English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
call for ..... under the credit U درخواست کردن ..... تحت اعتبار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
call-up U درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call up U درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-ups U درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
requisitioning U درخواست کردن درخواست وسایل
requisition U درخواست کردن درخواست وسایل
requisitioned U درخواست کردن درخواست وسایل
requisitions U درخواست کردن درخواست وسایل
request U درخواست اماد کردن درخواست کردن
requesting U درخواست اماد کردن درخواست کردن
requests U درخواست اماد کردن درخواست کردن
requested U درخواست اماد کردن درخواست کردن
overdraft U حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
overdrafts U حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
request modify U درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
unfinanced U بدون اعتبار تضمین اعتبار نشده
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
excess demand U درخواست بیش از حد درخواست اضافی
craft revolving fund U حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
solicit U درخواست کردن
applying U درخواست کردن
implored U درخواست کردن از
implore U درخواست کردن از
solicited U درخواست کردن
solicits U درخواست کردن
supplicate U درخواست کردن
apply U درخواست کردن
applies U درخواست کردن
speak for <idiom> U درخواست کردن
soliciting U درخواست کردن
to make an application [to apply] U درخواست کردن
plead with U درخواست کردن
praying U درخواست کردن
demand U درخواست کردن
demanded U درخواست کردن
entreats U درخواست کردن
entreating U درخواست کردن
implores U درخواست کردن از
imploring U درخواست کردن از
entreated U درخواست کردن
pray U درخواست کردن
entreat U درخواست کردن
prayed U درخواست کردن
prays U درخواست کردن
demands U درخواست کردن
call mission U درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
pleads U در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
plead U در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
pleaded U در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
rehabilitating U اعاده اعتبار کردن
rehabilitated U اعاده اعتبار کردن
rehabilitate U اعاده اعتبار کردن
revalidate U تجدید اعتبار کردن
rehabilitates U اعاده اعتبار کردن
bone U خواستن درخواست کردن
to reject [refuse] an application U درخواست نامه ای را رد کردن
requisitioning U درخواست رسمی کردن
boned U خواستن درخواست کردن
bones U خواستن درخواست کردن
boning U خواستن درخواست کردن
to ask too much U بیش از حد درخواست کردن
to deny somebody a wish U درخواست کسی را رد کردن
requisitions U درخواست رسمی کردن
to apply for leave U درخواست مرخصی کردن
solicit U درخواست یا تقاضا کردن از
requisitioned U درخواست رسمی کردن
solicited U درخواست یا تقاضا کردن از
to a oneself for help U درخواست کمک کردن
indent U سفارش درخواست کردن
indenting U سفارش درخواست کردن
soliciting U درخواست یا تقاضا کردن از
indents U سفارش درخواست کردن
requisition U درخواست رسمی کردن
solicits U درخواست یا تقاضا کردن از
call for fire U درخواست اتش کردن
validated U تایید اعتبار قانونی کردن
reinstatement of revolving credit U اعتبار گردانی را تجدید کردن
void U از درجه اعتبار ساقط کردن
validate U تایید اعتبار قانونی کردن
validates U تایید اعتبار قانونی کردن
validating U تایید اعتبار قانونی کردن
mission call U درخواست پشتیبانی هوایی کردن
to ask somebody for [about] something U از کسی چیزی درخواست کردن
appropriation U اختصاص دادن اعتبار واگذار کردن
apply U درخواست کردن شامل حال بودن
to call somebody to [for] something U از کسی برای چیزی درخواست کردن
applies U درخواست کردن شامل حال بودن
to ask specifically about something U چیزی را به طور خاص درخواست کردن
to file a petition U بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
subsequent filing [application, documents] U ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
applying U درخواست کردن شامل حال بودن
lean on <idiom> U اجبارشخص درقبول کردن درخواست باتحت فشارگذاشتن
to file an application to somebody U از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
to withdraw an application U صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
credit system of supply U سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
authentication U تعیین اعتبار و صحت اسناد اعلام نشانی کردن
overdraw U بیش از اعتبار حواله کردن برات خالی از وجه دادن
apply U صدق کردن درخواست کردن
petitioned U دادخواهی کردن درخواست کردن
petitioning U دادخواهی کردن درخواست کردن
applying U صدق کردن درخواست کردن
request U تقاضا کردن درخواست کردن
requested U تقاضا کردن درخواست کردن
petition U دادخواهی کردن درخواست کردن
applies U صدق کردن درخواست کردن
requesting U تقاضا کردن درخواست کردن
requests U تقاضا کردن درخواست کردن
begged U استدعا کردن درخواست کردن
begs U استدعا کردن درخواست کردن
petitions U دادخواهی کردن درخواست کردن
cry off U تقاضا کردن درخواست کردن
beg U استدعا کردن درخواست کردن
corrupted U تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupts U تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupting U تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupt U تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
requistioner U قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
fire call U درخواست اتش توپخانه درخواست اتش
demonetization U خارج کردن پول از گردش از اعتبار انداختن پول درگردش
fire message U پیام اتش درخواست اتش کردن
request for discharge U عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
budgets U اعتبار
advancing U اعتبار
reputation U اعتبار
credit line U حد اعتبار
advances U اعتبار
reputations U اعتبار
advance U اعتبار
authenticity U اعتبار
credits U اعتبار
budgeted U اعتبار
budget U اعتبار
appropriation symbol U کد اعتبار
entitlement U اعتبار
entitlements U اعتبار
line of cerdit U خط اعتبار
estimate U اعتبار
estimated U اعتبار
void U بی اعتبار
creditability U اعتبار
estimates U اعتبار
influence U اعتبار
influenced U اعتبار
influences U اعتبار
influencing U اعتبار
creditless U بی اعتبار
estimating U اعتبار
crediting U اعتبار
credited U اعتبار
invalids U : بی اعتبار
invalid U : بی اعتبار
funded U اعتبار
fund U اعتبار
credit U اعتبار
value U اعتبار
values U اعتبار
valuing U اعتبار
validity U اعتبار
prestige U اعتبار
esteem U اعتبار
validation U اعتبار
reputability U اعتبار
standing U اعتبار
importance U اعتبار
credibility U اعتبار
prestigious U با اعتبار
requesting U درخواست
requistion for money U درخواست
requested U درخواست
postulating U درخواست
appealed U درخواست
appeal U درخواست
indent U درخواست
requisitions U درخواست
application U درخواست
postulate U درخواست
requests U درخواست
postulated U درخواست
postulates U درخواست
on request of which [at his request] U به درخواست او
imploration U درخواست
claims U درخواست
enquiry U درخواست
claiming U درخواست
requisition U درخواست
claimed U درخواست
indents U درخواست
requisitioned U درخواست
requisitioning U درخواست
appeals U درخواست
request U درخواست
d. of a request U در درخواست
suited U درخواست
claim U درخواست
suits U درخواست
tendered U درخواست
demanded U درخواست
demand U درخواست
tenderest U درخواست
suit U درخواست
solicitation U درخواست
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com