English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
porrect U منبسط کردن ارائه دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
expand U منبسط کردن توسعه دادن
expands U منبسط کردن توسعه دادن
expanding U منبسط کردن توسعه دادن
expanding U منبسط شدن منبسط کردن
expand U منبسط شدن منبسط کردن
expands U منبسط شدن منبسط کردن
to put in U منصوب کردن ارائه دادن
propounds U پیشنهاد کردن ارائه دادن
exhibiting U ارائه دادن ابراز کردن
propound U پیشنهاد کردن ارائه دادن
exhibited U ارائه دادن ابراز کردن
propone U پیشنهاد کردن ارائه دادن
render U ارائه دادن ترجمه کردن
exhibit U ارائه دادن ابراز کردن
rendered U ارائه دادن ترجمه کردن
renders U ارائه دادن ترجمه کردن
propounding U پیشنهاد کردن ارائه دادن
exhibits U ارائه دادن ابراز کردن
submitted U واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submits U واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submitting U واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submit U واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
produce U اقامه کردن ارائه دادن سند
produced U اقامه کردن ارائه دادن سند
produces U اقامه کردن ارائه دادن سند
To submit something to someone. U چیزی را به کسی تسلیم کردن (ارائه دادن )
tendering U ارائه دادن
produce U ارائه دادن
tender U ارائه دادن
produces U ارائه دادن
knuckle under <idiom> U ارائه دادن
present U ارائه دادن
produced U ارائه دادن
presented U ارائه دادن
presenting U ارائه دادن
put in U ارائه دادن
presents U ارائه دادن
give U ارائه دادن
gives U ارائه دادن
misrepresentation U بد ارائه دادن
bring forward U ارائه دادن
hold forth U ارائه دادن
tenderest U ارائه دادن
giving U ارائه دادن
tendered U ارائه دادن
exploded U منبسط کردن
extend U منبسط کردن
extends U منبسط کردن
extending U منبسط کردن
rarefy U منبسط کردن
rarify U منبسط کردن
explode U منبسط کردن
explodes U منبسط کردن
exploding U منبسط کردن
to produce testimony U مدرک ارائه دادن
forthcoming U اماده ارائه دادن
submitted U ارائه دادن پیشنهادکردن
submitting U ارائه دادن پیشنهادکردن
submit U ارائه دادن پیشنهادکردن
submits U ارائه دادن پیشنهادکردن
putting U ارائه یا توضیح دادن
puts U ارائه یا توضیح دادن
put U ارائه یا توضیح دادن
stretched U منبسط کردن کش امدن
stretch U منبسط کردن کش امدن
stretches U منبسط کردن کش امدن
allege U دلیل اوردن ارائه دادن
alleging U دلیل اوردن ارائه دادن
alleges U دلیل اوردن ارائه دادن
put U ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
puts U ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
putting U ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
projects U ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
projected U ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
project U ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
let off <idiom> U خالی کردن (تفنگ)،منبسط کردن
authentication U به سند یا رونوشت مصذق ان اعتبار و اقتدار قانونی دادن به نحوی که در مقام اثبات قانونا قابل ارائه باشد
represents U ارائه کردن
represent U ارائه کردن
represented U ارائه کردن
lead proof U ارائه دلیل کردن
producing U اقامه ارائه کردن
forthcomming U اماده برای ارائه کردن
subsequent filing [application, documents] U ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
distent U منبسط
prolate U منبسط
trig U منبسط
stretch U منبسط شدن
stretched U منبسط شدن
expander U منبسط کننده
patulous U منبسط پهن
stretches U منبسط شدن
expanded U منبسط شده
artificial expended clay U رس منبسط شده مصنوعی
upstroke U خط منبسط بطرف بالا
volume expander U منبسط کننده دینامیکی
cellular expanded U بتن با حفره منبسط
porrect U پهن شده منبسط
extensible U منبسط شدنی توسعه پذیر
extensor U عضلهء منبسط ماهیچهء بازکننده
discipline U نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplining U نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplines U نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
to depict somebody or something [as something] U کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن [وصف کردن] [شرح دادن ] [نمایش دادن]
shew U ارائه
offering U ارائه
d scan U ارائه دی
adductor U ارائه
d display U ارائه دی
presentation U ارائه
h display U ارائه اچ
m scan U ارائه ام
m display U ارائه ام
presentations U ارائه
exhibition U ارائه
exhibitions U ارائه
p display U ارائه پی
f display U ارائه اف
f scan U ارائه اف
c display U ارائه سی
displayed U ارائه
c scan U ارائه سی
display U ارائه
presentment U ارائه
representations U ارائه
p scan U ارائه پی
representation U ارائه
g display U ارائه جی
g scan U ارائه جی
j display U ارائه جی
ppi scan U ارائه پی پی ای
j scan U ارائه جی
displaying U ارائه
k display U ارائه کی
exposure U ارائه
l display U ارائه ال
l scan U ارائه ال
exposures U ارائه
n display U ارائه ان
range bearing display U ارائه بی
production U ارائه
k scan U ارائه کی
n scan U ارائه ان
productions U ارائه
h scan U ارائه اچ
b scan U ارائه ب
b display U ارائه ب
displays U ارائه
exposal U ارائه
conduct U هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducting U هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducts U هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducted U هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
offers U پیشکش ارائه
showing U ارائه اشکارسازی
presentations U ارائه عرضه
presentation U ارائه عرضه
offered U پیشکش ارائه
offer U پیشکش ارائه
renderer U ارائه دهنده
show U ارائه نمایش
renderable U قابل ارائه
misrepresentation U بد ارائه نمودن
production U ارائه ساخت
profert U ارائه سند
productions U ارائه ساخت
presentability U قابلیت ارائه
showed U ارائه نمایش
shows U ارائه نمایش
showings U ارائه اشکارسازی
to picture U شرح دادن [نمایش دادن] [وصف کردن]
presenting bank U بانک ارائه کننده
probation U ارائه مدرک ودلیل
probational U ارائه مدرک ودلیل
documentation U ارائه اسناد یا مدارک
devil's advocate <idiom> U [ارائه استدلال مخالف]
imageing model U روش یا مدل ارائه تصاویر
contract for supply U قرارداد جهت ارائه کالا
forthcoming <adj.> U آماده به ارائه [نزدیک به تحقق]
Application may be filed by ... U مهلت ارائه تقاضا نامه تا ... است.
money player U ارائه کننده بهترین بازی درموقعیتهای دشوار
We would appreciate it if you could provide us with some information about ... U ما سپاسگزار می شویم اگر اطلاعاتی در باره ... به ما ارائه کنید.
reduces U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
sidekicks U تقویم ملاقات وشماره گیر خودکار تلفن ارائه میدهد
sidekick U تقویم ملاقات وشماره گیر خودکار تلفن ارائه میدهد
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
society of certified processors U سازمانی که علائق و خواستههای متخصصین تایید شده کامپیوتر را ارائه میدهد
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to inform on [against] somebody U کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
scopolamine U ی که با تزریق این ماده وامثال ان گرفته شده باشدقابل ارائه به دادگاه نیست
performance monitor U برنامهای که سطوح خدمات ارائه شده توسط یک سیستم کامپیوتری را پی گیری میکند
proof of debt U سندی که از طرف بستانکار شخص ورشکسته یامتوفی یا شرکت در حال تصفیه ارائه میشود
word-perfect U یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
word perfect U یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com