Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (39 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bedraggle
U
روی زمین کشیدن و چرک کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
trachle
U
روی زمین کشیدن
dumb well
U
چاهی که برای کشیدن ابهای روی زمین کنده میشود
bouse
U
بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
inductive earthing
U
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
weight
U
بالا کشیدن لنگر نیروی لازم برای کشیدن زه
to scrape down
U
تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
pegs
U
میخ زدن میخکوب کردن محکم کردن زحمت کشیدن
peg
U
میخ زدن میخکوب کردن محکم کردن زحمت کشیدن
ejection
U
خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
To pamper ( solicit ) someone . To play up to someone .
U
ناز کسی را کشیدن ( منت کشیدن )
To smell. To sniff.
U
بو کشیدن ،بو کردن
ground return
U
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowns
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
U
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowning
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
geotaxis
U
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
center field
U
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
hercules
U
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancake
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancakes
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
regulus
U
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave
U
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
honest john
U
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth
U
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side
U
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
triggers
U
کشیدن رها کردن
lengthens
U
طولانی کردن کشیدن
triggered
U
کشیدن رها کردن
lengthened
U
طولانی کردن کشیدن
lengthen
U
طولانی کردن کشیدن
trigger
U
کشیدن رها کردن
traced
U
ضبط کردن کشیدن
traces
U
ضبط کردن کشیدن
lengthening
U
طولانی کردن کشیدن
strap
U
کشیدن تیز کردن
entrain
U
سوار کردن کشیدن
experience
U
تجربه کردن کشیدن
trace
U
ضبط کردن کشیدن
straps
U
کشیدن تیز کردن
experiences
U
تجربه کردن کشیدن
experiencing
U
تجربه کردن کشیدن
snuffles
U
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffle
U
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffling
U
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffled
U
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
tellurian
U
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
geognosy
U
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
to break up
U
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
twinges
U
درد کشیدن تیر کشیدن
agonise
U
زحمت کشیدن درد کشیدن
twinge
U
درد کشیدن تیر کشیدن
breathes
U
نفس کشیدن استنشاق کردن
fences
U
حفظ کردن نرده کشیدن
to keep watch
U
کشیک کشیدن موافبت کردن
fence
U
حفظ کردن نرده کشیدن
inhales
U
بداخل کشیدن استشمام کردن
breathed
U
نفس کشیدن استنشاق کردن
leave off
U
قطع کردن دست کشیدن از
solicited
U
بیرون کشیدن وسوسه کردن
receding
U
عقب کشیدن خودداری کردن از
breathe
U
نفس کشیدن استنشاق کردن
garrison
U
محصور کردن حصار کشیدن
soliciting
U
بیرون کشیدن وسوسه کردن
solicits
U
بیرون کشیدن وسوسه کردن
to work off
U
مصرف کردن دست کشیدن از
go out
U
اعتصاب کردن دست کشیدن از
inhaled
U
بداخل کشیدن استشمام کردن
withdrawals
U
خارج کردن عقب کشیدن
withdrawal
U
خارج کردن عقب کشیدن
picket
U
نرده کشیدن مراقبت کردن
picketed
U
نرده کشیدن مراقبت کردن
pickets
U
نرده کشیدن مراقبت کردن
extracting
U
بیرون کشیدن استخراج کردن
inhaling
U
بداخل کشیدن استشمام کردن
extracts
U
بیرون کشیدن استخراج کردن
drag
U
سخت کشیدن لاروبی کردن
dragged
U
سخت کشیدن لاروبی کردن
extracted
U
بیرون کشیدن استخراج کردن
drags
U
سخت کشیدن لاروبی کردن
extract
U
بیرون کشیدن استخراج کردن
epp
U
جزر کردن فرو کشیدن
to lead away
U
پیرو خود کردن کشیدن
inhale
U
بداخل کشیدن استشمام کردن
yip
U
زوزه کشیدن عوعو کردن
rail
U
نرده کشیدن توبیخ کردن
machinate
U
نقشه کشیدن تدبیر کردن
aspirates
U
خالی کردن بیرون کشیدن
lies
U
: دراز کشیدن استراحت کردن
aspirating
U
خالی کردن بیرون کشیدن
impaling
U
محدود کردن میله کشیدن
impales
U
محدود کردن میله کشیدن
lied
U
: دراز کشیدن استراحت کردن
lie
دراز کشیدن استراحت کردن
compass
U
نقشه کشیدن اختراع کردن
impale
U
محدود کردن میله کشیدن
impaled
U
محدود کردن میله کشیدن
chid
U
گله کردن از زوزه کشیدن
aspirate
U
خالی کردن بیرون کشیدن
muck
U
خراب کردن زحمت کشیدن
receded
U
عقب کشیدن خودداری کردن از
recedes
U
عقب کشیدن خودداری کردن از
solicit
U
بیرون کشیدن وسوسه کردن
recede
U
عقب کشیدن خودداری کردن از
garrisons
U
محصور کردن حصار کشیدن
perelotok
U
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
touse
U
اذیت کردن اندامهای کسی را کشیدن
take in
U
باز کردن و به داخل کشیدن طنابها
lucubrate
U
شب زنده داری کردن وزحمت کشیدن
clamoured
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamouring
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
stroking
U
لمس کردن دست کشیدن روی
clamour
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamor
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
To spilt hair . To make a fine distinction .
