English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to freight out and home U دوسره کرایه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hire purchase U کرایه چیزی به این ترتیب که کرایه کننده با پرداخت یک عده اقساط مالک ان شی بشود
mutually U دوسره
bicephalous U دوسره
mutual U دوسره
return ticket U بلیط دوسره
round voyage U سفر دوسره
return tickets U بلیط دوسره
8 oclock sharp . On the stroke of 8. U بلیط دوسره
mutuality U دوسره بودن
mutual love U دو سقی دوسره
mutualize U دوسره ساختن
affreight U کرایه کردن
hire U کرایه کردن
hires U کرایه کردن
hiring U کرایه کردن
freight U کرایه کردن
rent U کرایه کردن
to charter U کرایه کردن
hires U اجرت کرایه کردن
hire U اجرت کرایه کردن
hiring U اجرت کرایه کردن
hire U اجیر کردن اجاره کردن کرایه دادن
hires U اجیر کردن اجاره کردن کرایه دادن
hiring U اجیر کردن اجاره کردن کرایه دادن
rent U کرایه اجاره کردن یا دادن
time charter U کرایه کردن موقت کشتی
lease U کرایه کردن اجاره کردن
leases U کرایه کردن اجاره کردن
carriages U بردن حمل کردن باربری کرایه هزینه حمل
carriage U بردن حمل کردن باربری کرایه هزینه حمل
back haul U بارگیری در بازگشت از یک ماموریت بارگیری دوسره باربرگشت
faring U کرایه
hire U کرایه
hires U کرایه
carrige forward U پس کرایه
transport charges U کرایه
hiring U کرایه
fraught U کرایه
fares U کرایه
rent U کرایه
leases U کرایه
freight forward U پس کرایه
backfreight U پس کرایه
carriage forward U پس کرایه
freight collect U پس کرایه
lease U کرایه
meed U کرایه
cost of transport U کرایه
freight U کرایه
fare U کرایه
back freigt U پس کرایه
fared U کرایه
passage money U کرایه
balance of freight U پس کرایه
back rent U پس کرایه
renter U کرایه نشین
fared U کرایه مسافر
hack U درشکه کرایه
hacked U درشکه کرایه
fare U کرایه مسافر
passage U دریا کرایه
hach U کرایه دادن
hiring U کرایه دادن
tenant U کرایه نشین
tenants U کرایه نشین
passages U دریا کرایه
back freigt U پرداخت کرایه
hacks U درشکه کرایه
fares U کرایه مسافر
hires U کرایه دادن
carrige U کرایه حمل
passage money U کرایه مسافر
let out on hire U کرایه دادن
freight U کرایه کشتی
carfare U کرایه ماشین
faring U کرایه مسافر
hire U کرایه دادن
demurrage U کرایه معطلی
carfare U کرایه اتوبوس
railway freight U کرایه راه اهن
tenant U کرایه نشین متصرف
faring U کرایه حمل و نقل
tenants U کرایه نشین متصرف
portage U کرایه فرفیت کشتی
fared U کرایه حمل و نقل
to hire out something U کرایه دادن چیزی
back rent U کرایه عقب افتاده
carriage forward U کرایه در مقصدپرداخت میشود
fare U کرایه حمل و نقل
to let something [British E] [Real Estate] U کرایه دادن چیزی
twon car U اتومبیل کرایه مسافری
cartage U کرایه گاری مکاری
to rent out something U کرایه دادن چیزی
fares U کرایه حمل و نقل
charter U دربست کرایه دادن
chartered U دربست کرایه دادن
chartering U دربست کرایه دادن
charters U دربست کرایه دادن
How much is the fare to ... ? کرایه تا ... چقدر است؟
to let something on a lease U کرایه دادن چیزی
circulating library U کتابخانهای که کتاب کرایه میدهد
hackney U درشکه کرایه اسب کرایبه
carrige forward U کرایه به عهده گیرنده کالا
fiacre U کالسکه یا درشکه چهارچرخه کرایه
Rented (rental) car. U اتومبیل اجاره ای (کرایه شده )
carriage payed U کرایه حمل پرداخت شده
advance freight U پیش پرداخت کرایه حمل
What is the charge per day? U کرایه روزانه چقدر است؟
taximeter U نشان دهنده کرایه تاکسی
freighter U کرایه کننده کشتی باری
What's the charge per hour? U کرایه هر ساعت چقدر است؟
freighters U کرایه کننده کشتی باری
subsidized accommodation U منزل با کمک هزینه [کرایه و غیره]
out leased U انبارهای کرایه شده از خارج از پادگان
tie line U کانال مخابراتی کرایه داده شده
What's the fare to Manchester? U کرایه تا شهر منچستر چقدر است؟
lodging house U محل کرایه دادن اطاق مسافرخانه
i am behind in my rent U کرایه خانه ام عقب افتاده است
voyage charter U کرایه کشتی جهت سفری خاص
cost and frieght U قیمت کالا به اضافه کرایه حمل
What's the fare to the airport? U نرخ کرایه تا فرودگاه چقدر است؟
freight U کرایه کشتی ارسال بار با هواپیما یاکشتی
dead carriage U کرایه باربری جهت فرفیت استفاده نشده
What's the fare to this address? U نرخ کرایه تا این آدرس چقدر است؟
What's the fare to city centre? U نرخ کرایه تا مرکز شهر چقدر است؟
livery stable U اصطبل مخصوص کرایه دادن اسب یا نگاهداری اسبهای دیگران
dead carriage U کرایه حملی که پرداخت شده ولی استفادهای از ان به عمل نیامده
dead freight U کرایه حملی که پرداخت شده ولی استفادهای از ان به عمل نیامده
baltic exchange U بازار یاتالار بورسی در لندن که مربوط به کرایه کشتی ومعاملات مربوطه میباشد
forwarding merchant U حق الزحمهای دریافت می دارد بدون انکه دروسیله حمل یا پرداخت کرایه شریک باشد
free haul U در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
third party lease U توافقنامهای که بوسیله ان یک شرکت مستقل تجهیزاتی رااز سازنده خریده و به استفاده کننده کرایه میدهد
dead weight U کالاهای سنگین که کرایه حمل انها براساس وزن تعیین میگردد مانند ذغال سنگ واهن
dead weights U کالاهای سنگین که کرایه حمل انها براساس وزن تعیین میگردد مانند ذغال سنگ واهن
dead freight U کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود
hackney coach U کالسکه یا درشکه کرایه درشکه چهارچرخه ودو اسبه
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
concentrate U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
concentrating U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to inform on [against] somebody U کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
calk U بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
serves U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
buck up U پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
served U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serve U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrates U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
soft-pedalling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
checks U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
timed U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
time U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
checked U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
check U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
sterilizing U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilizes U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
infringing U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
cross U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
correcting U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
correct U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
exploiting U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
to use effort U کوشش کردن بذل مساعی کردن سعی کردن
to wipe out U پاک کردن محو کردن نابودکردن نیست کردن
infringe U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
support U حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
infringed U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com