English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
twitter U صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittered U صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittering U صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twitters U صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
yowling U صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowls U صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowled U صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowl U صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
serializes U مسلسل کردن
serialising U مسلسل کردن
serialised U مسلسل کردن
serialized U مسلسل کردن
serialize U مسلسل کردن
serializing U مسلسل کردن
serialises U مسلسل کردن
machine guns U به مسلسل بستن مسلسل
machine gun U به مسلسل بستن مسلسل
squelch circuit U یک نوع مدار رادیویی است که وفیفه ان کم کردن صداهای اضافی متن پیامها و یا ازبین بردن خرخر صدای رادیواست
catenate U چون دانههای زنجیر مسلسل کردن
interlinking U مسلسل کردن بهم جفت کردن
interlinked U مسلسل کردن بهم جفت کردن
interlinks U مسلسل کردن بهم جفت کردن
interlink U مسلسل کردن بهم جفت کردن
concatenate U مسلسل کردن الحاق کردن
pure tones U صداهای خالص
phonemes U صداهای ساده
primary vowel sounds U صداهای اصلی
polyphony U صداهای متعدد وگوناگون
phonendoscope U اسبابی که بوسیله ان صداهای کوچک
in peal U دارای صداهای موزون یامنظم
charivari U صداهای ناجوردرهم برهم هیاهو
cluttered U صداهای ناهنجار دراوردن درهم ریختن
clutters U صداهای ناهنجار دراوردن درهم ریختن
auscultator U گوش کننده صداهای درونی بدن
clutter U صداهای ناهنجار دراوردن درهم ریختن
ActiveX U سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
monochord U الت یک سیمه که برای نمایش نسبت میان صداهای موسیقی بکار میرود
preclude U مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluded U مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precludes U مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluding U مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
creates U ایجاد کردن
develop U ایجاد کردن
engender U ایجاد کردن
engendered U ایجاد کردن
engendering U ایجاد کردن
develops U ایجاد کردن
engenders U ایجاد کردن
screech U ایجاد کردن
screeching U ایجاد کردن
screeches U ایجاد کردن
screeched U ایجاد کردن
create U ایجاد کردن
creating U ایجاد کردن
machine gun U مسلسل
reels U مسلسل
machine gunner U مسلسل چی
reeling U مسلسل
catenulate U مسلسل
reeled U مسلسل
serials U مسلسل
serial U مسلسل
machine guns U مسلسل
reel U مسلسل
catenation U مسلسل
uninterrupted U مسلسل
unceasing U مسلسل
mitrailleuse U مسلسل
catenary U مسلسل
sorites U مسلسل
running hand U خط مسلسل
constructed U ایجاد کردن ساخت
constructs U ایجاد کردن ساخت
breached U ایجاد شکاف کردن
discomfiting U ایجاد اشکال کردن
breaches U ایجاد شکاف کردن
tempests U توفان ایجاد کردن
set off <idiom> U بالانس ایجاد کردن
discomfited U ایجاد اشکال کردن
discomfit U ایجاد اشکال کردن
reflate U تورم ایجاد کردن
reflates U تورم ایجاد کردن
inbreed U از یک نژاد ایجاد کردن
reflating U تورم ایجاد کردن
canalize U ایجاد ابراه کردن
discomfits U ایجاد اشکال کردن
construct U ایجاد کردن ساخت
tempest U توفان ایجاد کردن
breach U ایجاد شکاف کردن
obstructs U ایجاد مانع کردن
reflectorize U ایجاد انعکاس کردن
obstructed U ایجاد مانع کردن
mushroom U بسرعت ایجاد کردن
obstruct U ایجاد مانع کردن
constructing U ایجاد کردن ساخت
mushroomed U بسرعت ایجاد کردن
obstructing U ایجاد مانع کردن
mushrooming U بسرعت ایجاد کردن
To set(create,establish)a precedent. U ایجاد سابقه کردن
put out U منتشرساختن ایجاد کردن
reflated U تورم ایجاد کردن
reflecterize U ایجاد انعکاس کردن
punch U سوراخ ایجاد کردن
tide U جزرومد ایجاد کردن
punched U سوراخ ایجاد کردن
punches U سوراخ ایجاد کردن
mushrooms U بسرعت ایجاد کردن
tommy gun U مسلسل دستی
submachinegun U مسلسل دستی
machine gun U به مسلسل بستن
seriatim U بطور مسلسل
successive U متوالی مسلسل
cyclic U مسلسل رگبار
lewis gun U یکجور مسلسل
in series U بطور مسلسل
continued propotion U تناسب مسلسل
serially U بطور مسلسل
machine guns U به مسلسل بستن
