Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 219 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
permit
U
مجاز کردن
permits
U
مجاز کردن
permitting
U
مجاز کردن
legitimised
U
مجاز کردن
legitimises
U
مجاز کردن
legitimising
U
مجاز کردن
legitimization
U
مجاز کردن
legitimize
U
مجاز کردن
legitimized
U
مجاز کردن
legitimizes
U
مجاز کردن
legitimizing
U
مجاز کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
clear
U
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
clearer
U
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
clearest
U
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
clears
U
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
encroach
U
تجاوز کردن تجاوز مخفیانه و غیر مجاز
encroached
U
تجاوز کردن تجاوز مخفیانه و غیر مجاز
encroaches
U
تجاوز کردن تجاوز مخفیانه و غیر مجاز
lincense or cence
U
مجاز کردن پروانه دادن
Other Matches
piggybacks
U
دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
piggyback
U
دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
legit
U
نمایش مجاز تاتر مجاز
visiting correspondent
U
نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
authorized level of organization
U
سطح مجاز پرسنل سازمانی سطح مجاز سازمانی
commissioned
U
مجاز
admissible
U
مجاز
legal
U
مجاز
allowed
U
مجاز
permitted
U
مجاز
allowable
U
مجاز
licensed
U
مجاز
lawful
U
مجاز
metonymy
U
مجاز
toluene
U
حد مجاز
authorrized
U
مجاز
authorised
U
مجاز
admissibll
U
مجاز
authorized
U
مجاز
at liberty
U
مجاز
permissible
U
مجاز
permissive
U
مجاز
admittable
U
مجاز
tropologic
U
مجاز
certified
U
مجاز
rated
U
مجاز
licensable
U
مجاز
settings
U
شدت مجاز
not allowed
U
غیر مجاز
speed limit
U
سرعت مجاز
prescribed load
U
بار مجاز
speed limits
U
سرعت مجاز
fair game
U
شکار مجاز
freed
U
مجاز منفصل
setting
U
شدت مجاز
permissible dosage
U
دوز مجاز
permissible deviation
U
تفاوت مجاز
permissible load
U
بار مجاز
free
U
مجاز منفصل
permissible velocity
U
سرعت مجاز
working load
U
بار مجاز
permissible velocity
U
تندی مجاز
permissibly
U
بطور مجاز
freeing
U
مجاز منفصل
frees
U
مجاز منفصل
tolerances
U
خطای مجاز
tolerance
U
تفاوت مجاز
tolerance
U
خطای مجاز
licit
U
روا مجاز
trope
U
مجاز استعاره
troplogy
U
مجاز گوئی
complement
U
حد مجاز مکمل
justifiability
U
مجاز بودنی
idiographic
U
وابسته به مجاز
complemented
U
حد مجاز مکمل
complementing
U
حد مجاز مکمل
impermissible
U
غیر مجاز
tolerances
U
تفاوت مجاز
contraband
U
غیر مجاز
dosing
U
مقدار مجاز
accredited
U
مجاز معتبر
tolerance limit
U
خطای مجاز
metonym
U
مجاز مرسل
maximum prr ermissible
U
مجاز حداکثر
figuratively
U
بطور مجاز
unauthorized
U
غیر مجاز
lawfully
U
به طور مجاز
height clearance
U
ارتفاع مجاز
dose
U
مقدار مجاز
dosed
U
مقدار مجاز
doses
U
مقدار مجاز
