Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
insulate
U
مانع هدایت انرژی از یک هادی به دیگری شدن با جدا کردن دو نقط ه با مواد هادی
insulates
U
مانع هدایت انرژی از یک هادی به دیگری شدن با جدا کردن دو نقط ه با مواد هادی
insulating
U
مانع هدایت انرژی از یک هادی به دیگری شدن با جدا کردن دو نقط ه با مواد هادی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pmos
U
ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
superconductors
U
خیلی هادی بیش از حد لزوم هادی ابرهادی
superconductor
U
خیلی هادی بیش از حد لزوم هادی ابرهادی
superconductive
U
خیلی هادی بیش از حد لزوم هادی
low gap semiconductor
U
نیمه هادی با فاصله انرژی کوچک
cmos
U
روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
conductor rail
U
ریل هادی شمش هادی
shield
U
هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
shields
U
هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
plane director
U
نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
subscriber's line
U
اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
photoconductive
U
هادی حساس نسبت به نور هادی نور
maces
U
نوعی موشک هدایت شونده که با انرژی جنبشی هدایت میشود
mace
U
نوعی موشک هدایت شونده که با انرژی جنبشی هدایت میشود
steerer
U
هادی
leads
U
هادی
guide
U
هادی
lead
U
هادی
conductors
U
هادی
ductile
U
هادی
leading line
U
خط هادی
conductor
U
هادی
guides
U
هادی
guided
U
هادی
cable
U
هادی
cabled
U
هادی
directorial
U
هادی
director
U
هادی
directors
U
هادی
electric conductor
U
هادی
single core
U
هادی تک رشتهای
light guide
U
هادی نور
light quide
U
هادی نور
lead
U
سبقت هادی
light pipe
U
هادی نور
lead
U
کابل هادی
solid state
U
نیمه هادی
noninductive
U
غیر هادی
duct
U
لوله هادی
leads
U
سبقت هادی
leads
U
غلاف هادی
single conductor
U
هادی تک رشتهای
water mains
U
لوله هادی اب
conductor
U
هادی رسانا
electric conductor
U
هادی برق
electric conductor
U
هادی الکتریسیته
superconducter
U
مافوق هادی
conductors
U
هادی رسانا
conductors
U
سیم هادی
lizard
U
بند هادی
wireway
U
سیم هادی
lizards
U
بند هادی
superconductor
U
فوق هادی
superconductors
U
فوق هادی
lead
U
غلاف هادی
bus bar
U
ریل هادی
internal conductor
U
سیم هادی
water main
U
لوله هادی اب
dredging ladder
U
هادی سطل
conductor
U
سیم هادی
circuit line
U
هادی جریان
leads
U
کابل هادی
heat conductor
U
هادی حرارت
directrix
U
هادی خط راهنما
conductor rail
U
شینه هادی
conductor resistance
U
مقاومت هادی
semicinductor
U
نیمه هادی
directress
U
هادی خط راهنما
director sight
U
دوربین هادی
semi conductor
U
نیمه هادی
guide bank
U
دیوار هادی سد
conductor current
U
جریان هادی
conductive silver
U
نقره هادی
guide vane
U
تیغه هادی
valve guide
U
هادی سوپاپ
twin conductor
U
هادی دوبل
vascular tissue
U
بافت هادی
directing staff
U
ستاد هادی
conducting staff
U
ستاد هادی
guide flag
U
پرچم هادی
ideal conductor
U
هادی ایده ال
polestar
U
هادی مورد توجه
lead in
U
مدار هادی اشتعال
semiconductor storage
U
حافظه نیمه هادی
superconducting computers
U
کامپیوترهای مافوق هادی
n type semiconductor
U
نیمه هادی نوع N
gallium arsenide
U
قطعه نیمه هادی
semiconductor device
U
دستگاه نیمه هادی
wires
U
هادی فلزی نازک
ohmage
U
مقاومت هادی برق
insulated conductor
U
هادی عایق شده
solid state cartridge
U
کارتریج نیمه هادی
nonconductor
U
جسم غیر هادی
semiconductor memory
U
حافظه نیمه هادی
current carring wire
U
سیم هادی جریان
port
U
شیار هادی دهانه
nozzle guide vane
U
تیغههای هادی یا راهنما
wire
U
هادی فلزی نازک
p type semiconductor
U
نیمه هادی نوع "پی "
conductor
U
وسیله هادی اجرا کننده
integrate semiconductor circuit
U
مدار نیمه هادی مجتمع
conductors
U
وسیله هادی اجرا کننده
metallic oxide semiconductor
U
نیمه هادی اکسید فلزی
solid-state
U
مربوط به وسایل نیمه هادی
guides post
