English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
paragraph U فاصله گذاری کردن
paragraphs U فاصله گذاری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
to space out letters [text] U فاصله گذاری [بین حروف را بیشتر کردن] [رایانه شناسی ] [چاپ]
Other Matches
spacing U فاصله گذاری
space mark U علامت فاصله گذاری
intercolumniation U فاصله گذاری بین ستونها
ditriglyph U [فاصله گذاری بین ستون ها]
diastyle U [فاصله گذاری بین ستون ها]
single space U در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
fuze U ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
following distance U فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
point blank range U فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
interval U فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
spaces U فاصله دادن فاصله داشتن
space U فاصله دادن فاصله داشتن
fuzing U چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
collision parameter U در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
stripping U نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
alleyways U منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleys U منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley U منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
pools U ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pool U ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pooled U ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
loads U پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
load U پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
synthesizes U هم گذاری کردن
synthesising U هم گذاری کردن
synthesised U هم گذاری کردن
synthesize U هم گذاری کردن
synthesizing U هم گذاری کردن
synthesized U هم گذاری کردن
synthesises U هم گذاری کردن
interspace U فاصله دار کردن
invests U سرمایه گذاری کردن
to lay the track U ریل گذاری کردن
loads U خرج گذاری کردن
point U نقطه گذاری کردن
punctuated U نقطه گذاری کردن
punctuates U نقطه گذاری کردن
punctuating U نقطه گذاری کردن
cost U قیمت گذاری کردن
funded U سرمایه گذاری کردن
fund U سرمایه گذاری کردن
deposit U سرمایه گذاری کردن
deposits U سرمایه گذاری کردن
mining U مین گذاری کردن
marks U علامت گذاری کردن
investing U سرمایه گذاری کردن
punctuate U نقطه گذاری کردن
invest U سرمایه گذاری کردن
load U خرج گذاری کردن
invested U سرمایه گذاری کردن
primming U چاشنی گذاری کردن
christen U نام گذاری کردن
tracklaying U شنی گذاری کردن
mark U علامت گذاری کردن
christened U نام گذاری کردن
loads U ذخیره گذاری کردن
load U ذخیره گذاری کردن
to sow mines U مین گذاری کردن
paginate U صفحه گذاری کردن
christens U نام گذاری کردن
hyphenate U بوسیله خط دارای فاصله کردن
charge U خرج گذاری کردن شارژ کردن
charges U خرج گذاری کردن شارژ کردن
residential investments U سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
holes U فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing U فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed U فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole U فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
pages U صفحات را نمره گذاری کردن
page U صفحات را نمره گذاری کردن
wattle U نرده گذاری کردن بستن
marks U نمره گذاری کردن علامت
paged U صفحات را نمره گذاری کردن
overcapitalize U بیش از حد سرمایه گذاری کردن
color codig U علامت گذاری کردن مهمات
recapitalize U سرمایه گذاری مجدد کردن
loading U خرج گذاری کردن سلاح
mark U نمره گذاری کردن علامت
point U نقطه گذاری کردن ممیز
crown U تاج گذاری کردن پوشاندن
crowns U تاج گذاری کردن پوشاندن
to kern a letter U فاصله دخشه ای را با کاهش منظم کردن
close march U راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
punctuating U نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuated U نشان گذاری کردن نقطه دار
discrete U الگوریتم کد گذاری و فشرده کردن تصاویر
to lodge a complaint U عرضحال گله گذاری تسلیم کردن
punctuates U نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuate U نشان گذاری کردن نقطه دار
acceleration principle U یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
milestone U بامیل خود شمار نشان گذاری کردن
milestones U بامیل خود شمار نشان گذاری کردن
To put money into somethings. U درکاری پول ریختن (سرمایه گذاری کردن )
punctuation marks U علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
overcapitalization U سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
punctuation mark U علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
desired investment U سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
to kern U کاهش دادن [و تنظیم کردن ] فاصله دخشه ها [فناوری چاپ]
staging area U فاصله بین منطقه اماده کردن اتومبیل و نقطه شروع
cooperative scorer U بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
tick mark U علامت گذاری در طول یک ترازو برای معین کردن مقادیر
misprision U گناه فرو گذاری از فاش کردن تبه کاری دیگران
go no go U اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
unintended investment U سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
shim U واشر نازکی از جنس فلز بادقت زیاد جهت پر کردن فاصله بین دو قطعه
tetragraph U کلمه رمز چهار حرفی برای اسم گذاری و مشخص کردن وسایل
tabulation U 1-مرتب کردن جدول اعداد.2-حرکت نوک چاپ یا نشانه گر در یک فاصله معین شده در امتداد یک خط
stand-offs U برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand-off U برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand off U برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
mined U مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
mines U مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
mine U مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
public U روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
mine watching U عملیات تجسس و پیدا کردن مین یا مراقبت از مین گذاری دشمن
weather board U تخته گذاری کردن تخته بندی کردن
zeroes U پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeros U پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zero U پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
per saltum U بی فاصله
interregnum U فاصله
head space U فاصله سر
spaces U فاصله
clearance U فاصله
blankest U فاصله
spacing U فاصله
equidistant U هم فاصله
interregnums U فاصله
tele U فاصله
space bar U فاصله زن
distances U فاصله
intermittence U فاصله
intermezzo U فاصله
discontinuance U فاصله
length U فاصله
interregna U فاصله
interval U فاصله
hiatus U فاصله
single space U تک فاصله تو هم
diastema U فاصله
ranges U فاصله
unremittingly U بی فاصله
space U جا فاصله
gaps U فاصله
en dash U خط فاصله ان
range U فاصله
ranged U فاصله
em dash U خط فاصله ام
distance U فاصله
spaces U جا فاصله
blank U فاصله
gap U فاصله
blank character U فاصله
lengths U فاصله
space U فاصله
input gap U فاصله اولیه
line to line spacing U فاصله سطور
span U فاصله معین
lattice spacing U فاصله شبکه
deflationary gap U فاصله تنزلی
terraces spacing U فاصله تراسها
stadimeter U فاصله یاب
spacing bias U پیشقدر فاصله
known distance U فاصله معلوم
coherence distance U فاصله همدوسی
infighting U نبرد در فاصله کم
polar distance U فاصله قطبی
keyspace U فاصله کلیدی
code distance U فاصله رمز
interval U فاصله [ریاضی]
confidence interval U فاصله اعتماد
confidence interval U فاصله اطمینان
space U جا فاصله مدت
diatessaron U فاصله یک چهارم
time out U وقفه فاصله
close range U فاصله نزدیک
piston clearnce U فاصله پیستون
focus U فاصله کانونی
spaces U جا فاصله مدت
focused U فاصله کانونی
spaces U فاصله گذاشتن
spacing U فاصله بندی
focuses U فاصله کانونی
focussed U فاصله کانونی
space U فاصله مدت
focusses U فاصله کانونی
spaced U فاصله دار
space U فاصله گذاشتن
focussing U فاصله کانونی
center distance U فاصله ازمرکز
center distance U فاصله مرکزی
spaces U فاصله مدت
class interval U فاصله طبقه
time lags U فاصله زمانی
spanned U فاصله معین
spanning U فاصله معین
angular distance U فاصله زاویهای
line spacing U فاصله سطر
line spacing U فاصله سطرها
spans U فاصله معین
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com