complements
U
حد مجاز مکمل
admitance
U
روا مجاز
licensing hours
زمان مجاز
delegation of authority
U
مجاز شمردن
allowable level
U
تراز مجاز
bona fide holder
U
دارنده مجاز
allowance
U
میزان مجاز
authorized manpower
U
استعدادپرسنلی مجاز
allowances
U
میزان مجاز
on the house
<idiom>
U
مجاز درکاری
authorized bank
U
بانک مجاز
authorise
U
مجاز نمودن
authorised clerk
U
واسطه مجاز
authorized allowance
U
سهمیه مجاز
allowable cargo load
U
بار مجاز
authorized program
U
برنامه مجاز
authorized strength
U
استعداد مجاز
working stress
U
تنش مجاز
bag limit
U
حد مجاز صید
circuit allocated use
U
مدارچانلهای مجاز
safe load
U
بار مجاز
ban item
U
غیر مجاز
revocable contract
U
عقد مجاز
allowed vibrations
U
ارتعاشهای مجاز
allowable stress
U
تنش مجاز
allowable load
U
بار مجاز
allowable cargo load
U
حداکثربار مجاز
licitly
U
بطور مجاز یا مشروع
circuit allocated use
U
سهمیه مدارهای مجاز
manpower cieling
U
حداکثرنیروی انسانی مجاز
maximum allowable concentration
U
حداکثر غلظت مجاز
allowed quantum state
U
حالت کوانتومی مجاز
personnel authorization
U
جدول پرسنلی مجاز
allowed energy levels
U
ترازهای انرژی مجاز
maximum permissible load
U
بار مجاز حداکثر
safe loads tables
U
جداول بارهای مجاز
allowable cabin load
U
بار مجاز هواپیما
table of allowance
U
جدول سهمیه مجاز
forbidden band
U
نوار غیر مجاز
permissible dosage
U
میزان داروی مجاز
prescribed load
U
بار مهمات مجاز
taxi stand
U
ماندگاه مجاز تاکسی
ranged
U
مجموعه مقادیر مجاز
tensile stress
U
تنش کششی مجاز
illicit advertising
U
تبلیغ غیر مجاز
ranges
U
مجموعه مقادیر مجاز
illigal character
U
دخشه غیر مجاز
illigal character
U
کاراکتر غیر مجاز
ratings
U
نحوه عملکرد مجاز
rating
U
نحوه عملکرد مجاز
acceptance tolerance
U
حد مجاز قابل قبول
range
U
مجموعه مقادیر مجاز
twenty four hour charge rate
U
امپر مجاز باتری
peak strenght
U
حداکثر استعداد مجاز
eligible traffic
U
عبور و مرور مجاز
authorized allowance supplies
U
سهمیه مجاز اماد
authorized allowance supplies
U
سهمیه اماد مجاز
authorized manpower
U
نیروی انسانی مجاز
personnel authorization
U
سطح پرسنلی مجاز
tare
U
وزن مجاز یک فرف
maximum permissible voltage
U
ولتاژ مجاز حداکثر
numbers
U
مجموعه مقادیر مجاز
authorized parts list
U
لیست قطعات مجاز
number
U
مجموعه مقادیر مجاز
authorized parts list
U
سهمیه مجاز قطعات
security
U
مشخصات کاربران مجاز
illicit
U
قاچاقی نامشروع غیر مجاز
fishable
U
مناسب یا مجاز برای ماهیگیری
frequency tolerance
U
میزان تغییر مجاز فرکانس
maximum safe temperature
U
درجه حرارت مجاز حداکثر
game fish
U
ماهی مجاز برای صیادی
overdraft
U
برداشت اب بیش از اندازه مجاز
open season
U
فصل مجاز ماهیگیری یا شکار
on the deck
U
پرواز در حداقل ارتفاع مجاز
personnel ceiling
U
سقف استعداد مجاز پرسنلی
Chartered ( certified public ) accountant .