U
نفر هادی مستقر شوید
quadrattrix
U
راهنمای تربیع منحنی هادی
photoconductor
U
هادی حساس نسبت به نور
wave guide
U
هادی برای تابشهای الکترومگنتیک
doubled up
U
تخته مداریکه هر دو سوی آن هادی باشد
nonsparking
U
ضد تولید جرقه غیر هادی الکتریسیته
conductor
U
هادی جریان برق رشته سیم
diathermanous
U
هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
doubled
U
تخته مداریکه هر دو سوی آن هادی باشد
double
U
تخته مداریکه هر دو سوی آن هادی باشد
variable camber
U
سطوح هادی گاز به داخل توربین
current
U
حرکت قط عات بار دار در یک هادی
conductors
U
هادی جریان برق رشته سیم
currents
U
حرکت قط عات بار دار در یک هادی
diathermic
U
هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
electric
U
حرکت شدید بار الکتریکی در یک هادی
complementary metal oxide semiconductor
U
نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی
conductors
U
مادهای مثل فلز که هادی الکتریسیته است
random
U
حرکت نامنظم الکترونها در داخل یک نیمه هادی
transistor
U
ترانزیستور سه لایهای از انواع مختلف نیمه هادی
transistors
U
ترانزیستور سه لایهای از انواع مختلف نیمه هادی
coupler
U
وسیله مکانیکی برای اتصال دو یا چند هادی
wafers
U
تکه کاملی از ماده نیمه هادی تک بلوری
conductor
U
مادهای مثل فلز که هادی الکتریسیته است
randomly
U
حرکت نامنظم الکترونها در داخل یک نیمه هادی
cladding
U
ماده محافظت کننده اطراف یک هسته هادی
leader
U
هادی راهنما فرمانده گروه یا یکان کوچک
leaders
U
هادی راهنما فرمانده گروه یا یکان کوچک
wafer
U
تکه کاملی از ماده نیمه هادی تک بلوری
bathyconductograph
U
وسیله اندازه گیری میزان هادی بودن اب
jumbo chip
U
مدار مجتمع که از مهر نیمه هادی استفاده میکند
photoresist
U
فرایند بکار برده شده در تولیددستگاههای نیمه هادی
jumpers
U
سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
jumper
U
سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
diode
U
دیور نیمه هادی که در صورت اعمال جریان نور منتشرمیکند
transistors
U
وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند.
transistor
U
وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند.
led
U
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند
light
U
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
silicon
U
محل پایه تولید کنندگان قط عات نیمه هادی آمریکا در california
silicon
U
عنصری با خصوصیات نیمه هادی , به صورت کریستال برای تولید کنندگان IC
lighted
U
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
lightest
U
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
multilayer
U
تخته مدار چاپ شده که چندین لایه یا شیارهای هادی متصل دارد
mark
U
نوشتن حروف با جوهر مغناطیسی یا هادی که بعدا توسط ماشین قابل خواندن باشند
fet
U
Transistor Effect Field نیمه هادی که به عنوان یک عنصر حافظه بکار برده میشود
marks
U
نوشتن حروف با جوهر مغناطیسی یا هادی که بعدا توسط ماشین قابل خواندن باشند
dtl
U
Logic Transistor Diod منطق میکروالکترونیکی که براتصالات میان دیودهای نیمه هادی و ترانزیستور استواراست
field emission
U
پخش شدن الکترونها از یک فلز یا نیمه هادی به درون یک خلاء تحت تاثیر میدان الکتریکی
oxides
U
روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
oxide
U
روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
energy feedstock
U
مواد اولیه انرژی
cryogenic memory
U
استفاده از خصوصیات هدایت مواد
mask
U
طرح مدار مجتمع که برای معرفی الگویی که باید روی قطعه نیمه هادی قرار بگیرد به کار می رود
microchips
U
مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
microchip
U
مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
integrated circuit
U
مداری که همه قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک نیمه هادی کوچک قرار دارند به وسیله روشهای حکاکی و شیمیایی
masks
U
طرح مدار مجتمع که برای معرفی الگویی که باید روی قطعه نیمه هادی قرار بگیرد به کار می رود
pnp transistor