U
مورااز ماست کشیدن ( مو شکافی کردن )
stroke
U
لمس کردن دست کشیدن روی
strokes
U
لمس کردن دست کشیدن روی
stroked
U
لمس کردن دست کشیدن روی
to plan a building
U
نقشه ساختمانی را کشیدن یاطرح کردن
clamours
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
rolling terrain
U
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeants
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx
U
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeant
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
ground
U
زمین کردن
grounding
U
زمین کردن
paralyzes
U
زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyses
U
زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyse
U
زمین گیر کردن خنثی کردن
paralysed
U
زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyzing
U
زمین گیر کردن خنثی کردن
paralysing
U
زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyzed
U
زمین گیر کردن خنثی کردن
gape
U
خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
To crane ones neck .
U
گردن کشیدن (دراز کردن بیرون آوردن )
to take a recess
U
موقتا دست از کار کشیدن تنفس کردن
gaped
U
خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
lanciation
U
سوراخ کردن یا تیر کشیدن دردتیر کشنده
shielding
U
زره کشیدن یازره پوش کردن روکش
gapes
U
خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
gaping
U
خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
cross (something) out
<idiom>
U
حذف کردن یاخط کشیدن روی چیزی
foot bow
U
کشیدن و رها کردن تیر به کمک دست و پا
arm
U
مسلح کردن چاشنی کشیدن اماده انفجارکردن
to dwell on
U
زیاد وقت صرف کردن روی کشیدن
harrow
U
صاف کردن زمین
to clear land
U
زمین راصاف کردن
dig , in
U
گود کردن زمین
terrain spotting
U
دیدبانی کردن زمین
protective earthing
U
زمین کردن حفافتی
dibble
U
گود کردن زمین
to dig out
U
گود کردن زمین
terrain spotting
U
تجسس کردن زمین
peneplane
U
فرسوده کردن زمین
harrows
U
صاف کردن زمین
searches
U
مراقبت کردن از زمین
searches
U
کاوش کردن زمین
searchingly
U
کاوش کردن زمین
searched
U
کاوش کردن زمین
searched
U
مراقبت کردن از زمین
search
U
کاوش کردن زمین
geodesy
U
مساحی کردن زمین
search
U
مراقبت کردن از زمین
to work the land
U
زمین را زراعت کردن
to till the soil
U
زمین را کشت کردن
to cultivate land
U
زمین را کشت کردن
peneplain
U
فرسوده کردن زمین
searchingly
U
مراقبت کردن از زمین
extending
U
کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
sport
U
پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
extend
U
کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
sports
U
پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
sported
U
پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
extends
U
کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
covenant runing with land
U
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
photo imagery
U
عکس برداری کردن از زمین
harrow
U
باچنگک زمین را صاف کردن
harrows
U
باچنگک زمین را صاف کردن
grub
U
زمین کندن جستجو کردن
neutral earth
U
زمین کردن نقطه صفر
grubbed
U
زمین کندن جستجو کردن
grubs
U
زمین کندن جستجو کردن
cable
U
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
sain
U
تقدیس کردن علامت صلیب روی بدن یاسینه کشیدن
cabled
U
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
no man's land
U
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
U
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pershing
U
موشک زمین به زمین پرشینگ
lacrosse
U
نوعی موشک زمین به زمین
redstone
U
موشک زمین به زمین رداستون
pervious ground
U
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
geologize
U
ازنظر زمین شناسی بازرسی کردن
geologize
U
مطالعه علم زمین شناسی کردن
biosphere
U
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
reclaims
U
نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
reclaiming
U
نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
soil improvement
U
بهتر کردن جنس زمین برای بارگذاری
hovering
U
پرواز کردن نزدیک زمین به طور ثابت
reclaimed
U
نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com