English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
genealogical U مربوط به نسب نامه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
post script U مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent U تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
pourparley U جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparler U جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
cryptoparts U بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
libelling U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libel U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels U هجو نامه یا توهین نامه افترا
program loans U قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactical U مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically U مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inference U روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences U روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
elevation guidance U دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
bioclimatic U مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
victual U مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
genital U مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory U مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
written agreement U موافقت نامه پیمان نامه
affidavits U شهادت نامه قسم نامه
certificate U رضایت نامه شهادت نامه
certificates U رضایت نامه شهادت نامه
credential U گواهی نامه اعتبار نامه
supervisory U مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
to a. letter U روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
relative U که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical U مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic U مربوط به صدا مربوط به سامعه
testacy U دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
xenial U مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
distance angle U زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component U عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
civil appropriation U اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
formula U مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae U مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas U مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
recredential U نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
hypobaric U مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
post boy U نامه بر
epistle U نامه
letters U نامه
epistles U نامه
carriers U نامه بر
carrier U نامه بر
breve U نامه
manifest U نامه
manifested U نامه
manifesting U نامه
manifests U نامه
letter U نامه
correspoundence U نامه ها
by-laws U ایین نامه
code of practice U ایین نامه
form letters U فرم نامه
letter de chancellerie U نامه رسمی
letter book U رونوشت نامه
form letter U فرم نامه
leter of condolenee U تعزیت نامه
leetter writing U نامه نگاری
lease contract U اجاره نامه
note U نامه رسمی
notes U نامه رسمی
letter missive U امر نامه
codes of practice U ایین نامه
letter of indemnity U ضمانت نامه
confession U اعتراف نامه
by-law U ایین نامه
confessions U اعتراف نامه
letter of a U اطلاع نامه
letter of a U اگاهی نامه
bye-law U ایین نامه
letter no U نامه شماره 5
regulation U ایین نامه
affidavits U سوگند نامه
agreement U موافقت نامه
passionary U مصیبت نامه
noting U نامه رسمی
lexicons U لغت نامه
prayer book U نماز نامه
prayer books U نماز نامه
lexicon U لغت نامه
liturgy U مناجات نامه
agreements U موافقت نامه
affidavit شهادت نامه
l/c U اعتبار نامه
affidavit قسم نامه
epics U رزم نامه
epic U رزم نامه
liturgies U مناجات نامه
letter of indemnity U غرامت نامه
warranties U ضمانت نامه
paean U پیروزی نامه
paeans U پیروزی نامه
memorandum of understanding U تفاهم نامه
marriage contract U عقد نامه
marriage bed U عقد نامه
mailer U نامه رسان
warranty U ضمانت نامه
billet U اجازه نامه
billeted U اجازه نامه
billeting U اجازه نامه
epistles U نامه منظوم
billets U اجازه نامه
mailman U نامه رسان
mailmen U نامه رسان
fauna U جانور نامه
epistle U نامه منظوم
acted U تصویب نامه
letter of recommendation U توصیه نامه
letter of recommendation U سفارش نامه
passionary U شهادت نامه
letter of invitation U دعوت نامه
letter of introduction U معرفی نامه
letter writing U نامه نگاری
act U تصویب نامه
packet boat U کشتی نامه بر
light list U چراغ نامه
letters patent U نامه سرگشاده
letters patent U نامه سرگشوده
warrant of attorney U وکالت نامه
herewith U به این نامه
letters of procurator U وکالت نامه
letters of administration U قیم نامه
letter writer U نامه نویس
letter writer U نامه نگاری
contents U کلمات یک نامه
escape chit U امان نامه
herbal U گیاه نامه
open letter U نامه سر گشاده
open letters U نامه سر گشاده
corrigenda U غلط نامه
protocol U پیوند نامه
protocols U پیوند نامه
treaties U عهد نامه
treaties U موافقت نامه
treaty U عهد نامه
treaty U موافقت نامه
testimonial U گواهی نامه
testimonial U تصدیق نامه
testimonials U گواهی نامه
testimonials U تصدیق نامه
rental U اجاره نامه
missive U نامه رسمی
missives U نامه رسمی
epistoler U نامه نویس
demand note U مطالبه نامه
deed of transfer U انتقال نامه
deed of sale U بیع نامه
deed of gift U هبه نامه
deed of endowment U وقف نامه
deed of conveyance U صلح نامه
decameron U داستان نامه
credential U استوار نامه
concordat U موافقت نامه
concessionary agreement U امتیاز نامه
bylaws U ایین نامه
bylaw U ایین نامه
byelaw U ایین نامه
by low U ایین نامه
billet doux U نامه عاشقانه
bill of sale U بیع نامه
bill of lading U بار نامه
bill of indicment U ادعا نامه
bill of exception U اعتراض نامه
bill of divorce U طلاق نامه
bail bond U ضمانت نامه
wordbook U لغت نامه
concession deed U امتیاز نامه
acknowledgment U شهادت نامه
collins U نامه پر سود
dictionary U واژه نامه
glossary U واژه نامه
lexicon [dictionary] U واژه نامه
word book U واژه نامه
circular letter U نامه اداری
wordbook U واژه نامه
dictionary U لغت نامه
glossary U لغت نامه
certificate of incorporation U شرکت نامه
lexicon [dictionary] U لغت نامه
word book U لغت نامه
bacchanalian song U ساقی نامه
bye-laws U ایین نامه
pedigrees U شجره نامه
pedigrees U نسب نامه
genealogical U شجره نامه
family tree U نسب نامه
family tree U شجره نامه
family trees U نسب نامه
family trees U شجره نامه
balance sheet U تراز نامه
balance sheets U تراز نامه
credentials U اعتبار نامه
certificate U شهادت نامه
pedigree U نسب نامه
ordinance U ایین نامه
ordinances U ایین نامه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com