English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
indent U سفارش درخواست کردن
indenting U سفارش درخواست کردن
indents U سفارش درخواست کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
asking and ordering U درخواست و سفارش
indent upon a person for goods U درخواست یا سفارش کالا به کسی دادن
call up U درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-up U درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-ups U درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
requisition U درخواست کردن درخواست وسایل
requisitioned U درخواست کردن درخواست وسایل
requisitioning U درخواست کردن درخواست وسایل
requisitions U درخواست کردن درخواست وسایل
request U درخواست اماد کردن درخواست کردن
requests U درخواست اماد کردن درخواست کردن
requested U درخواست اماد کردن درخواست کردن
requesting U درخواست اماد کردن درخواست کردن
enjoin U سفارش کردن به
enjoined U سفارش کردن به
enjoins U سفارش کردن به
enjoining U سفارش کردن به
economic order quantity U کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
canvass U جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvasses U جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassing U جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassed U جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
request modify U درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
order U سفارش دادن تنظیم کردن
To speake in recommendation of someone . To recommend somebody. U سفارش کسی را کردن ( توصیه ومعرفی )
canvass U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvasses U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassing U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassed U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
excess demand U درخواست بیش از حد درخواست اضافی
solicit U درخواست کردن
prays U درخواست کردن
demanded U درخواست کردن
to make an application [to apply] U درخواست کردن
prayed U درخواست کردن
demands U درخواست کردن
demand U درخواست کردن
plead with U درخواست کردن
solicited U درخواست کردن
soliciting U درخواست کردن
entreating U درخواست کردن
solicits U درخواست کردن
entreated U درخواست کردن
pray U درخواست کردن
entreat U درخواست کردن
praying U درخواست کردن
entreats U درخواست کردن
implore U درخواست کردن از
applying U درخواست کردن
apply U درخواست کردن
implored U درخواست کردن از
supplicate U درخواست کردن
implores U درخواست کردن از
imploring U درخواست کردن از
speak for <idiom> U درخواست کردن
applies U درخواست کردن
call mission U درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
plead U در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
pleads U در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
pleaded U در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
boning U خواستن درخواست کردن
bones U خواستن درخواست کردن
boned U خواستن درخواست کردن
solicited U درخواست یا تقاضا کردن از
solicits U درخواست یا تقاضا کردن از
call for fire U درخواست اتش کردن
bone U خواستن درخواست کردن
soliciting U درخواست یا تقاضا کردن از
solicit U درخواست یا تقاضا کردن از
requisitioned U درخواست رسمی کردن
to a oneself for help U درخواست کمک کردن
to reject [refuse] an application U درخواست نامه ای را رد کردن
to apply for leave U درخواست مرخصی کردن
requisitioning U درخواست رسمی کردن
requisition U درخواست رسمی کردن
to deny somebody a wish U درخواست کسی را رد کردن
to ask too much U بیش از حد درخواست کردن
requisitions U درخواست رسمی کردن
mission call U درخواست پشتیبانی هوایی کردن
call for ..... under the credit U درخواست کردن ..... تحت اعتبار
to ask somebody for [about] something U از کسی چیزی درخواست کردن
ordering costs U هزینههای سفارش هزینههای مربوط به سفارش
apply U درخواست کردن شامل حال بودن
to file a petition U بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
to ask specifically about something U چیزی را به طور خاص درخواست کردن
subsequent filing [application, documents] U ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
to call somebody to [for] something U از کسی برای چیزی درخواست کردن
applying U درخواست کردن شامل حال بودن
applies U درخواست کردن شامل حال بودن
to withdraw an application U صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
to file an application to somebody U از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
lean on <idiom> U اجبارشخص درقبول کردن درخواست باتحت فشارگذاشتن
cry off U تقاضا کردن درخواست کردن
beg U استدعا کردن درخواست کردن
requests U تقاضا کردن درخواست کردن
request U تقاضا کردن درخواست کردن
petitioned U دادخواهی کردن درخواست کردن
applying U صدق کردن درخواست کردن
petition U دادخواهی کردن درخواست کردن
petitioning U دادخواهی کردن درخواست کردن
petitions U دادخواهی کردن درخواست کردن
apply U صدق کردن درخواست کردن
begs U استدعا کردن درخواست کردن
requesting U تقاضا کردن درخواست کردن
requested U تقاضا کردن درخواست کردن
begged U استدعا کردن درخواست کردن
applies U صدق کردن درخواست کردن
requistioner U قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
recommends U سفارش کردن توصیه کردن توصیه شدن
recommending U سفارش کردن توصیه کردن توصیه شدن
recommend U سفارش کردن توصیه کردن توصیه شدن
fire call U درخواست اتش توپخانه درخواست اتش
indenting U سفارش
indent U سفارش
reference U سفارش
order U سفارش
enjoinment U سفارش
indents U سفارش
indent U سفارش دادن
I asked for ... من سفارش ... را دادم.
