوراک بازی کردن
gambles
U
سفته بازی کردن
equivocated
U
زبان بازی کردن
criminal court
U
عشق بازی کردن
skates
U
اسکیت بازی کردن
favouritism
U
پارتی بازی کردن
equivocates
U
زبان بازی کردن
spoofs
U
حقه بازی کردن
trick
U
حقه بازی کردن
play
U
تفریح بازی کردن
to play marbles
U
مهره بازی کردن
start up
<idiom>
U
بازی را شروع کردن
equivocating
U
زبان بازی کردن
personifying
U
رل دیگری بازی کردن
playing
U
تفریح بازی کردن
prevaricating
U
زبان بازی کردن
prevaricates
U
زبان بازی کردن
yo-yos
U
یویو بازی کردن
court
U
عشق بازی کردن
prevaricated
U
زبان بازی کردن
skated
U
اسکیت بازی کردن
yo-yo
U
یویو بازی کردن
bowls
U
باتوپ بازی کردن
skate
U
اسکیت بازی کردن
plays
U
تفریح بازی کردن
showboat
U
نمایشی بازی کردن
to skip rope
U
بند بازی کردن
drab
U
جنده بازی کردن
fences
U
شمشیر بازی کردن
drabber
U
جنده بازی کردن
to fly a kite
U
سفته بازی کردن
to play at chess
U
شطرنج بازی کردن
drabbest
U
جنده بازی کردن
palter
U
زبان بازی کردن
to play ball
U
توپ بازی کردن
prevaricate
U
زبان بازی کردن
fornicates
U
: فاحشه بازی کردن
war game
U
بازی جنگ کردن
To play cards .
U
ورق بازی کردن
spars
U
مشت بازی کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com