English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
plunk U صدای تند وخشن دراوردن قار قار کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
throatier U دارای صدای گرفته وخشن
throatiest U دارای صدای گرفته وخشن
throaty U دارای صدای گرفته وخشن
keck U صدای قی کردن دراوردن
gongs U صدای زنگ دراوردن
slurp U صدای مکیدن دراوردن
creaked U صدای غوک دراوردن
slurped U صدای مکیدن دراوردن
creaking U صدای غوک دراوردن
slurping U صدای مکیدن دراوردن
gong U صدای زنگ دراوردن
squawked U صدای اردک دراوردن
slurps U صدای مکیدن دراوردن
squawks U صدای اردک دراوردن
creak U صدای غوک دراوردن
squawk U صدای اردک دراوردن
cuckoo U صدای فاخته دراوردن
creaks U صدای غوک دراوردن
cuckoos U صدای فاخته دراوردن
harshen U سخت وخشن کردن یا شدن
grates U صدای خشن دراوردن بزور ست اندن
grated U صدای خشن دراوردن بزور ست اندن
rumbles U صدای ریز و سنگین دراوردن غریدن
rumbled U صدای ریز و سنگین دراوردن غریدن
rumble U صدای ریز و سنگین دراوردن غریدن
grate U صدای خشن دراوردن بزور ست اندن
chimes U صدای سنج ایجادکردن ناقوس رابصدا دراوردن
chime U صدای سنج ایجادکردن ناقوس رابصدا دراوردن
chimed U صدای سنج ایجادکردن ناقوس رابصدا دراوردن
chiming U صدای سنج ایجادکردن ناقوس رابصدا دراوردن
cracks U را بصدا دراوردن تولید صدای ناگهانی وبلندکردن
crack U را بصدا دراوردن تولید صدای ناگهانی وبلندکردن
panatrope U اسباب الکتریکی برای دراوردن صدای گرامافون از بلندگو
knell U ناقوس عزارا بصدا دراوردن صدای ضربه ناقوس
chortling U صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortles U صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortled U صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortle U صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
hard boiled U سرسخت وخشن
Harsh ( rough) manners . U رفتار خشک وخشن
cotquean U زن مرد صفت وخشن
burly U زبر وخشن گره دار
duffle U نوعی پارچه پشمی وضخیم وخشن
duffel U نوعی پارچه پشمی وضخیم وخشن
dungaree U نوعی پارچه پنبهای نامرغوب زبر وخشن
snip snap U صدای تیک تیک دراوردن صدای تیک تیک
twangs U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanged U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twang U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanging U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
tinkled U صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkling U صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkles U صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkle U صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
honked U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honk U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honks U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
acrophony U صدای حرف اول کلماتی که معرف خود ان کلمه باشدمانند صدای a درالف
schematize U بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
pings U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
synthesizer U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesisers U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pinging U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voicing U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pinged U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
ping U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voice U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesizers U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voices U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
curbing U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbed U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbs U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curb U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
to veer and heul U پیوسته تغییرعقیده دادن شل کردن وسفت کردن دراوردن
contralto U زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
contraltos U زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
shape U قالب کردن طرح کردن به شکلی دراوردن
shapes U قالب کردن طرح کردن به شکلی دراوردن
to put to proof U ازمایش کردن دراوردن
wear out U از پا دراوردن ومطیع کردن
monophthong U صدای ساده وتنها صدای بسیط
phut U تق صدای ترکیدن بادکنک صدای گلوله
hook U بشکل قلاب دراوردن کج کردن
erupted U فوران کردن جوش دراوردن
belied U دروغ دراوردن خیانت کردن
to turn over U واژگون کردن کارکردن دراوردن
to pay out U تنبیه کردن تلافی دراوردن
un arth U ا زخاک دراوردن افتابی کردن
belie U دروغ دراوردن خیانت کردن
belies U دروغ دراوردن خیانت کردن
belying U دروغ دراوردن خیانت کردن
to turn up U رد کردن از خاک دراوردن امدن
erupts U فوران کردن جوش دراوردن
erupt U فوران کردن جوش دراوردن
hooks U بشکل قلاب دراوردن کج کردن
erupting U فوران کردن جوش دراوردن
cake U قالب کردن بشکل کیک دراوردن
slotting U شیار دراوردن رنده کردن چاک