conditional order U سفارش مشروط
modification order U سفارش اصلاحی
outwork U سفارش به بیرون
indenting U سفارش دادن
factory order U سفارش ساخت
commendation U سفارش تقدیر
order for goods U سفارش کالا
economic order quantity U حد مطلوب سفارش
place an order U سفارش دادن
send away for U سفارش دادن
ordering U سفارش دهی
trial order U سفارش ازمایشی
blanket order U سفارش کلی
letter of recommendation U سفارش نامه
order format U قالب سفارش
indents U سفارش دادن
purchase order U سفارش خرید
order U سفارش دادن
processing of the order U انجام سفارش
call the shots <idiom> U سفارش دادن
back order U سفارش معوق
Put in a good word for me. U سفارش من رابکن
order U دستور سفارش
engaged U سفارش شده
acknowledgement of order تایید سفارش
acknowledgement of order U تصدیق سفارش
order time U زمان سفارش کالا
order processing time U زمان انجام سفارش
order processing time U مدت انجام سفارش
to book something U چیزی را سفارش دادن
reorder point U نقطه سفارش مجدد
reorder level U سطح سفارش مجدد
reorder interval U زمان بین دو سفارش
reorder U دوباره سفارش دادن
reorder cost U هزینه سفارش مجدد
open indent U سفارش خرید باز
to countermand goods U سفارش کالا را پس گرفتن
engages U از پیش سفارش دادن
engage U از پیش سفارش دادن
dispatch order U سفارش حمل سریع
custom made U سفارش داده شده
custom-made U سفارش داده شده
order [placed with somebody] U سفارش [ازطرف کسی]
indenting U سفارش رسیده از خارج
indents U سفارش رسیده از خارج
order U دستور دادن سفارش
ordered U سفارش داده شده
indent U سفارش رسیده از خارج
lead time U زمان انجام سفارش
To place an order for some goods. U کالائی را سفارش دادن
outwork U سفارش به خارج از شرکت
re order U سفارش دوم باره
bespeak U ازپیش سفارش دادن
a la carte U جداجدا سفارش داده شده.
ordering costs U هزینههای مربوط به سفارش کالا
order U سفارش دادن کالا یا جنس
batch costing U تعیین قیمت سفارش کالا
order form U نمونه سفارش نامه پر نکرده
testimonials U سفارش وتوصیه رضایت نامه
mail order U سفارش کالا بوسیله پست
I asked for a small portion. من یک پرس کوچک سفارش دادم.
That's not what I ordered. آن چیزی نیست که من سفارش دادم.
testimonial U سفارش وتوصیه رضایت نامه
I asked for the child. من یک برای بچه سفارش دادم.
indent U سفارش خرید از کشور بیگانه
indenting U سفارش خرید از کشور بیگانه
indents U سفارش خرید از کشور بیگانه
the goods are on order U کالا را سفارش داده ایم
fire message U پیام اتش درخواست اتش کردن
mail order U سفارش از طریق پست فروش مکاتبهای
To order a meal. U سفارش غذا دادن ( درهتل ؟رستوران )
open indent U سفارش خریدی که در ان تعدادفروشندگان محدود نمیباشد
reorder level U مقدارموجودی که حاکی از نیاز به سفارش میباشد
procurement lead time U زمان بین دادن سفارش و دریافت کالا
cash with order U پول نقد همراه سفارش پرداخت به موقع
May I use your name as a reference? U اجازه میدهید شما را بعنوان سفارش کننده نام ببرم؟
lead time U مدت زمان بین دادن سفارش و دریافت کالای مربوطه
claim U درخواست
d. of a request U در درخواست
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com