English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
lime light U روشنایی سفیدی که از داغ کردن اهک حاصل میشود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
iceblink U روشنایی که ازبازتاب روشنایی یخ در افق پیدا میشود
asynchronous computer U نوعی از کامپیوتر که در ان هر عمل در نتیجه سیگنالی که از تکمیل عمل قبلی حاصل میشود و یا در اثر اعلام امادگی وسیله لازم برای عمل بعدی اغاز میشود کامپیوترناهمگام
bituminous paint U رنگی ضخیم و سنگین که جزء اصلی ان قیر بوده و بعنوان رنگ ضد اسید برای کم کردن خوردگی حاصل از بخارات والکترولیت موجود در باطری استفاده میشود
fog dog U روشنایی کم که درهنگام مه گرفتگی نزدیک افق دیده میشود
phosphene U حلقههای روشنایی که ازفشردن تخم چشم دیده میشود
augend U عددی که عدد دیگر به آن اضافه میشود تا حاصل بدست آید
thermokarst U عوارض برجستهای که ازذوب شدن یخها و تولیدسوراخها و غارها در زمین حاصل میشود
it is insensitive to light U روشنایی را حس نمیکند نسبت به روشنایی حساس نیست
submarginal land U زمین مطلقا" بی حاصل زمینی که چنان بی حاصل باشد که مخارج سرمایه گذاری و کارگر را نتواندجبران کند
closed cycle reactor system U در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
to i. light from anything U گذر کردن روشنایی
affords U حاصل کردن
acquire حاصل کردن
affording U حاصل کردن
afforded U حاصل کردن
afford U حاصل کردن
gets U حاصل کردن
get U حاصل کردن
getting U حاصل کردن
illuminations U روشن کردن منطقه روشنایی
illumination U روشن کردن منطقه روشنایی
come to an agreement U توافق حاصل کردن
sheer U انحراف حاصل کردن
go to rack and ruin <idiom> U نتیجه بد حاصل کردن
look in on <idiom> U تماس حاصل کردن
sterilising U بی بار یا بی حاصل کردن
sterilises U بی بار یا بی حاصل کردن
sterilised U بی بار یا بی حاصل کردن
acquiring U حاصل کردن اندوختن
acquires U حاصل کردن اندوختن
sterilizing U بی بار یا بی حاصل کردن
sterilizes U بی بار یا بی حاصل کردن
sterilized U بی بار یا بی حاصل کردن
sterilize U بی بار یا بی حاصل کردن
harvests U حاصل درو کردن وبرداشتن
harvested U حاصل درو کردن وبرداشتن
do wonders <idiom> U نتیجه عالی حاصل کردن
harvest U حاصل درو کردن وبرداشتن
osculate U تماس نزدیک حاصل کردن
hold out <idiom> U حاصل شدن ،تقدیر کردن
horned scully U مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود
silveriness U سفیدی
whiteness U سفیدی
chalkiness U سفیدی
whithness U سفیدی
candour U سفیدی
whitest U سفیدی
acquittal U رو سفیدی
argent U سفیدی
whiter U سفیدی
candor U سفیدی
blankness U سفیدی
white U سفیدی
generates U حاصل کردن تولید نیرو کردن
generating U حاصل کردن تولید نیرو کردن
generate U حاصل کردن تولید نیرو کردن
communicates U مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
communicated U مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
communicate U مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
generated U حاصل کردن تولید نیرو کردن
brushes U تماس حاصل کردن واهسته گذشتن
getting U حاصل کردن گرفتن گیر اوردن
gets U حاصل کردن گرفتن گیر اوردن
to come to an agreement U یکدل شدن توافق حاصل کردن
get U حاصل کردن گرفتن گیر اوردن
brush U تماس حاصل کردن واهسته گذشتن
impudence U چشم سفیدی
blank U سفید سفیدی
albinism U سفیدی پوست
albescent U مایل به سفیدی
blankest U سفید سفیدی
watcheye U سفیدی چشم
alphosis U سفیدی جلد
rivers U سفیدی بین خطوط
acquittals U برائت ذمه رو سفیدی
gray U روبه سفیدی رونده
river U سفیدی بین خطوط
ice blink U سفیدی افق از انعکاس دریا
get U حاصل کردن تحصیل کردن
getting U حاصل کردن تحصیل کردن
gets U حاصل کردن تحصیل کردن
top U روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
wall eye U چشمی که سفیدی ان زیادوعنبیه ان کمرنگ باشد
white line U خط سفیدی که برای تمایز وتشخیص بکار رود
snow geese U غاز آمریکای شمالی که پرهای سفیدی دارد.
snow goose U غاز آمریکای شمالی که پرهای سفیدی دارد.
