English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to p on any one's preserves U در جای قورق شکار کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
predation U شکار کردن
hunted U شکار کردن
hunts U شکار کردن
hunt U شکار کردن
sniped U پاشله شکار کردن
bags U شکار کردن با تیر
rabbits U شکار خرگوش کردن
poached U دزدکی شکار کردن
bag U شکار کردن با تیر
rabbit U شکار خرگوش کردن
poaches U دزدکی شکار کردن
snipes U پاشله شکار کردن
snipe U پاشله شکار کردن
poach U دزدکی شکار کردن
sniping U پاشله شکار کردن
give tongue U عوعو کردن در پیدا کردن بوی شکار
hunt U اداره کردن تازیها در شکار
hunts U اداره کردن تازیها در شکار
course U تعقیب کردن شکار از طرف سگ
coursed U تعقیب کردن شکار از طرف سگ
courses U تعقیب کردن شکار از طرف سگ
to rid to hounds U با تازی شکار روباه کردن
turtle U لاک پشت شکار کردن
foxhunt U باتازی شکار روباه کردن
turtles U لاک پشت شکار کردن
to ride to hounds U با تازی شکار روباه کردن
hunted U اداره کردن تازیها در شکار
hounded U باتازی شکار کردن تعقیب کردن
hound U باتازی شکار کردن تعقیب کردن
hounding U باتازی شکار کردن تعقیب کردن
hounds U باتازی شکار کردن تعقیب کردن
weigh-ins U وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
weigh-in U وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
poach U برخلاف مقررات شکار صید کردن
poached U برخلاف مقررات شکار صید کردن
poaches U برخلاف مقررات شکار صید کردن
weigh in U وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
shoots U زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
shoot U زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
chase U دنبال کردن شکار کردن
chasing U دنبال کردن شکار کردن
chace U دنبال کردن شکار کردن
chases U دنبال کردن شکار کردن
chased U دنبال کردن شکار کردن
hunting U شکار کردن جستجو کردن
chasing U شکار
game U شکار
prey U شکار
chase U شکار
chases U شکار
predatin U شکار
venery U شکار
hunts U شکار
gameless U بی شکار
gamey U پر از شکار
hunted U شکار
hunt U شکار
chased U شکار
chace U شکار
ravin U شکار
quarrying U شکار
chevy U شکار
quarry U شکار
hanks U شکار
quarries U شکار
hank U شکار
hunting U شکار
huntsman U شکار باز
quarries U لاشه شکار
predatory habit U خوی شکار
blood sports U کشتن شکار
blood sport U کشتن شکار
ducking U شکار مرغابی
fowling U شکار پرنده
victims U دستخوش شکار
quarries U شکار موردنظر
gunning U شکار با تفنگ
shootings U شکار باتفنگ
victim U دستخوش شکار
shooting U شکار باتفنگ
quarrying U شکار موردنظر
quarrying U لاشه شکار
quarry U شکار موردنظر
area drive U شکار دواندن
quarry U لاشه شکار
poniter U نوعی سگ شکار ی
shotgunner U شکار با تفنگ
to go a hunting U شکار رفتن
king hunt U شاه شکار
hunter U اسب شکار
hunting ground U شکار گاه
hanks U طعمه شکار
hunting district U شکار گاه
game U سرگرمی شکار
shanking U شکار کوسه
gamy U پراز شکار
hunters U اسب شکار
game law U قانون شکار
game keep U پاسبان شکار
fair game U شکار قانونی
hank U طعمه شکار
whaling U شکار نهنگ
fair game U شکار مجاز
falconry U شکار با شاهین
huntsmen U شکار باز
shining U پیداکردن شکار در شب بانورافکن
outfitter U فروشنده لوازم شکار
deer stalking U شکار اهو و گوزن
cub hunting U شکار بچه روباه
game U شکار گرفته شده
big game U شکار حیوانات بزرگ
predatory U تغذیه کننده از شکار
raptatorial U لازم برای شکار
outfitters U فروشنده لوازم شکار
checks U و شدن بوی شکار
stool U گروه فریبنده شکار
checked U و شدن بوی شکار
check U و شدن بوی شکار
predatorial U تغذیه کننده از شکار
raptatory U لازم برای شکار
pointers U سگ شکاری یابنده شکار
chevy U فریاد هنگام شکار
pointer U سگ شکاری یابنده شکار
bow hunting U شکار با تیر و کمان
