English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (24 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
screak U صدای گوشخراش ایجاد کردن
screeck U صدای گوشخراش ایجاد کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
stridulate U تولید صدای گوشخراش کردن
stridulation U صدای گوشخراش
screech U صدای گوشخراش
screeching U صدای گوشخراش
screeched U صدای گوشخراش
screeches U صدای گوشخراش
stridulous U دارای صدای گوشخراش
stridulatory U دارای صدای گوشخراش
pealed U صدای گوشخراش دادن
screaky U دارای صدای گوشخراش
pealing U صدای گوشخراش دادن
peal U صدای گوشخراش دادن
screecher U دارای صدای گوشخراش
peals U صدای گوشخراش دادن
twangs U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanging U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanged U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twang U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
plash U صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
whish U : صدای حرف "سین " ایجاد کردن
poop U قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops U قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
buzzes U ایجاد صدای بلند
bleeps U ایجاد صدای اخطار
bleeped U ایجاد صدای اخطار
buzzing U ایجاد صدای بلند
bleep U ایجاد صدای اخطار
bleeping U ایجاد صدای اخطار
swisher U ایجاد کننده صدای فش فش
buzzed U ایجاد صدای بلند
buzz U ایجاد صدای بلند
quietest U عدم ایجاد سر و صدای زیاد
quiet U عدم ایجاد سر و صدای زیاد
buzzer U وسیله الکتریکی که صدای بلند ایجاد میکند
buzzers U وسیله الکتریکی که صدای بلند ایجاد میکند
voices U توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voice U توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voicing U توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
aliasing U افزودن سیگنالهای صوتی بین الگوهای صوتی برای ایجاد صدای ملایم تر
chortle U صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortling U صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortled U صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortles U صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
stridulous U گوشخراش
earsplitting U گوشخراش
stridulatory U گوشخراش
ear-splitting U گوشخراش
ActiveX U سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
tinkling U صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkle U صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkled U صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkles U صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
honk U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honks U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
acrophony U صدای حرف اول کلماتی که معرف خود ان کلمه باشدمانند صدای a درالف
ping U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinging U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voicing U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesisers U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pinged U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
synthesizer U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voice U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pings U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
synthesizers U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voices U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
contralto U زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
contraltos U زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
yowled U صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
preclude U مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowl U صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowling U صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
precluded U مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowls U صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
precludes U مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluding U مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
phut U تق صدای ترکیدن بادکنک صدای گلوله
monophthong U صدای ساده وتنها صدای بسیط
engendering U ایجاد کردن
engenders U ایجاد کردن
screech U ایجاد کردن
screeches U ایجاد کردن
creating U ایجاد کردن
engendered U ایجاد کردن
screeched U ایجاد کردن
engender U ایجاد کردن
develop U ایجاد کردن
create U ایجاد کردن
screeching U ایجاد کردن
develops U ایجاد کردن
creates U ایجاد کردن
constructed U ایجاد کردن ساخت
discomfits U ایجاد اشکال کردن
reflates U تورم ایجاد کردن
reflated U تورم ایجاد کردن
obstruct U ایجاد مانع کردن
reflate U تورم ایجاد کردن
discomfited U ایجاد اشکال کردن
canalize U ایجاد ابراه کردن
constructing U ایجاد کردن ساخت
construct U ایجاد کردن ساخت
tide U جزرومد ایجاد کردن
punch U سوراخ ایجاد کردن
discomfiting U ایجاد اشکال کردن
obstructed U ایجاد مانع کردن
reflating U تورم ایجاد کردن
punched U سوراخ ایجاد کردن
discomfit U ایجاد اشکال کردن
punches U سوراخ ایجاد کردن
constructs U ایجاد کردن ساخت
obstructing U ایجاد مانع کردن
set off <idiom> U بالانس ایجاد کردن
breaches U ایجاد شکاف کردن
mushrooms U بسرعت ایجاد کردن
mushrooming U بسرعت ایجاد کردن
mushroomed U بسرعت ایجاد کردن
mushroom U بسرعت ایجاد کردن
obstructs U ایجاد مانع کردن
inbreed U از یک نژاد ایجاد کردن
put out U منتشرساختن ایجاد کردن
breached U ایجاد شکاف کردن
tempest U توفان ایجاد کردن
breach U ایجاد شکاف کردن
tempests U توفان ایجاد کردن
To set(create,establish)a precedent. U ایجاد سابقه کردن
reflectorize U ایجاد انعکاس کردن
reflecterize U ایجاد انعکاس کردن
deluged U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluging U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluge U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluges U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
clunk U این صدا را ایجاد کردن
work out U در اثرزحمت وکار ایجاد کردن
knock about U سرو صدا ایجاد کردن
wham U باتصادم ایجاد صدا کردن
leave a bad taste in one's mouth <idiom> U حس تنفر وانزجار ایجاد کردن
clunks U این صدا را ایجاد کردن
delays U خیری ایجاد کردن در چیزی
delaying U خیری ایجاد کردن در چیزی
begetting U بوجود اوردن ایجاد کردن
delay U خیری ایجاد کردن در چیزی
revolutionised U در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionising U در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionize U در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionized U در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizes U در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizing U در کشور ایجاد شورش کردن
procreant U وابسته به ایجاد کردن یا زادن
revolutionises U در کشور ایجاد شورش کردن
begets U بوجود اوردن ایجاد کردن
beget U بوجود اوردن ایجاد کردن
obsess U ایجاد عقده روحی کردن
obsessed U ایجاد عقده روحی کردن
obsesses U ایجاد عقده روحی کردن
obsessing U ایجاد عقده روحی کردن
crepitate U صدای خش خش کردن
swoosh U صدای خش خش کردن
to blate U مع مع کردن [صدای بز]
swishes U صدای فش فش کردن
swish U صدای فش فش کردن
swished U صدای فش فش کردن
plink U صدای دق دق کردن
swishing U صدای فش فش کردن
skirl U صدای زیر صدای نی انبان
twitters U صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twitter U صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittered U صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittering U صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
loophole U سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
speeches U صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
vesiculate U حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
strangulate U خفقان ایجاد کردن گلو را فشردن
blow U در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
blows U در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
nettle U ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
loopholes U سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
nettles U ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
speech U صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
stave U شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
whooshing U صدای صفیرایجاد کردن
turn down <idiom> U کم کردن صدای بلند
whooshes U صدای صفیرایجاد کردن
bellow U صدای گاو کردن
bellow U صدای غرش کردن
keck U صدای قی کردن دراوردن
bellowed U صدای گاو کردن
bellowed U صدای غرش کردن
bellowing U صدای غرش کردن
whooshed U صدای صفیرایجاد کردن
whoosh U صدای صفیرایجاد کردن
chirr U صدای ملخ کردن
bellowing U صدای گاو کردن
sizzled U صدای هیس کردن
sizzles U صدای هیس کردن
bleat U صدای بزغاله کردن
gee U صدای هی و هین کردن
bleated U صدای بزغاله کردن
pinging U صدای غژایجاد کردن
bleating U صدای بزغاله کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com