English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 214 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
hawk U دوره گردی کردن
hawked U دوره گردی کردن
hawks U دوره گردی کردن
hobo U دوره گردی کردن
hoboes U دوره گردی کردن
hobos U دوره گردی کردن
peddle U دوره گردی کردن
peddled U دوره گردی کردن
peddles U دوره گردی کردن
packman U دوره گردی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
cadge U اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadged U اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadges U اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadging U اخاذی کردن دوره گردی کردن
Other Matches
pedlary U دوره گردی
colportage U دوره گردی
cadge U گدایی دوره گردی
cadging U گدایی دوره گردی
cadges U گدایی دوره گردی
cadged U گدایی دوره گردی
rhapsode U دوره گردی که اشعار رزمی
door to door selling U فروش کالا بصورت دوره گردی
to poke a bout U ول گردی کردن
traipse U هرزه گردی کردن
traipsing U هرزه گردی کردن
traipsed U هرزه گردی کردن
pub crawls U میخانه گردی کردن
pub crawl U میخانه گردی کردن
traipses U هرزه گردی کردن
shop U مغازه گردی کردن دکه
shopped U مغازه گردی کردن دکه
shops U مغازه گردی کردن دکه
gad U با میخ محکم کردن هرزه گردی کردن
cooling-off periods U دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period U دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period U دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene U وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
interregnum U فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna U فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums U فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
roundest U گردی
globularity U گردی
knobbiness U گردی
farinose U گردی
roundness U گردی
levorotation U چپ گردی
round U گردی
rotundily U گردی
rondure U گردی
heroism U گردی
cylinderisity U گردی
encompass U دوره کردن
review U دوره کردن
reviewed U دوره کردن
encompasses U دوره کردن
encompassed U دوره کردن
reviewing U دوره کردن
to run over U دوره کردن
encompassing U دوره کردن
reviews U دوره کردن
cavetto U ربع گردی
cylinderisity U دقت گردی
What are you looking for ? U دنبال چی؟ می گردی ؟
roundness U نسبت گردی
gas lubrication U روغنکاری گردی
pub crawl U میخانه گردی
mountaineering U کوه گردی
powderiness U خاصیت گردی
pub crawls U میخانه گردی
sleep walking U خوابیده گردی
powder metallurgy U متالورژی گردی
top radius U گردی سر دنده
coal dust firing U اشتعال گردی
somnambulism U خواب گردی
hole circle U گردی سوراخ
somnambulation U خواب گردی
rims U دوره دار کردن
rim U دوره دار کردن
dry galvanizing U اب روی دادن گردی
pulverulent U ازهم پاشنده گردی
peregrination U جهان گردی دربدری
peregrinations U جهان گردی دربدری
to i. aroom with a powder U گردی درخانه پاشیدن
serve one's term U دوره خدمت خود را طی کردن
recapitulated U رئوس مطالب را دوره کردن
reviewed U تجدید نظر دوره کردن
review U تجدید نظر دوره کردن
reviewing U تجدید نظر دوره کردن
reviews U تجدید نظر دوره کردن
recapitulate U رئوس مطالب را دوره کردن
to serve one's term U دوره خدمت خود را طی کردن
recapitulates U رئوس مطالب را دوره کردن
recapitulating U رئوس مطالب را دوره کردن
to undergo training U در یک دوره آموزشی شرکت کردن
bezant U پولک گردی که معمولا از طلااست
to enrol [oneself] for a course U خود را برای دوره ای نام نویسی کردن
walkabouts U بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
walkabout U بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
colporteur U کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
console U کنسول [نوعی ستون نگهدارنده تزئینی یا پیش گردی]
serve a sentence U به حکم دادگاه زندانی شدن دوره حبس خود را طی کردن
light period U دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
study for bar U دوره تعلیماتی و کاراموزی کانون وکلا را طی کردن درس حقوق خواندن
hock spanner U اچار نیم گردی در یک دسته درانتها و یک قلاب با چنگک درسر دیگر
production cycle U زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
frostwork U نقشی که به تقلید ان درست کنند طراحی شبیه شبنم یخ زده طراحی گردی
semifinal U مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
one's d. U دوره
career U دوره
outlines U دوره
careers U دوره
bordered U دوره
terming U دوره
epochs U دوره
outline U دوره
periodicity U دوره
outlined U دوره
epoch U دوره
outlining U دوره
careering U دوره
bordering U دوره
periods U دوره
careered U دوره
pools U دوره
period U دوره
pooled U دوره
pool U دوره
border U دوره
he has run his race U دوره
circuit U دوره
stadiums U دوره
stadium U دوره
cycled U دوره
stadia U دوره
cycles U دوره
rimless U بی دوره
eras U دوره
reviewal U دوره
compass U دوره
contemporary U هم دوره
phases U دوره
contemporaries U هم دوره
perimeter U دوره
perimeters U دوره
rhythm U دوره
felly U دوره
phased U دوره
felloe U دوره
rhythms U دوره
phase U دوره
circuits U دوره
cycle U دوره
era U دوره
session U دوره
sessions U دوره
rim U دوره
term U دوره
termed U دوره
sets U دوره
setting up U دوره
periphery U دوره
peripheries U دوره
set U دوره
edge U دوره
Ice Age U دوره یخ
instar U دوره
edges U دوره
to have ones fling U دوره
rims U دوره
courses U : دوره
coursed U : دوره
course U : دوره
production period U دوره تولید
refersher course U دوره توجیهی
probationary period U دوره ازمایشی
conducting period U دوره رسانایی
return perion U دوره تناوب
preparatory interval U دوره امادگی
caird U دوره گرد
budget period U دوره بودجه
recurrence interval U دوره تناوب
pliocene U دوره پلیوسن
procurement cycle U دوره خرید
advance course U دوره عالی
rimmed U دوره دار
occupancy cycle U دوره سکونت
cheap jack U دوره گرد
advanced course U دوره عالی
puerperium U دوره نفاس
quadrennium U دوره چهارساله
quadrentnium U دوره چهارساله
basic course U دوره مقدماتی
huckster U دوره گرد
strolling U دوره گرد
itinerant U دوره گرد
blocking period U دوره وقفه
practice period U دوره تمرین
hucksters U دوره گرد
action period U دوره کنش
biennium U دوره دوساله
continous cycle U دوره بی وقفه
germinal period U دوره نوجنینی
session U دوره تحصیلی
inning U یک دوره بازی
duty cycle U دوره کار
period of incubation U دوره نهفتگی
duty factor U دوره کار
infection period U دوره نهفتگی
induction period U دوره انگیزش
sessions U دوره تحصیلی
internship U دوره انترنی
term U دوره انتصاب
series U یک دوره مسابقه
course U دوره مسیرتیراندازی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com