English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (26 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
lug U سنگین حرکت کردن
lugged U سنگین حرکت کردن
lugging U سنگین حرکت کردن
lugs U سنگین حرکت کردن
larrup U سنگین حرکت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
lumber U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbered U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbering U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbers U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
low low U حرکت یواشترازمعمول برای عادت کردن به حمل بار سنگین
pedrail U اسباب خودکار برای اسان کردن حرکت ماشینهای سنگین در جادههای ناهموار
change down U به دنده سنگین حرکت کردن
Other Matches
autogyro U هواپیمایی سنگین که توسط چند رتور حرکت میکند
cruises U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
loads U سنگین کردن
load U سنگین کردن
clogged U : سنگین کردن
clogs U : سنگین کردن
gravitating U سنگین کردن
encumbers U سنگین کردن
emcumber U سنگین کردن
clog U : سنگین کردن
gravitate U سنگین کردن
gravitated U سنگین کردن
encumber U سنگین کردن
incumber U سنگین کردن
encumbered U سنگین کردن
gravitates U سنگین کردن
encumbering U سنگین کردن
weight U سنگین کردن
trade off U سبک و سنگین کردن
trade-off U سبک و سنگین کردن
trade-offs U سبک و سنگین کردن
delibration U سبک سنگین کردن
hoist U بلند کردن وسایل سنگین
stumps U قطع کردن سنگین افتادن
hoisted U بلند کردن وسایل سنگین
stump U قطع کردن سنگین افتادن
hoists U بلند کردن وسایل سنگین
stumping U قطع کردن سنگین افتادن
stumped U قطع کردن سنگین افتادن
differential ailerons U ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
ballast U سنگ و شن در ته کشتی یا بالون ریختن سنگین کردن
forklift U ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
kentledge U چدن یااهن ریخته مخصوص سنگین کردن ته کشتی یابالون
raster U سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
sail U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailings U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailed U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
wave U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
weight belt U کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
mouses U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order U ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
braided U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braid U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braids U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
move on U ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
trackball U وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
strokes U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
taped U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tapes U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroked U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing U حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
tape U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
move off the ball U حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
loitering U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiter U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitered U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiters U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
bituminous paint U رنگی ضخیم و سنگین که جزء اصلی ان قیر بوده و بعنوان رنگ ضد اسید برای کم کردن خوردگی حاصل از بخارات والکترولیت موجود در باطری استفاده میشود
departure U حرکت کردن
get under way U حرکت کردن
skewing U کج حرکت کردن
moves U حرکت کردن
skew U کج حرکت کردن
departures U حرکت کردن
whir U حرکت کردن
to bear oneself U حرکت کردن
skews U کج حرکت کردن
sail U حرکت کردن
sailings U حرکت کردن
waggling U حرکت کردن
waggles U حرکت کردن
waggled U حرکت کردن
waggle U حرکت کردن
moved U حرکت کردن
to weigh anchor U حرکت کردن