prowling U درپی شکار گشتن
shoot U هدف گرفتن شکار
foxhunt U شکار روباه باتازی
prowled U درپی شکار گشتن
prowl U درپی شکار گشتن
predator U تغذیه کننده از شکار
predators U تغذیه کننده از شکار
raven U شکار طعمه شکاری
ravens U شکار طعمه شکاری
shoots U هدف گرفتن شکار
hunting U شکار دشمن یا زیردریایی
find U یافتن بوی شکار
finds U یافتن بوی شکار
hog dress U بریدن گلوی شکار
prowls U درپی شکار گشتن
predaceous U شکاری تغذیه کننده از شکار
predacious U شکاری تغذیه کننده از شکار
jaeger U علاقمند به شکار مرد شکارچی
falconer U کسیکه با شاهین شکار میکند
wood craft U جنگل شناسی از لحاظ شکار
privilegium U حق تقدم در شکار حیوانات اهلی
retriever U سگ مخصوص یافتن شکار ومجروحین
decoy shooting U شکار به کمک مرغ دام
master of U سرپرست گروه شکار روباه
closed season U فصل منع ماهیگیری یا شکار
cover U بوته زار پناهگاه شکار
coverings U بوته زار پناهگاه شکار
covers U بوته زار پناهگاه شکار
close season U فصلصید ماهیو شکار در بریتانیا
safaris U سفر برای شکار بزرگ
falconers U کسیکه با شاهین شکار میکند
tufter U کسی که شکار را رم میدهد شکارچی
safari U سفر برای شکار بزرگ
retrievers U سگ مخصوص یافتن شکار ومجروحین
foxhounds U تازی مخصوص شکار روباه
open season U فصل مجاز ماهیگیری یا شکار
foxhound U تازی مخصوص شکار روباه
still hunting U شکار باروش در کمین نشستن
cases U محل ماهیگیری سگان بدنبال شکار
poaches U شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
to give the tone U هنگام یافتن رد شکار پارس کشیدن
poached U شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
wildfowl U مرغ شکار بخصوص مرغهای ابی
poach U شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
hunting bow U کمان بلند و سنگین برای شکار
challenge [of a dog] U پارس سگی [پس از دریافت بوی شکار]
covert U بوته زار انبوه مخفیگاه شکار
case U محل ماهیگیری سگان بدنبال شکار
still hunting U روش شکار با تعقیب اهسته بدون کمک سگ
setters U سگی که با خزیدن محل شکار را نشان میدهد
gaze hound U تازی که بیشتر با چشم دنبال شکار می رود تا با بو
setter U سگی که با خزیدن محل شکار را نشان میدهد
masks U کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
falconry U تربیت و شکار با قوش وشاهین و باز و عقاب
stag hunting U شکار اهو با حالت سواره وکمک تازیها
buck fever U هیجان شکارچی تازه کار درمقابل شکار
sport U تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
sports U تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
sported U تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
fox-hunting U شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
fox hunting شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
mask U کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
bolting U تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
drag hunt U شکار با تازی در مسیری بابوی مصنوعی روباه بخاطرورزش
fowling piece U تفنگ سبک برای شکار پرنده وحیوان کوچک
bolts U تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
bolt U تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
bolted U تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
wing shooting U شکار یا نشانه روی مرغان شکاری در حال پرواز
pass shooting U شکار مرغابی هنگام گذشتن ازبالای موضع شکارچی
small game U پرندگان و حیوانات کوچک که برای تفریح شکار می شوند
flu flu U تیر مخصوص پرواز کوتاه ومستقیم برای شکار پرنده
gamey U دارای بو و مزه گوشت شکار که نزدیک فاسد شدن باشد
hoick U فریاد تازی دار بعلامت اعلام کشف مسیر شکار
floo floo U تیر مخصوص پرواز کوتاه ومستقیم برای شکار پرنده
buck fever U هیجان شکارچی تازه کار دردیدن شکار و خطا رفتن تیر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com