English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
macrobiotics U دانش طولانی کردن عمر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
extensions U طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extension U طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
straight "A " student U دانش آموزی [دانش جویی] که همیشه همه درسها را ۲۰ می گیرد
extends U طولانی تر کردن
extending U طولانی تر کردن
prolong U طولانی کردن
extend U طولانی تر کردن
prolongs U طولانی کردن
elongation U طولانی کردن
prolonging U طولانی کردن
prolongation U طولانی کردن تطویل
lengthen U طولانی کردن کشیدن
lengthened U طولانی کردن کشیدن
lengthening U طولانی کردن کشیدن
lengthens U طولانی کردن کشیدن
prolongate U طولانی کردن امتداد دادن
To live a long life . U عمر طولانی (زیاد ) کردن
outstay U بیش از حد لزوم ماندن اقامت طولانی کردن
extension U طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
extensions U طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
skip breathing U حبس نفس برای طولانی کردن مدت غواصی
fibres U که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fiber U که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibre U که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
to make a p of one's learing U دانش خودرا نمایش دادن علم فروشی کردن
recruits U سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruiting U سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruited U سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruit U سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
longest U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long- U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
prolong U طولانی
longs U طولانی
protracted U طولانی
prolix U طولانی
agelong U طولانی
greatest U طولانی
great- U طولانی
great U طولانی
of long standing U طولانی
prolongs U طولانی
shortest U طولانی نه
prolonging U طولانی
longest U طولانی
long- U طولانی
shorter U طولانی نه
long U طولانی
longsome U طولانی
longed U طولانی
longer U طولانی
short U طولانی نه
as long as U بمدت طولانی
gangling U طولانی و دراز
telephone U در یک مسافت طولانی
telephones U در یک مسافت طولانی
periphrastically U بطور طولانی
telephoning U در یک مسافت طولانی
long U طولانی طویل
long- U طولانی طویل
longest U طولانی طویل
hold over <idiom> U طولانی نگهداشتن
blue moon U مدت طولانی
long play U صفحه طولانی
longs U طولانی طویل
telephoned U در یک مسافت طولانی
longed U طولانی طویل
longer U طولانی طویل
prolegomenous U دارای مقدمه طولانی
livelong U طولانی وخسته کننده
long tail liability U تعهد طولانی مدت
marathons U جلسه گروهی طولانی
long thrust U تک نفوذی طولانی یادوردست
marathon U جلسه گروهی طولانی
long-drawn-out U بیش از اندازهی طولانی
long recoil U عقب نشینی طولانی
scrolls U نوشته یافهرست طولانی
slot U سوراخ طولانی و باریک
slots U سوراخ طولانی و باریک
slotting U سوراخ طولانی و باریک
heatwaves U هوای گرم طولانی
symphonies U قطعه طولانی موسیقی
strip U ماده طولانی نازک
scroll U نوشته یافهرست طولانی
heatwave U هوای گرم طولانی
symphony U قطعه طولانی موسیقی
gabfest U محاوره طولانی و مفصل
degressive burning U سوختن طولانی خرج
protracted war U استراتژی نبرد طولانی
know how U دانش
kenning U دانش
wisdom U دانش
knowledge U دانش
know-how U دانش
understanding U دانش
cognition U دانش
cognisance [British] U دانش
realizing U دانش
knowledge U دانش
realising [British] U دانش
sciences U دانش
gramarey U دانش
gramary U دانش
scholarship U دانش
scholarships U دانش
science U دانش
gramarye U دانش
swig U جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
swiping U حرکت جاروبی جرعه طولانی
streamed U جریان طولانی داده سری
trench U استحکامات خندقی شیار طولانی
swiped U حرکت جاروبی جرعه طولانی
go long U تلاش درپاس طولانی بجلو
T link U اتصال سریع و طولانی داده
swigged U جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
swipe U حرکت جاروبی جرعه طولانی
long game U بازی با لزوم ضربههای طولانی
swigging U جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
long distance U با شعاع عمل زیاد طولانی
long-distance U با شعاع عمل زیاد طولانی
trenches U استحکامات خندقی شیار طولانی
stream U جریان طولانی داده سری
We have a long journey before us . U مسافرت طولانی در پیش داریم
streams U جریان طولانی داده سری
prolonger U تاخیر دهنده طولانی کننده
swigs U جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
student U دانش اموز
strikers U دانش اموز
architectonic U دانش معماری
educates U دانش اموختن
students U دانش اموز
educating U دانش اموختن
educate U دانش اموختن
computer literacy U دانش کامپیوتر
witting U معلومات دانش
knowledge representation U نمایش دانش
knowledge representation U بازنمود دانش
smattering U دانش سطحی
striker U دانش اموز
thermodynamics U دانش دماپویایی
physical science U دانش مادی
computer awarness U دانش کامپیوتر
grader U دانش اموز
life sciences U دانش زیستی
postgraduates U دانش اموخته
schoolboy U دانش اموز
schoolboys U دانش اموز
patrons of learning U دانش پروران
erudition U فضل و دانش
letter U معرفت دانش
letters U معرفت دانش
scholar U دانش پژوه
scholars U دانش پژوه
schooling U کسب دانش
schoolfellow U کسب دانش
organum U وسیله دانش
in ken U د رحدود دانش
pansophism U دانش مطلق
maieutic U دانش مامایی
polyhistor U دانش بسیار
polymathy U دانش زیاد
onomastics U دانش نام
omniscience U دانش بی پایان
ominscience U دانش بی پایان
philomath U دانش پرست
photology U دانش روشنایی
postgraduate U دانش اموخته
normal school U دانش سرا
to reach for knowledge U دانش کوشیدن
knowing faculty U قوه دانش
knowledge base U پایگاه دانش
knowledge domain U قلمرو دانش
knowledge engineer U مهندسی دانش
pupils U دانش اموز
knowlege representation U نمایش دانش
aeronautics U دانش هوانوردی
pupil U دانش اموز
teacher's college U دانش سرا
life science U دانش زیستی
alumnus U دانش اموخته
to a knowledge U دانش اندوختن
academy U انجمن دانش
treatise U دانش نویسه
academies U انجمن دانش
an encourouges of science U دانش پرور
technical know how U دانش فنی
treatises U دانش نویسه
kith U دانش و معرفت
learning U دانش یادگیری
stalling U حفظ گوی برای مدت طولانی
stall U حفظ گوی برای مدت طولانی
to give a long recital of something U دادن یک شرح مفصل و طولانی از چیزی
dromos U [راهروی باریک و طولانی به گذرگاه کندویی]
grand touring car U نوعی اتومبیل مسابقه مسافتهای طولانی
The outcome of the long struggle . U نتیجه این مبا رزه طولانی
long iron U چوبهای شماره 1 و 2 و 3برای ضربههای طولانی
nonrated man U دانش اموز دریایی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com