English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
reprecipitation U رسوب کردن مجدد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
reprecipitation U رسوب دادن مجدد
fouls U رسوب کردن
fouling U رسوب کردن
precipitated U رسوب کردن
sediment U رسوب کردن
foul U رسوب کردن
precipitation U رسوب کردن
precipitating U رسوب کردن
deposit U رسوب کردن
fouled U رسوب کردن
fouler U رسوب کردن
deposits U رسوب کردن
precipitates U رسوب کردن
precipitate U رسوب کردن
percipitate U رسوب کردن
foulest U رسوب کردن
sediments U رسوب کردن
charge U ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
charges U ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
re endorsement U پشت نویسی مجدد فهرنویسی مجدد
regenerate U 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerating U 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerated U 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerates U 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
hardest U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
harder U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
hard U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
reloading U پر کردن مجدد
reloads U پر کردن مجدد
reload U پر کردن مجدد
reloaded U پر کردن مجدد
relay U عوض کردن روانه کردن مجدد توپ
relays U عوض کردن روانه کردن مجدد توپ
relayed U عوض کردن روانه کردن مجدد توپ
reproductions U تولید کردن مجدد
reconditioning U شرطی کردن مجدد
subdevice U قسمت کردن مجدد
subdevice U بخش کردن مجدد
redesign U طراحی مجدد کردن
remelt U ذوب کردن مجدد
reproduction U تولید کردن مجدد
referred U مراجعه کردن بازدید مجدد
refer U مراجعه کردن بازدید مجدد
reflow U فروکش کردن جریان مجدد
recapitalize U سرمایه گذاری مجدد کردن
refers U مراجعه کردن بازدید مجدد
rework U برای کاربرد مجدد آماده کردن
retrieve U اصلاح یا تهذیب کردن حصول مجدد
retrieved U اصلاح یا تهذیب کردن حصول مجدد
reworked U برای کاربرد مجدد آماده کردن
retrieves U اصلاح یا تهذیب کردن حصول مجدد
reworking U برای کاربرد مجدد آماده کردن
reworks U برای کاربرد مجدد آماده کردن
reboot U بار کردن مجدد سیستم عامل در حین محاسبه
write permit ring U چرخ نوار مغناطیسی که امکان نوشتن مجدد یا پاک کردن به نوارمیدهد
nonerasable storage U رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
storage U رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
to tip something [British E] U رسوب کردن چیزی [محیط زیست] [بوم شناسی] [حفاظت محیط زیست]
staging base U پایگاه تجدید سوخت یابارگیری مجدد یا جابجا کردن کالاها در کشتی یا هواپیما
rearming U تجدیداماد مهمات درانبارها مسلح کردن مجدد ماسوره یاچاشنی بمب یا موشک
dreg U رسوب
sediments U رسوب
foul U رسوب
percipitate U رسوب
illuviation U رسوب
sinter U رسوب
sediment U رسوب
precipitation U رسوب
alluvion U رسوب
fouling U رسوب
alluvium U رسوب
fouls U رسوب
mud U رسوب
deposits U رسوب
residual U رسوب
fouled U رسوب
fouler U رسوب
foulest U رسوب
deposit U رسوب
deposit U ذخیره رسوب
settling basin U حوضچه رسوب
setting basin U حوضچه رسوب
sedimentation U رسوب گذاری
sedimentation U رسوب سازی
sediment U لای رسوب
sediments U لای رسوب
deposits U ذخیره رسوب
silt sump U چاهک رسوب
mud valve U دریجه رسوب
tartar U ته نشین رسوب
oil sludge U رسوب روغن
tartars U ته نشین رسوب
precipitant U عامل رسوب
silt pit U چاله رسوب
fouling U رسوب رسوبات
trap box U حوضچه رسوب
