Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (27 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
chairlift
U
سردست بلند کردن
chairlifts
U
سردست بلند کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sleeves
U
سردست
sleeve
U
سردست
shoulder
U
گوشت سردست
chevrons
U
یراق سردست
sleeve
U
روپوش سردست
chevron
U
یراق سردست
cufflinks
U
دکمهی سردست
sleeves
U
روپوش سردست
sleeve emblem
U
علامت سردست
cuffing
U
دکمه سردست
cuffs
U
دکمه سردست
cufflink
U
دکمهی سردست
cuff
U
دکمه سردست
cuffed
U
دکمه سردست
cuff
U
سردست پیراهن مردانه
cuffs
U
سردست پیراهن مردانه
stud
U
دکمه سردست دسته
cuffing
U
سردست پیراهن مردانه
cuffed
U
سردست پیراهن مردانه
clackvalve
U
دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
touts
U
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting
U
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout
U
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted
U
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
dirndl
U
نوعی دامن بلند با کمر بلند
upraise
U
بلند کردن
hoisted
U
بلند کردن
lifts
U
بلند کردن
heightened
U
بلند کردن
hoists
U
بلند کردن
heightens
U
بلند کردن
heightening
U
بلند کردن
walk off with
U
بلند کردن
heaved
U
بلند کردن
heave
U
بلند کردن
to throw up
U
بلند کردن
heighten
U
بلند کردن
lifting
U
بلند کردن
lift
U
بلند کردن
hoist
U
بلند کردن
lifted
U
بلند کردن
elevate
U
بلند کردن
exalt
U
بلند کردن
exalting
U
بلند کردن
erected
U
بلند کردن
erect
U
بلند کردن
exalts
U
بلند کردن
elevates
U
بلند کردن
elevating
U
بلند کردن
throw up
U
بلند کردن
erects
U
بلند کردن
heists
U
بلند کردن
to kick up
U
با پا بلند کردن
erecting
U
بلند کردن
heist
U
بلند کردن
crane
وسیله بلند کردن
cranes
U
وسیله بلند کردن
craning
U
وسیله بلند کردن
hydraulic lift
U
بلند کردن اب به نیروی اب
hoist
U
وسیله بلند کردن
craned
U
وسیله بلند کردن
steals
U
بلند کردن چیزی
soars
U
بلند پروازی کردن
steal
U
بلند کردن چیزی
hoists
U
وسیله بلند کردن
soared
U
بلند پروازی کردن
hoisted
U
وسیله بلند کردن
turn down
<idiom>
U
کم کردن صدای بلند
lift fire
U
بلند کردن اتش
soar
U
بلند پروازی کردن
harangues
U
باصدای بلند نطق کردن
pedestal
U
بلند کردن ترفیع دادن
hoisted
U
بلند کردن وسایل سنگین
shoplifting
U
بلند کردن جنس از مغازه
haranguing
U
باصدای بلند نطق کردن
pedestals
U
بلند کردن ترفیع دادن
to make a dust
U
گردو خاک بلند کردن
vociferate
U
با صدای بلند ادا کردن
hoists
U
بلند کردن وسایل سنگین
banks
U
کپه کردن بلند شدن
sound off
U
باصدای بلند صحبت کردن
raise a dust
U
گرد و خاک بلند کردن
harangue
U
باصدای بلند نطق کردن
hoist
U
بلند کردن وسایل سنگین
to put forth
U
بلند کردن نمایش دادن
bank
U
کپه کردن بلند شدن
harangued
U
باصدای بلند نطق کردن
lay hands one someone
U
دست روی کسی بلند کردن
lift
U
بلند کردن شریک رقص اززمین
bite off more than one can chew
<idiom>
U
با یک دست چندتا هندوانه بلند کردن
to pick up women
<idiom>
U
دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
lifting
U
بلند کردن شریک رقص اززمین
lifts
U
بلند کردن شریک رقص اززمین
long ball
U
[شوت کردن بلند توپ]
[فوتبال]
ululate
U
باصدای بلند ناله وزاری کردن
lifted
U
بلند کردن شریک رقص اززمین
craned
U
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
craning
U
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
cranes
U
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
crane
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
jabs
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbing
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbed
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jab
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
To vacate a house.
U
خانه ای را خالی کردن ( بلند شدن از محل )
deal lift
U
بلند کردن وزنه تا کمر وپایین بردن
forklift
U
ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
too many irons in the fire
<idiom>
U
بایک دست چند هندوانه بلند کردن
to go catting
[to look for sexual partners]
<idiom>
U
رفتن برای دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
collect
U
وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
to blast something
U
با صدای خیلی بلند بازی کردن
[آلت موسیقی]
collects
U
وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
collecting
U
وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
toe raise
U
تمرین ایستادن و بلند کردن بدن روی نوک پا
spike
U
میخ بلند کف کفش فوتبالیست هاوورزشکاران میخ دار کردن میخکوب کردن
extending
U
وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
to call the roll
U
حاضر غایب کردن
[نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
poops
U
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poop
U
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
extend
U
وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
extends
U
وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
to pick up somebody
[to find sexual partners]
U
بلند کردن کسی
[زنی]
[برای رابطه جنسی]
[اصطلاح روزمره]
levers
U
اهرم کردن بااهرم بلند کردن بااهرم تکان دادن
lever
U
اهرم کردن بااهرم بلند کردن بااهرم تکان دادن
foot pound
مقدار نیروی لازم برای بلند کردن وزنه یک پوندی بارتفاع یک فوت.
monofilament
U
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
shaggy ugs
U
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
clearest
U
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clears
U
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearer
U
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clear
U
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread
U
این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
pried
U
بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
pries
U
بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
pry
U
بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
sagged
U
یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sag
U
یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sags
U
یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
corn-effect
U
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
leaders
U
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader
U
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
antilift device
U
ماسوره ضد بلند کردن مین ماسوره ضد بالا بردن مین
high grown
U
بلند قد
high (1 9 to 36)
U
بلند
willowy
U
بلند
upland
U
بلند
high
U
بلند
megaphones
U
بلند گو
skyscraper
U
بلند
skyscrapers
U
بلند
loud speaker
U
بلند گو
lengthwise
U
بلند
highs
U
بلند
uplands
U
بلند
megaphone
U
بلند گو
mouth filling
U
بلند
talll
U
بلند
legged
U
پا بلند
grandiose
U
بلند
highest
U
بلند
loudspeaker
U
بلند گو
talll
U
قد بلند
soaring
U
بلند
loftily
U
بلند
longs
U
بلند
long-
U
بلند
long
U
بلند
pointer
U
خط کش بلند
aloud
U
بلند
tall
U
قد بلند
loudly
U
بلند
rumbustious
U
بلند
taller
U
بلند
longer
U
بلند
taller
U
قد بلند
longest
U
بلند
towering
U
بلند
tallest
U
قد بلند
vociferous
U
بلند
forte
U
بلند
longed
U
بلند
amplifier
U
بلند گو
fortes
U
بلند
eton collan
U
بلند
eminent
U
بلند
amplifiers
U
بلند گو
tallest
U
بلند
highfalutin
U
بلند
pointers
U
خط کش بلند
tall
U
بلند
blast furnace coke
U
کک کوره بلند
lifter
U
بلند کننده
boisterous laughter
U
خنده بلند
coamings
U
لبه بلند
long run
[American E]
<adj.>
U
بلند مدت
slam bang
U
با سر وصدای بلند
long burst
U
رگبار بلند
long run
U
بلند مدت
long haul
U
خط سیر بلند
keep down
U
بلند نشوید
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com