U
حسابدار قسم خورده ( مجاز )
symmetry allowed reaction
U
واکنش مجاز از لحاظ تقارن
surcharge of common
U
استفاده بیش از حد مجاز ازچراگاه
peace time complement
U
استعداد مجاز زمان صلح
allowable cargo load
U
فرفیت بار مجاز هواپیما
pass reciever
U
دریافت کننده مجاز پاس
countermining distance
U
فاصله مجاز بین دومین
overdrafts
U
برداشت اب بیش از اندازه مجاز
authorized stockage list
U
لیست ذخیره انبار مجاز
butt ending
U
ضربه غیر مجاز با انتهای چوب
authorized
U
شخصی که مجاز است به دستیابی به یک سیستم
under the counter
U
داروی بدون نسخه وغیر مجاز
peace time establishment
U
جدول استعداد مجاز زمان صلح
pass interference
U
جلوگیری غیر مجاز حریف ازگرفتن پاس
spanned
U
مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
spanning
U
مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
spans
U
مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
maximum
U
بزرگترین عددی استفاده میشود یا مجاز است
doping
U
نیروی کاذب حاصل از داروهای غیر مجاز
authorized strength of theater
U
استعداد مجاز صحنه عملیات از نظر پرسنلی
span
U
مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
maximum permissible temperature rise
U
حداکثر مقدار افزایش درجه حرارت مجاز
metonym
U
لغت وکلمهای که بصورت کنایه یا مجاز بکارمیرود
ultra vires
U
بیش از حد مجاز قانونی متجاوز از حدود اختیار
date of grace
U
مدت مجاز برای پرداخت سفته و برات پس از سر رسید
invalids
U
شخصی که مجاز به استفاده از کامپیوتر یا اتصال به یک شبکه نیست
talking is not permitted
U
سخن گفتن مجاز نیست صحبت ممنوع است
allowance for anticipated
U
سهمیه مجاز تلفات پیش بینی شده اماد
invalid
U
شخصی که مجاز به استفاده از کامپیوتر یا اتصال به یک شبکه نیست
trespassing
U
تعدی دعوی خسارت در مورد ورودغیر مجاز به ملک خواهان
trespass
U
تعدی دعوی خسارت در مورد ورودغیر مجاز به ملک خواهان
trespassed
U
تعدی دعوی خسارت در مورد ورودغیر مجاز به ملک خواهان
trespasses
U
تعدی دعوی خسارت در مورد ورودغیر مجاز به ملک خواهان
tolerance
U
بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
tolerances
U
بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
accessing
U
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایلهای ذخیره شده
accesses
U
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایلهای ذخیره شده
debt limit
U
حداکثر مبلغی که یک واحددولتی میتواند مدیون گردد وبیش از ان مجاز نیست
accessed
U
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایلهای ذخیره شده
outside agency
U
شخصی که مجاز نیست درزمین گلف به بازیگر کمک فکری کند
privileged
U
مجاز به ادامه مسیر و گرفتن سرعت درصورت رسیدن قایق دیگر به ان
access
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایل های ذخیره شده
keeper
U
ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
keepers
U
ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
center of gravity limits
U
محدوده مجاز برای جابجاشدن گرانیگاه هواپیما بدون اختلال در وضعیت پرواز ان
trial
U
مسابقه مهارت موتورسواردر مسیر با مانع سه حرکت مجاز در پرشهاو پرتابها درهر دور
trials
U
مسابقه مهارت موتورسواردر مسیر با مانع سه حرکت مجاز در پرشهاو پرتابها درهر دور
privacy
U
قانونی که طبق آن داده شخصی است و توسط کاربران غیر مجاز قابل دستیابی نیست
forbids
U
ترکیب بیت در یک کلمه کامپیوتر که طبق قوانین برنامه نویس یا طرح سیستم مجاز نیست
forbid
U
ترکیب بیت در یک کلمه کامپیوتر که طبق قوانین برنامه نویس یا طرح سیستم مجاز نیست
intermediate contingency
U
قدرت موتور توربوشفت پایین تر از سطح اضطراری که معمولا برای مدت 03 دقیقه مجاز میباشد
wats
U
Service Telephone WidaArea سرویسی که تعدادنامحدودی از مکالمات را درناحیهای وسیع از یک نقطه به هر مکان مجاز می سازد
sequences
U
ترتیبی که شماره کاربر, کلمه رمز و سایر کدهای مجاز وارد می شوند تابه سیستم دستیابی شود
sequence
U
ترتیبی که شماره کاربر, کلمه رمز و سایر کدهای مجاز وارد می شوند تابه سیستم دستیابی شود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com