precipitated U رسوب شیمیایی
bosh U رسوب کوارتس
precipitate U رسوب شیمیایی
precipitation U رسوب دادن
accretion of silt U رسوب زدایی
precipitating U رسوب شیمیایی
precipitates U رسوب شیمیایی
accretionof silt U رسوب زدائی
residuum U پسمانده رسوب
silting U رسوب ته نشینی
glacial deposit U رسوب یخچالی
precipitation reaction U واکنش رسوب دهنده
sludge U رسوب گل و لای ضخیم
precipating agent U عامل رسوب دهنده
trap box U حوضچه رسوب زهکشها
vapor deposition U رسوب سازی با بخار
silt ejector U تخلیه کننده رسوب
tidal mud deposits U گل رسوب شده حاصل از جزرو مد
eolian U رسوب حاصل از جریان باد
alluvial U ته نشینی مربوط به رسوب و ته نشین
auto U توانایی کامپیوتر برای مقدار دهی اولیه و بار کردن مجدد سیستم عامل در صورت بروز خرابی یا قط ع
autos U توانایی کامپیوتر برای مقدار دهی اولیه و بار کردن مجدد سیستم عامل در صورت بروز خرابی یا قط ع
laterization U تبدیل سنگ به رسوب صخرههای قرمز
coppering U مس گیری رفع رسوب مس از داخل لوله
sludge U لجن غلیظ رسوب مخازن سوخت ناو
scale U ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
denationalization U تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی بازگشت به وضع قبل از ملی کردن
illuviate U در اثر نقل مکان از محلی درمحل دیگری رسوب شدن
juck work U کوبیدن میخ درکف و دیوارهای کانال به منظور ایجاد رسوب
garbage U سازماندهی مجدد و حذف فایلهای داده و رکوردهای نالازم . پاک کردن بخشی از حافظه برنامه یا داده اش که استفاده نمیشود
age hardening U سخت گردانی همبسته ها به وسیله تشکیل محلول جامد فوق اشباع و رسوب مقادیراضافی در اثر گذشت زمان
DVD U درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
renewed U مجدد
further U مجدد
furthering U مجدد
furthers U مجدد
seconding U مجدد
second U مجدد
furthered U مجدد
seconds U مجدد
seconded U مجدد
reflorescence U مجدد
further on U مجدد
furthermore U مجدد
re-ran U نمایش مجدد
rearrangement U ترتیب مجدد
reproduction U تولید مجدد
re-run U نمایش مجدد
resurgence U طغیان مجدد
reproductions U تولید مجدد
comebacks U دستیابی مجدد
redistribution U توزیع مجدد
rearrangements U ترتیب مجدد
comeback U دستیابی مجدد
repaint U رسم مجدد
reassurances U اطمینان مجدد
reinforcement U وضع مجدد
recreation U خلق مجدد
retaking U گرفتن مجدد
reloading U بارکردن مجدد
retakes U گرفتن مجدد
restoration U استقرار مجدد
reloaded U بارکردن مجدد
re attachment U توقیف مجدد
re-running U نمایش مجدد
retaken U گرفتن مجدد
recreations U خلق مجدد
reassurance U اطمینان مجدد
retake U گرفتن مجدد
re-runs U نمایش مجدد
reload U بارکردن مجدد
redrew U رسم مجدد
after shrinkage U انقباض مجدد
rehearsals U تکرار مجدد
recounts U شمارش مجدد
recounting U شمارش مجدد
recounted U شمارش مجدد
crossecheck U مقابله مجدد
restatement U بیان مجدد
recurrences U رویدادن مجدد
recurrence U رویدادن مجدد
rehearsal U تکرار مجدد
restatements U بیان مجدد
recount U شمارش مجدد
reconditioning U تعمیر مجدد
remarriages U ازدواج مجدد
redraw U رسم مجدد
redrawing U رسم مجدد
regenerate U تولید مجدد
repayment U پرداخت مجدد
repayments U پرداخت مجدد
redraws U رسم مجدد
reissuing U چاپ مجدد
reissues U چاپ مجدد
redrawn U رسم مجدد
reissued U چاپ مجدد
reissue U چاپ مجدد
regenerates U تولید مجدد
regenerated U تولید مجدد
reversion U ترجمه مجدد
remarriage U ازدواج مجدد
regenerating U تولید مجدد
remand U بازداشت مجدد
reebtry U ورود مجدد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com