sub-machine guns U مسلسل دستی
sub-machine gun U مسلسل دستی
rafale U رگبار مسلسل
unbroken U مسلسل ناشکسته
unbroke U مسلسل ناشکسته
deluge U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluges U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluging U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluged U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
clunks U این صدا را ایجاد کردن
revolutionising U در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionises U در کشور ایجاد شورش کردن
obsesses U ایجاد عقده روحی کردن
obsessed U ایجاد عقده روحی کردن
obsess U ایجاد عقده روحی کردن
delay U خیری ایجاد کردن در چیزی
revolutionize U در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionized U در کشور ایجاد شورش کردن
delaying U خیری ایجاد کردن در چیزی
revolutionizes U در کشور ایجاد شورش کردن
delays U خیری ایجاد کردن در چیزی
revolutionizing U در کشور ایجاد شورش کردن
wham U باتصادم ایجاد صدا کردن
clunk U این صدا را ایجاد کردن
beget U بوجود اوردن ایجاد کردن
begets U بوجود اوردن ایجاد کردن
begetting U بوجود اوردن ایجاد کردن
leave a bad taste in one's mouth <idiom> U حس تنفر وانزجار ایجاد کردن
knock about U سرو صدا ایجاد کردن
obsessing U ایجاد عقده روحی کردن
procreant U وابسته به ایجاد کردن یا زادن
work out U در اثرزحمت وکار ایجاد کردن
screeck U صدای گوشخراش ایجاد کردن
revolutionised U در کشور ایجاد شورش کردن
screak U صدای گوشخراش ایجاد کردن
pealing U صدای مسلسل غوغا
pom-poms U مسلسل خودکار دورزن
pom-pom U مسلسل خودکار دورزن
suite U رشته مسلسل اپارتمان
pealed U صدای مسلسل غوغا
soritical U مبنی برقیام مسلسل
race ring U رینگ و پایه مسلسل
suites U رشته مسلسل اپارتمان
continuum U رشته مسلسل تسلسل
peals U صدای مسلسل غوغا
skate mount U رینگ و پایه مسلسل
peal U صدای مسلسل غوغا
loophole U سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
speeches U صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
strangulate U خفقان ایجاد کردن گلو را فشردن
blows U در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
stave U شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
vesiculate U حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
whish U : صدای حرف "سین " ایجاد کردن
nettles U ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
blow U در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
nettle U ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
plash U صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
speech U صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
loopholes U سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
tract U داستان یانمایشنامه ویاحوادث مسلسل
pom pom U مسلسل خود کار02 تا 04میلیمتری
In chronological order. U بترتیب تاریخ ( بطور مسلسل )
tracts U داستان یانمایشنامه ویاحوادث مسلسل
sten U مسلسل سبک 9 میلمتری انگلیسی
pill box U خانه کوچک اشیان مسلسل
stipple U با نقطه سایه زدن یانقشی ایجاد کردن
calenture U تب نواحی حاره که دراثرگرمازدگی ایجاد میشود تب کردن
panoramically U بشکل دورنمای مسلسل بطوروسیع و پیوسته
skate mount U پایه دوار مسلسل روی خودرو
seriate U دارای تسلسل یاشماره ترتیب مسلسل
unilinear U دارای تغییرات مسلسل از اغاز تا پایان
chain react U دچار واکنشهای مسلسل وزنجیری شدن
counter shed U پودکشی [عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
strafing U به مسلسل بستن هدفهای زمینی به وسیله هواپیما
strafes U با هواپیما زیر رگبار مسلسل وتوپ گرفتن
strafe U با هواپیما زیر رگبار مسلسل وتوپ گرفتن
nordenfelt U یکجور مسلسل که سوئدی اختراع کرده است
strafed U با هواپیما زیر رگبار مسلسل وتوپ گرفتن
poops U قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poop U قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
accession number U نمره مسلسل کتابی که به کتب کتابخانه افزوده میشود
documented U ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
document U ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documenting U ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
pantoscope U دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردوازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com