You name it , weve got it. U از سفیدی ماست تا سیاهی ذغال را داریم ( همه چیز )
gaiters U پارچه سفیدی که روی کفش بسته میشودگتر پارچهای
gaiter U پارچه سفیدی که روی کفش بسته میشودگتر پارچهای
havelock U روکلاهی سفیدی که پشت گردن را نیز از افتاب محفوظ میدارد
You name it . Everything under the sun . U از سفیدی ماست تا سیاهی ذغال ( از شیر مرغ تا جان آدمیزاد )
skimmed U سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skim U سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skims U سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
sectors U دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sector U دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal U آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
hereford U نوعی گوساله گوشت قرمز ازنژاد انگلیسی که صورت سفیدی دارد
slip sheet U صفحه سفیدی که بین دوصفحه چاپی دیگر قرار داده شده
course light U روشنایی باند فرودگاه چراغهای مخصوص روشن کردن باند فرود
coordinated illumination U روشنایی هم اهنگ شده طرح روشنایی هم اهنگ شده
flashed U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flash U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
QBE U زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
echoing U هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echo U هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoed U هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoes U هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
forms U ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
formed U ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
perfoliate U درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود
form U ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
averages U متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
average U متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaging U متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
trace U نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
traces U نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
traced U نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
averaged U متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
load U برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
loads U برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
soft U دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
softer U دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
dummies U متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
dummy U متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
softest U دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
throughput U نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود
town fog U نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود
suffix notation U عملیات ریاضی که به صورت منط ق نوشته میشود و نشانه پس از عددی که عمل روی آن انجام میشود می آید
master U و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
seconds U که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
second U که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
masters U و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
seconded U که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
mastered U و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
seconding U که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
electric lighting U روشنایی
clearness U روشنایی
lighting U روشنایی
light U روشنایی
lightest U روشنایی
lightness U روشنایی
lighted U روشنایی
illuminations U روشنایی
luminouity U روشنایی
illumination U روشنایی
rushlight U روشنایی کم
night light U روشنایی شب
luminance U روشنایی
peeped U روشنایی کم
luminosity U روشنایی
peeping U روشنایی کم
peeps U روشنایی کم
peep U روشنایی کم
workgroup U خصوصیتی که به بستههای نرم افزاری استاندارد اضافه میشود که باعث کارایی بهتر آن در گروه کاربران شبکه میشود
faxes U کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxed U کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
fax U کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxing U کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
illuminating gas U گاز روشنایی
illuminating system U سیستم روشنایی
luminance decay U کم شدن روشنایی
illumination U شدت روشنایی
search light illumination U روشنایی با نورافکن
luminance channel U کانال روشنایی
glares U روشنایی زننده
continuous illumination U روشنایی مداوم
intensity of illumination U شدت روشنایی
intensity level U سطح روشنایی
asterism U روشنایی و نور
constant luminance U روشنایی ثابت
brightness signal U پیام روشنایی
brightness control U پیچ روشنایی
artifical light U روشنایی مصنوعی
glared U روشنایی زننده
direct lighting U روشنایی مستقیم
illuminating engineering U مهندسی روشنایی
illuminations U شدت روشنایی
illuminating engineering U تکنیک روشنایی
illuminating fixture U لوازم روشنایی
glimmerings U روشنایی ضعیف
glimmering U روشنایی ضعیف
lighting scheme U ترتیب روشنایی
lighting set U دستگاه روشنایی
glare U روشنایی زننده
street lighting U روشنایی خیابان
lighting source U منبع روشنایی
lighting switch U کلید روشنایی
lighting transformer U مبدل روشنایی
lighting unit U واحد روشنایی
ligting conditions U نسبتهای روشنایی
luminous efficiency U ضریب روشنایی
lighting plant U تاسیسات روشنایی
incandescence U روشنایی سیمابی
luminous efficiency U راندمان روشنایی
glimmers U روشنایی ضعیف
indirect lighting U روشنایی غیرمستقیم
flash U روشنایی مختصر
flashed U روشنایی مختصر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com