have way on U حرکت کردن
move U حرکت کردن
inch U حرکت کردن
sailed U حرکت کردن
transfer U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise U حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfers U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion U حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transferring U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
sailings U با نازوعشوه حرکت کردن
dart U بسرعت حرکت کردن
pule U باصدا حرکت کردن
darted U بسرعت حرکت کردن
darting U بسرعت حرکت کردن
crab U به پهلو حرکت کردن
streaked U بسرعت حرکت کردن
streak U بسرعت حرکت کردن
make leeway U حرکت پهلویی کردن
spiralling U بطورمارپیچ حرکت کردن
underway U در حال حرکت کردن
crabs U به پهلو حرکت کردن
submarine U زیردریا حرکت کردن
submarines U زیردریا حرکت کردن
spank U با سرعت حرکت کردن
sailed U با نازوعشوه حرکت کردن
skeet U باسرعت حرکت کردن
infile U به ستون دو حرکت کردن
to make an early start U زود حرکت کردن
laziest U باکندی حرکت کردن
lazy U باکندی حرکت کردن
to bolt U ناگهانی حرکت کردن
sneaks U دزدکی حرکت ه کردن
sneaked U دزدکی حرکت ه کردن
ranged U سیر و حرکت کردن
range U سیر و حرکت کردن
sneak U دزدکی حرکت ه کردن
lazier U باکندی حرکت کردن
sail U با نازوعشوه حرکت کردن
to tail to the tide U باجزرومد حرکت کردن
spanked U با سرعت حرکت کردن
streaks U بسرعت حرکت کردن
zigzagged U حرکت زیگزاگی کردن
spirals U بطورمارپیچ حرکت کردن
trailing U بدنبال حرکت کردن
trailed U بدنبال حرکت کردن
to move on U واداربه حرکت کردن
trail U بدنبال حرکت کردن
jink U بسرعت حرکت کردن
zigzagging U حرکت زیگزاگی کردن
ranges U سیر و حرکت کردن
zigzags U حرکت زیگزاگی کردن
whirry U بعجله حرکت کردن
spiralled U بطورمارپیچ حرکت کردن
spiraling U بطورمارپیچ حرکت کردن
spiraled U بطورمارپیچ حرکت کردن
spiral U بطورمارپیچ حرکت کردن
streaking U بسرعت حرکت کردن
trails U بدنبال حرکت کردن
zigzag U حرکت زیگزاگی کردن
spanks U با سرعت حرکت کردن
trances U باچالاکی حرکت کردن
crawfish U به پشت حرکت کردن
trance U باچالاکی حرکت کردن
paddled U با باله شنا حرکت کردن
lob U با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
zoom U با صدای وزوز حرکت کردن
paddles U با باله شنا حرکت کردن
maneuver U حرکت دادن یاحرکت کردن
paddling U با باله شنا حرکت کردن
skip U رقص کنان حرکت کردن
To move backwards and forwards. U عقب وجلو حرکت کردن
accosts U در امتداد چیزی حرکت کردن
hulk U باسنگینی ورخوت حرکت کردن
accosting U در امتداد چیزی حرکت کردن
lobbed U با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
criss-crossing U بهطور متقاطع حرکت کردن
criss-crosses U بهطور متقاطع حرکت کردن
criss-crossed U بهطور متقاطع حرکت کردن
criss-cross U بهطور متقاطع حرکت کردن
lobs U با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
to outgo U حرکت کردن [به مقصدی] [کشتی]
lobbing U با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
whish U باصدای هیس حرکت کردن
to flounce U حرکت تند و ناگهانی کردن
skips U رقص کنان حرکت کردن
leapfrogging U باجست وخیز حرکت کردن
proceeded U رهسپار شدن حرکت کردن
wriggle U حرکت کرم وار کردن
jibing U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
wriggled U حرکت کرم وار کردن
wriggles U حرکت کرم وار کردن
hulks U باسنگینی ورخوت حرکت کردن
proceed U رهسپار شدن حرکت کردن
wriggling U حرکت کرم وار کردن
freewheeled U با ازادی حرکت وجنبش کردن
freewheel U با ازادی حرکت وجنبش کردن
choking U مسدود کردن از حرکت بازداشتن
ambulate U حرکت کردن درحرکت بودن
skipped U رقص کنان حرکت کردن
accosted U در امتداد چیزی حرکت کردن
ripple U بطور موجی حرکت کردن
rippled U بطور موجی حرکت کردن
ripples U بطور موجی حرکت کردن
sway away U رد کردن ضربه با حرکت بدن
rippling U بطور موجی حرکت کردن
cannonball U سریع السیر حرکت کردن
to tailgate the motorist in front U سر به دم حرکت کردن [اصطلاح روزمره]
freewheels U با ازادی حرکت وجنبش کردن
to fall down the river U باجریان رودخانه حرکت کردن
accost U در امتداد چیزی حرکت کردن
leapfrogs U باجست وخیز حرکت کردن
shuffle U این سو وان سو حرکت کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com