sheave U دسته کردن بصورت بافه دراوردن
slots U شیار دراوردن رنده کردن چاک
slot U شیار دراوردن رنده کردن چاک
to carry oneself U خودرا اداره کردن یابوضعی دراوردن
threshed U از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
unionization U متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
thresh U از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
unionize U متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionized U متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionizes U متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionizing U متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
threshes U از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
triangulate U سه گوش کردن بصورت مثلث دراوردن
threshing U از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
unionising U متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionises U متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionised U متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
married under a contract unlimited perio U به حباله نکاح دراوردن عقد کردن
swish U صدای فش فش کردن
plink U صدای دق دق کردن
swished U صدای فش فش کردن
crepitate U صدای خش خش کردن
to blate U مع مع کردن [صدای بز]
swishing U صدای فش فش کردن
swishes U صدای فش فش کردن
swoosh U صدای خش خش کردن
evisceration U عمل شکم پاره کردن یاروده دراوردن
skirl U صدای زیر صدای نی انبان
chirr U صدای ملخ کردن
gee U صدای هی و هین کردن
sizzling U صدای هیس کردن
sizzles U صدای هیس کردن
pings U صدای غژایجاد کردن
bleat U صدای بزغاله کردن
pinging U صدای غژایجاد کردن
bleated U صدای بزغاله کردن
pinged U صدای غژایجاد کردن
bleats U صدای بزغاله کردن
ping U صدای غژایجاد کردن
whooshed U صدای صفیرایجاد کردن
sizzle U صدای هیس کردن
sizzled U صدای هیس کردن
bleating U صدای بزغاله کردن
bellowed U صدای غرش کردن
bellowing U صدای غرش کردن
whoosh U صدای صفیرایجاد کردن
turn down <idiom> U کم کردن صدای بلند
bellowing U صدای گاو کردن
bellow U صدای غرش کردن
whooshing U صدای صفیرایجاد کردن
bellowed U صدای گاو کردن
whooshes U صدای صفیرایجاد کردن
bellow U صدای گاو کردن
metres U اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
meter U اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
meters U اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
metre U اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
screak U صدای گوشخراش ایجاد کردن
zooms U با صدای وزوز حرکت کردن
bellowed U صدای شبیه نعره کردن
bellow U صدای شبیه نعره کردن
bellowing U صدای شبیه نعره کردن
vociferate U با صدای بلند ادا کردن
zoomed U با صدای وزوز حرکت کردن
squeak U با صدای جیغ صحبت کردن
squeaked U با صدای جیغ صحبت کردن
screeck U صدای گوشخراش ایجاد کردن
squeaking U با صدای جیغ صحبت کردن
squeaks U با صدای جیغ صحبت کردن
zoom U با صدای وزوز حرکت کردن
stridulate U تولید صدای گوشخراش کردن
literalize U بصورت تحت اللفظی دراوردن لفظ بلفظ معنی کردن
plodded U اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plodding U اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
distorts U صدای نامفهوم از بی سیم بی قواره کردن
distort U صدای نامفهوم از بی سیم بی قواره کردن
plod U اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plods U اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
snuffle U زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
plash U صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
whish U : صدای حرف "سین " ایجاد کردن
snuffled U زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffles U زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffling U زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
diphthongize U تلفظ کردن دو صدای جداگانه در یک وهله
squish U صدای شکستن یا پرتاب چیزی له کردن
demobilize U ازحالت بسیج بیرون اوردن بحالت صلح دراوردن دموبیلیزه کردن
predigest U بزبان ساده وقابل فهم دراوردن برای استفاده اماده کردن
crackled U صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
snapped U شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
quack U صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
snap U شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
snapping U شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
quacking U صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quacks U صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quacked U صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
snaps U شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
To speak in a low voice. U آهسته صحبت کردن ( با صدای کوتاه ،یواش )
boos U صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
booing U صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
booed U صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com