U
emiher آن از نوع نیمه هادی P هستند و base آنها نوع n است
solid-state
U
وسیله الکترونیکی که با اثرات سیگنالهای الکترونیکی یا مغناطیسی در ماده نیمه هادی کار میکند
braid shield
U
روکشی از الیاف بافته شده ولاستیک روی یک یا چند هادی عایق شده از یکدیگر
varistor
U
مقاومت نیمه هادی با دوالکترود که مقاومت ان به نسبت عکس ولتاژ در هرجهت تغییر میکند
p channel mos
U
تکنولوژی نیمه هادی اکسیدفلزی نسبتا" قدیمی برای دستگاههایی که با تکنولوژی LSI ساخته شده اند
counter recoil cylinder
U
استوانه هادی پیستون مواج استوانه عاید
mos
U
روش تولید و طراحی برای مدارهای مجتمع خاص با استفاده از هادیهای آهنی و اکسی روی نیمه هادی . و نیز مراجعه شود به MOSFET
metal oxide semiconductor
U
روش تولید و طراحی برای خانوادههای خاصی از مدارهای مجتمع با استفاده از الگویی از هادیهای آهنی و اکسیر که روی نیمه هادی قرار دارند
boarded
U
وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی سطح آن چاپ یا حک شده است و پس از نصب اجزای آن مدار کامل میشود
board
U
وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی سطح آن چاپ یا حک شده است و پس از نصب اجزای آن مدار کامل میشود
die
U
قطعه نازک مستطیلی از یک قرص نیمه هادی سیلیکان که به هنگام ساخت مدارهای مجتمع بریده شده یا لایه لایه می گردد
chip
U
وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
chips
U
وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
transfer
U
دستوری که کنترل پردازنده را از یک بخش برنامه به دیگری هدایت کند
transfers
U
دستوری که کنترل پردازنده را از یک بخش برنامه به دیگری هدایت کند
transferring
U
دستوری که کنترل پردازنده را از یک بخش برنامه به دیگری هدایت کند
circuit
U
وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی فلزی دارد که روی سطح آن چاپ شده اند و پس از نصب اجزای دیگر مدار کامل میشود
circuits
U
وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی فلزی دارد که روی سطح آن چاپ شده اند و پس از نصب اجزای دیگر مدار کامل میشود
playback rate scale factor
U
و توسط برنامه دیگری هدایت میشود تا جلوه ویژهای ایجاد کند. 2-
ebam
U
Addressed ElectricBeam دستگاه ذخیره الکترونیکی که از مدارهای الکترونیکی برای کنترل اشعهای از یک سطح نیمه هادی اکسید فلز خوانده یا در ان می نویسد استفاده میکندemory
phototransistor
U
نیمه هادی حالت جامد که باجذب نور حفره هایی در ان ایجاد میشود و این جریان توسط عمل ترانزیستور تاچندین برابر تشدید میشود
guidance
U
هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
references
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
guidance
U
هدایت کردن سیستم هدایت هدایت
npn transistor
U
طرح ترانزیستور و قط بی با نیمه هادی نوع P برای پایه و نوع n برای collector و emither
attack director
U
وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
fighter direction
U
هدایت کردن هواپیماهای شکاری هدایت جنگنده ها ازروی ناو
lead aircraft
U
هواپیمای نوک یا هواپیمای رهبر هواپیمای هادی در تک هوایی
electroluminescent
U
صفحه نمایش مسط ح و سبک که از دو قطعه شیشه پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط لایه نازک گاز که در صورت سیگنال الکتریکی به آن اصابت کند روشن میشود
cards
U
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
card
U
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
printed circuit
U
ماده سطح که شیارهای هادی از جنس آهن دارد به صورت چاپ شده یا حکاکی روی سطح آن که وقتی قط عات روی آن نصب می شوند مدار را کامل میکند
printed circuit board
U
ماده سطح که شیارهای هادی از جنس آهن دارد به صورت چاپ شده یا حکاکی روی سطح آن که وقتی قط عات روی آن نصب می شوند مدار را کامل میکند
dams
U
سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
dammed
U
سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
dam
U
سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
damming
U
سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com